[ad_1]

اگر می دانید یا کودکانی از اختلال همه گیر رنج می برند ، ممکن است یک روش دارویی برای تسکین درد و استرس آنها وجود داشته باشد: داستان آنها را بخوانید.

محققانی در برزیل که تأثیر داستان پردازی و بازی های مبتنی بر معما را بر روی کودکان بستری در بخش مراقبت های ویژه بررسی کردند ، دریافتند که این داستان ها باعث کاهش سطح هورمون های استرس در بیماران جوان می شود ، نتایج درد آنها را کاهش می دهد ، که خود گزارش و سرب است به نگرش مثبت تری نسبت به بیمارستان ها ، پزشکان و پرستاران.

نویسندگان این مطالعه در مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم نوشتند: “یافته های ما مبنای روانشناختی را برای مزایای کوتاه مدت داستان پردازی فراهم می کند.”

نویسندگان می گویند ، نتایج مداخلات ساده و ارزان قیمت ارائه می شود که می تواند درد جسمی و روانی کودکان در بیمارستان را کاهش دهد. و آنها پیشنهاد می کنند که داستان سرایی می تواند تأثیر به سزایی در رفاه کودکان در خارج از بیمارستان داشته باشد – از جمله کسانی که ویروس کرونا ویران کرده است.

همه گیری “تا حدودی شباهت به زمینه های بخش مراقبت های ویژه دارد ، به این معنا که ما حبس شده ایم ، به شدت نگران هستیم ، از بیمار شدن می ترسیم و شما نمی دانید چه زمانی [things] پیشرفت خواهد کرد ، “گفت: گیلرمو بروکینگتون ، نویسنده اصلی ، فیزیکدان دانشگاه ABC فدرال در سائوپائولو ، برزیل.

مردم عاشق داستان هستند ، چه برای آنها تعریف شود و چه شنیده شود. این از کودکی تا پیری و همچنین در کل زبان و فرهنگ صادق است. تحقیقات نشان می دهد که عشق به داستان نویسی ممکن است نقشی حیاتی و سازگارانه در جامعه بشری داشته باشد و به ما امکان تأثیر در احساسات و ایجاد روابط با یکدیگر را بدهد. از نظر روانشناختی ، داستان ها به ما امکان می دهند از دنیای گاه آشفته معنا بگیرند و از طریق ایمنی تجربه جایگزین ، پیچیدگی ها و مشکلات تعاملات اجتماعی را بیاموزند.

محققان یک فرضیه دارند که چرا داستان ها چنین تاثیری دارند ، ایده ای که “انتقال روایت” نامیده می شود. با بافتن ملیله ای از زبان ، متن و تخیل ، داستان ها قلب و ذهن را غرق می کنند. و هرچه دنیای تاریخ فوری تر ، “واقعی تر” می شود ، دسترسی به دنیای واقعی کمی دورتر یا دشوارتر می شود – حداقل برای مدتی.

ریموند مار ، روانشناس از دانشگاه یورك در تورنتو كه در این مطالعه مشاركت نداشت ، گفت: “اگر به یك داستان گوش دهید ، ذهن شما به یك محل دیگر می رود ، دور از بیمارستان و در این نوع قلمرو خیالی.”

نویسندگان این مطالعه نوشتند: “این داستان ها و شبیه سازی های ذهنی می تواند به تجدید تجارب شخصی ، گسترش دیدگاه ها ، تعمیق مهارت های پردازش عاطفی ، افزایش همدلی و تنظیم الگوهای خود و تجربیات عاطفی کمک کند.”

به عبارت دیگر ، داستان گویی ابزاری قدرتمند به نظر می رسد که می تواند برای همیشه مورد استفاده قرار گیرد. به همین دلیل معمولاً در بیمارستان های دنیا برنامه های قصه گویی برای بیماران جوان انجام می شود.

با این حال مزایای آنها تا حد زیادی حکایت دارد. برای این مطالعه ، بروكینگتون و همكارانش می خواستند پرونده ای را براساس شواهد علمی بسازند.

به همین منظور ، محققان تلاش خود را معطوف به كودكان تحت مراقبت ویژه كرده اند كه از قبل با مشكلات و دردهای ناشی از بیماری خود كنار می آیند. علاوه بر این ، اخراج از خانه و مدرسه آنها را از روال عادی سلب آسایش و امنیت می برد ، می تواند پیشرفت آنها را قطع کند و مدتها پس از ترک بیمارستان آنها را از طرق دیگر تحت تأثیر قرار دهد.

محققان 81 كودك را كه در بخش مراقبت های ویژه در بیمارستان Rede D’Or São Luiz Jabaquara در سائو پائولو بستری شده بودند ، استخدام كردند. آنها 2 تا 7 سال دارند و از شرایط مشابهی مانند مشکلات تنفسی ناشی از آسم ، برونشیت یا ذات الریه رنج می برند.

کودکان به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. در گروه آزمایشی ، 41 نفر در برنامه ای شرکت کردند که در آن یک داوطلب آموزش دیده بود یک داستان کودکانه را به مدت 25 تا 30 دقیقه بخوانید. بیماران قادر به انتخاب یکی از هشت داستانی بودند که در ادبیات کودکان برزیل یافت می شود. (آنها می توانند در هر زمان بخواهند داستان ها را تغییر دهند یا یک داستان را دوباره بخوانند.)

