COVID-19 Anniversary: ​​چرا اکنون به دیواری برخورد می کنیم؟


نرخ عفونت COVID-19 ، بستری شدن در بیمارستان و مرگ و میر در حال کاهش است. سه واکسن به روشهای فزاینده ای م effectiveثر ، البته هنوز ناقص تجویز می شوند. همه معلمان در کالیفرنیا از قبل واجد شرایط هستند ، این بدان معناست که مدارس در لس آنجلس که به شدت تحت تأثیر قرار گرفته اند می توانند قبل از پایان ترم افتتاح شوند و میلیون ها والدین را از شغل دوم (یا سوم یا چهارم) خود که مربی خانه است ، راحت کنند.

کنگره بسته کمک 1.9 تریلیون دلاری را تصویب کرد. افراد بیشتری وقتی از آنها خواسته می شود ماسک می زنند و تشنج کمتری دارند. جادوی اخیر ممکن است برای زمین خوب نباشد ، اما درختان گلدار و روزهای روشن امید بهاری را برای بهار و تابستان ایجاد می کنند. تابستانی که در واقع می تواند شامل سفرها و رویدادهایی باشد که اگرچه هنوز هم محدود و شامل ماسک های ذکر شده و فاصله اجتماعی است ، اما می تواند بازگشت به زندگی قبل از همه گیری را به روشی کاملاً واقعی رقم بزند.

پس چرا این همه مردم به یک دیوار برخورد می کنند اکنون؟

منظور من کارگران بهداشتی یا کارگران خط اول یا اولین پاسخ دهندگان نیستند. این رزمندگان قهرمان به دیوارها برخورد می کنند و سپس به مدت 13 ماه بار دیگر خود را به دوستان عزیز می اندازند.


همه گیر: یک سال در

سازمان بهداشت جهانی اعلام کرد که شیوع ویروس کرونا در 11 مارس 2020 به یک بیماری همه گیر تبدیل شده است. از آن زمان به نظر می رسد این ویروس تمام جنبه های زندگی در جنوب کالیفرنیا و فراتر از آن را تحت تأثیر قرار داده است. تایمز به یک زندگی یک ساله در یک بیماری همه گیر نگاه می کند.

منظور من افرادی است که موفق شده اند از ویروس کرونا جلوگیری کنند یا از حملات خفیف با آن جان سالم به در ببرند – هنوز (خدا را شکر) اکثر آمریکایی هایی که با اثرات اجتماعی و اقتصادی بیماری همه گیر مبارزه کرده اند ، نه خود ویروس.

سالگرد امروز – 11 مارس سال 2020 بود که سازمان بهداشت جهانی شیوع COVID-19 را همه گیری اعلام کرد – قسمت عمده ای از این مشکل است. همانطور که از بسیاری از پخش های مجازی از آهنگ نمادین اجاره می پرسد ، شما چگونه “پانصد و بیست و پنج هزار و ششصد دقیقه” در سال را اندازه گیری می کنید ، به ویژه سالی که بسیاری از روشهای سنتی اندازه گیری و سازماندهی زمان متوقف شده است؟

چگونه می توان با 12 ماه که تاکنون در خارج از کشور وجود داشته یا در عمق زندگی همانطور که قبلاً می دانیم دفن شده است کنار آمد؟
از مارس گذشته تاکنون ، زمان به نظر می رسید که با قوانین خودش مخالف است – روزهای گذشته ، هفته ها بی حرکت معلق بودند ، ماه ها خود را به عنوان ابدیت نشان می دادند ، و سپس کاملا در پشت ما ناپدید شدند. دوباره ماه مارس است؟

این یک سال عجله از ترس ، تحت فشار غم یا ترس بود ، که توسط برخی از آزادی ها برداشته شد ، و در اثر رشد محرومیت متورم شد. ما همه آئین های دیگر را پشت سر گذاشتیم ، و در صورت امکان مراسم جدیدی ایجاد کردیم ، به نوبه خود احساس خستگی و بی قراری ، بی حوصلگی و عزم راسخ ، خشم و همدلی کردیم.

و همیشه ، همیشه هر روز با لیست مردگان ، در حال مرگ ، بیکاران ، میلیون ها نفر در تلاش برای کمک به آنها مشخص می شد.

چگونه یک سال را مانند هیچ یک دیگر اندازه گیری می کنید؟ در نمودارهای میله ای؟ در سطح رنگ؟ توسط مراحل پروژه ها برای تمیز کردن / ساختن شخصی؟ رشد حیوان خانگی همه گیر شما؟ با عکس های آرامش و آرام برای تعطیلات؟ از طریق گفتگوهای بی پایان؟

یک سال پیش در این هفته ، پس از شرکت در آخرین جشنواره بین المللی فیلم زنده در سال 2020 ، جشنواره کلمبیا ، می سی سی پی واقعی / جعلی ، به لس آنجلس بازگشتم. آیا فقط یک سال است که من بدون ماسک و ضد عفونی کننده دست در نیمه راه کشور پرواز کرده ام؟

فقط یک سال از تماشای من در سالن سینمای شلوغ یکی پس از دیگری می گذرد و قهوه و ساندویچ های اتاق غذاخوری شلوغ را یکی پس از دیگری می گیرم. ما می دانستیم که ویروسی وجود دارد ، بنابراین می خندیدیم (می خندیدیم!) وقتی با یکی از دوستان یا کارگردان خود یکی پس از دیگری آشنا شدم ، از دست دادن و آغوش “فراوانی احتیاط” صرف نظر می کردیم.

