[ad_1]

آیا جنگ سرد جدیدی آغاز شده است ، جنگی که با ایالات متحده علیه جمهوری خلق چین مخالفت کند؟ به نظر می رسد سخنان ناشی از واشنگتن ، ناشی از اظهارنظرهای ناشیانه در رسانه ها ، جنگ سرد دوم را مسلم می داند ، چیزی که حتی ممکن است مورد استقبال قرار گیرد.

اگر جنگ سرد دوم در راه است ، چگونه آن را با سلف خود مقایسه می کند؟ آیا اصطلاح “جنگ سرد” نژادی را که اکنون به آن پیوسته است به اندازه کافی توصیف می کند؟ یا اینکه احیای این اصطلاح می تواند یک اشتباه بالقوه مهلک باشد؟

اولین جنگ سرد ، که مربوط به سال 1947 است ، بر رقابت ژئوپلیتیک با سوپرمایزاسیون ایدئولوژی متمرکز بود. جهان به اصطلاح آزاد ، به رهبری ایالات متحده ، در مقابل بلوک کمونیست شوروی ایستاد. جذابیت مارکسیسم-لنینیسم هرچه باشد ، این نژاد هرگز رقابتی بین مساوی نبوده است. اگرچه ممکن است نتیجه از پیش تعیین نشده باشد ، اما غرب از مزایای سیاسی ، اقتصادی و فناوری عظیمی برخوردار بود که فقط با عدم تحقق وعده های سوسیالیسم توسط رژیم های کمونیستی افزایش یافت.

با این وجود نکته قابل توجه ، حتی با فروپاشی جنگ سرد در اواخر دهه 1980 ، دستگاهی که ایالات متحده برای رانندگی ایجاد کرده بود همچنان به زمزمه ادامه می دهد. همانطور که توسط ریاست جمهوری شاهنشاهی بیان شد ، اندازه بودجه پنتاگون ، آژانسهای اطلاعاتی غیر قابل اعتماد ، مجتمع فاسد صنعتی – صنعتی ، شبکه گسترده پایگاهها ، متحدان تند و زننده و تمایل به مداخله مسلحانه در خارج از کشور ، روال جنگ سرد ادامه دارد. تهدید قرمز ممکن است با نابودی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 ناپدید شود ، اما دستگاهی که برای مقابله با این تهدید طراحی شده بود ، زنده مانده است.

به میزان کم و بیش از تعهد اعلام شده به دموکراسی و حقوق بشر ، ایالات متحده امروز توسط این دستگاه تعریف شده است. به طور خلاصه ، در حالی که واشنگتن برای مقابله با چین آماده می شود ، دولت امنیت ملی چشم به آینده دارد.

آمریکایی ها باید چنین چشم اندازی را بسیار نگران کننده بدانند. از این گذشته ، آنچه که ما تاکنون با تغییر مسیر رژیم های معمول جنگ سرد انجام داده ایم برای ایالات متحده گران تمام می شود ، باعث اتلاف قدرت آمریکا و کمک به اختلال عملکرد داخلی می شود. باقی مانده ها ، در نتیجه تلاش های ارتش آمریکا پس از 11 سپتامبر ، هنوز مورد بررسی قرار نگرفته اند. اما می توانیم این را با اطمینان بگوییم: تریلیون دلار از دست رفته و هزاران زندگی از دست رفته برای همیشه از بین رفته است ، و در عوض اندکی می تواند هزینه بر باشد. این به تنهایی باید قبل از پذیرفتن جنگ سرد با چین به عنوان امری اجتناب ناپذیر ، به آمریکاییان استراحت دهد.

به یاد داشته باشید که در آغاز جنگ سرد اولیه ، ایالات متحده موقعیت جهانی بسیار برتری داشت. علاوه بر توانایی واشنگتن در انجام جنگ ، این مزایا از آن زمان به بعد كاهش یافته یا كاملاً از بین رفته است. بلندپروازی های اعلام شده دولت بایدن ، متمرکز بر ترمیم ساختار اجتماعی بسیار فرسوده ، تصدیق ضمنی این واقعیت است. رئیس جمهور بایدن می تواند “بهتر بازسازی” کند یا اختلافات با چین را آرام کند. روزهایی که ایالات متحده می توانست هر دو را انجام دهد ، گذشته است.

همچنین به خاطر داشته باشید که چین اتحاد جماهیر شوروی نیست. اندیشه شی جین پینگ ایدئولوژی نیست که بتوان آن را صادر کرد. برخلاف رهبران اتحاد جماهیر شوروی که با سرمایه داری مخالف بودند ، رهبران چین از آن استقبال کردند و توانایی چشمگیری در مهار بازار برای ایجاد ثروت نشان دادند. اقتصاد شوروی تقریباً چیزی تولید نکرد که مصرف کنندگان آمریکایی علاقه مند به خرید آن باشند. امروزه چین تقریباً هر آنچه را كه مصرف كنندگان آمریكایی می خواهند بخرند تولید می كند كه ما این كار را با استفاده از پول ، وام های متقابل از بانك های چین انجام می دهیم.

در واشنگتن ، محکومیت اقتدارگرایی پکن می تواند به کف زدن منجر شود. و آمریکایی ها دلیل خوبی دارند که وقتی پکن با اشاره به نقایص خود به عقب برگردیم ، آزرده خاطر شوند. با این حال واقعیت این است که دو ملت ما به هم وابسته اند و نه فقط از نظر اقتصادی. تا زمانی که ما یک سیاره مشترک داشته باشیم ، بدون شک این نکته همچنان باقی خواهد ماند که تغییر اقلیم مطمئناً خانه را به همراه خواهد آورد. هیچ جایگزینی قابل قبول برای همزیستی متقابل وجود ندارد.

شروع یک جنگ سرد جدید موانعی را برای همزیستی ایجاد می کند ، ناگزیر محور روابط چین و ایالات متحده را برای رقابت و تقابل نظامی ، احتمالاً برای دهه های آینده متمرکز می کند. تایوان و دریای چین جنوبی خطرات احتمالی را نشان می دهند. فقط کسانی که از خطرات و هرج و مرج واقعی ناشی از جنگ سرد اول بی اطلاع هستند می توانند از چنین دیدگاهی استقبال کنند.

احیای ارجاعات به جنگ سرد ، خیال را هنگامی که بیشتر به فکر جدید نیاز است خفه می کند. در روزها و سال های آینده ، بدون شک مدیریت روابط ایالات متحده و چین پیشنهادی ظریف خواهد بود که نیاز به خرد و بینشی بیشتر از آنچه واشنگتن در سال های اخیر نشان داده است ، دارد. شکل گیری این روابط به عنوان یکی از عناصر اصلی جنگ سرد جدید می تواند به نفع دولت امنیت ملی و دارندگان آن باشد. اما این به نفع مردم آمریکا نخواهد بود.

ما وارد تاریخ جدیدی در تاریخ جهان و تاریخ ایالات متحده شده ایم. عقب نشینی به گذشته ای که کمرنگ به خاطر سپرده شود گزینه مناسبی نیست.

اندرو باچویچ رئیس موسسه مدیریت دولتی کوینسی است.



[ad_2]

منبع: play-news.ir