در گروه کنترل ، داوطلب نقشی متفاوت به عهده گرفت و همان زمان را صرف 40 بچه دیگر کرد تا معماهای سرگرم کننده را حل کنند. ایده این بود که زمان ، توجه و تعامل اجتماعی را که هر کودک دریافت می کند ، کنترل کنید ، چه معماها و چه داستان ها.

تیم تحقیق پاسخ های کودکان را در چندین سطح بررسی می کند. محققان قبل و بعد از جلسات نمونه بزاق را از هر شرکت کننده جمع آوری کردند تا تغییرات سطح کورتیزول (هورمون مربوط به استرس) و اکسی توسین (هورمونی مرتبط با همدلی و پردازش عاطفی) را کنترل کند.

کودکان همچنین یک تست ذهنی را برای ثبت میزان دردی که در مقیاس 1 تا 6 تجربه کرده اند ، قبل و بعد از هر فعالیت انجام دادند. سرانجام ، آنها در یک کار کلامی برای ارتباط آزاد شرکت کردند ، و توصیفات خود را از هفت کارت که موضوعات مربوطه را نشان می دهد: پرستار ، دکتر ، بیمارستان ، دارو ، بیمار ، درد و کتاب.

فراتر از رازها و داستان ها ، تأثیر مثبتی داشتند. سطح کورتیزول کاهش یافته ، سطح اکسی توسین افزایش یافته و گزارشات درد ذهنی کاهش یافته است.

یک تفاوت اساسی وجود داشت: به نظر می رسید داستان دو برابر معماها م effectiveثر است. سطح اکسی توسین پس از مداخله در داستان پردازی ، نه برابر افزایش یافت ، در حالی که پس از اسرار ، پنج برابر افزایش یافت. سطح کورتیزول در مورد کودکانی که داستان می شنیدند حدود 60٪ کاهش یافت ، در حالی که برای کسانی که روی معماها کار می کردند 35٪ بود.

از نظر درد ، کودکانی که داستان می شنیدند مشاهده کردند که میانگین نمره آنها از 3.85 به 1.15 کاهش یافته است (کاهش 2.7 نمره ای) ، در حالی که میانگین نمره درد برای کسانی که دارای معماها هستند از 3 ، 72 به 2.18 (1.54 امتیاز) کاهش یافته است.

در بازی تداعی کلمات ، پاسخ های گروه داستان برای “بیمارستان” ، “پرستار” و “دکتر” مثبت تر از پاسخ های گروه معما است. به عنوان مثال ، هنگامی که به یک تصویر از یک بیمارستان نگاه می کنید ، یک داستان نویس آن را جایی می نامد که “مردم برای بهبودی می روند” ، در حالی که کودک با معماها می گوید “مردم وقتی بیمار می شوند می روند”.

محققان گفتند ، شواهد دلیل قدرتمندی برای درمان درمانی داستان ها است.

“حتی یک اندازه گیری روانشناختی نیز چشمگیر خواهد بود. گرفتن دو عالی است؛ مرتبط سازی این موضوع با انواع دیگر گزارش ها واقعاً اقدامی بزرگ است. ” “باز هم ، قابل توجه ترین چیز این است که شما نتایج کاملاً مطابقی را در هر چهار اندازه گیری مشاهده می کنید.”

نویسندگان این تحقیق می گویند ، نتایج از قدرت داستان حکایت دارد.

بروكینگتون گفت: “شما از طریق تخیل به دنیای دیگری می روید.” حداقل برای مدتی افراد ممکن است خود را “در یک مکان بهتر ، با استرس کمتر” پیدا کنند.

در حالی که داستان های ارائه شده در این مطالعه خسته کننده یا سرگرم کننده بودند ، مار تعجب کرد که آیا داستان هایی با موضوع مرتبط با وضعیت شنونده می توانند کمک هدفمندی ارائه دهند. مار همچنین گفت که می تواند تعریف داستانها را گسترش دهد تا اشکال دیگر بازی روایی را نیز در بر بگیرد.

وی گفت: “من فکر می کنم هر نوع بازی خیالی نقش آفرینی که به بچه ها امکان می دهد به طریقی از طریق آنچه در حال حاضر استرس زا است کار کنند ، احتمالاً مفید خواهد بود.”

خورخه مول ، متخصص مغز و اعصاب در موسسه تحقیقات و تحقیقات D’Or در ریودوژانیرو ، گفت ، و فقط کودکان نیستند که نیاز به داستان دارند. بزرگسالان همچنین می توانند از انتقال تاریخ به آنها بهره مند شوند.

وقتی خانواده ها در هنگام شیوع بیماری همه گیر وقت بیشتری را در خانه می گذرانند ، این فرصتی برای بازگشت به سنت های از دست رفته از قبیل تبادل داستان در اطراف آتش است.

مال گفت: “من گمان می كنم كه آنها باید برای همه بسیار مفید باشند.”



[ad_2]

منبع: play-news.ir

ایندکسر