به نظر می رسد یک عمر پیش آخرین فیلمم را در تئاتر دیدم ، “دیک جانسون مرده است” از کیرستن جانسون که جشنواره را تعطیل کرد. من از این کم لطفی سرنوشت سپاسگزارم. تلفیق هوشمندانه جانسون از پوچ و پاتوس در حالی که او چگونگی آماده شدن برای مرگ پدرش را شرح می دهد ، با مشارکت پرشور او ، یکی پس از دیگری صحنه مرگ وحشتناک ، از بسیاری جهات معرفی کاملی برای سال آینده بود.

وقتی گریه نمی کردی باید می خندید.

من از یک فرودگاه نسبتاً شلوغ کانزاس سیتی به یک LAX کاملاً خالی و ساکت پرواز کردم و قبل از رفتن به کلاسی که تدریس می کنم ، برای یک گپ کوتاه با سردبیرم در دفتر تایمز توقف کردم.

این تقریباً آخرین باری بود که شخصاً سردبیر یا یکی از همکارانم را می دیدم. آن شب وقتی به خانه برگشتم ، یادداشتی وجود داشت که می گوید هر کسی که به خارج از لس آنجلس سفر می کند ، مجبور است برای دو هفته خود درمانی کند و از آنجا ، خوب ، همه ما می دانیم که چطور پیش رفت.

از ماه مارس تاکنون تعداد بسیار زیادی مرگ و میر ، تعداد زیادی اعمال شجاعانه روزانه ، آشوب های سیاسی و اقتصادی ، انکارها ، افشاگری ها ، معجزات ، اتهامات و پیام ها و بیش از همه اعلامیه های وحشتناک که زندگی در یک راه دیگر یا “دیگر هرگز مانند گذشته نخواهد بود.”

و با این حال ، برای بسیاری از ما ، از بسیاری جهات ، هر روز دوباره دقیقاً یکسان بوده است.

این صفحه ، صفحه کلید ، تلفن ، پنجره من است. همسر و فرزندان من با صفحه نمایش ، صفحه کلید ، تلفن و پنجره های خود هستند. در اینجا پیاده روی های ما ، سفرهای ما به فروشگاه های مواد غذایی و فروشگاه ها و خواسته های بی پایان لباسشویی ، آشپزی و نظافت خانه به طور ناگهانی دائماً پر از چهار بزرگسال و یک نوجوان است که هرگز زیاد راه نمی روند.

ماشین ظرفشویی ما بعد از چند ماه روح را رها کرد. مجبور شدم در ماه فوریه یخچال جدید بخرم. تاکنون ، ماشین لباسشویی و خشک کن ما زنده مانده اند ، اگرچه صادقانه بگویم ، من مطمئن نیستم که چگونه. آره. زیاد. خشکشویی. آره. زیاد. هودها

بعضی اوقات پیاده روی های مختلف ، حتی سفرهای کوتاه به نقطه دیگری از شهر یا دو بار به ایالت انجام می دهیم. ما در آنجا بین مجموعه های مختلف و غذا برای سفارشات تلفن همراه قدم می زنیم – نقاب دار ، از راه دور از نظر اجتماعی ، و به دنبال احساس عادی زیر آب هستیم. گاهی اوقات ما یک شب فیلم در حیاط خانه داریم ، که عمداً با نوشابه ، ذرت بو داده و تویزلر ادویه می شود ، که در سینماها می خریم. داماد من ، خدا رحمتش کند ، هر شنبه یک شب خانوادگی برگزار می کند تا مقیاس بندی کند.

راستش ، تنها چیزی که واقعاً روزانه تغییر می کند این است که کدام یک از اعضای خانواده به نوعی از هم جدا شده اند یا چیز دیگری.

“چه مشکلی برای او / او وجود دارد؟” کسی س askال خواهد کرد ، گرچه همه ما جواب را می دانیم. ما در شهرستان لس آنجلس زندگی می کنیم ، که مدت یک سال است به نوعی از حالت تعلیق خارج نشده است. ما سه فرزند داریم که کاملاً نباید بیشتر روزهای خود را در کنار والدین و بالعکس زندگی کنند. دختر بزرگتر ما بیش از یک سال تجربه دانشگاهی خود را از دست داده است و دختر کوچکتر ما نیز در سنی که باید به سینما برود و در بازار پرسه بزند ، نیمی از تحصیلات دبیرستان را از دست داده است. پسر ما در دنیایی به سرانجام رسید که به معنای واقعی کلمه هیچ کاری در زمینه انتخاب وی وجود نداشت. زندگی در خانه بعد از فارغ التحصیلی بدترین کابوس بود.

فکر میکنی چه چیزی اشتباه است؟

چند روز خوب است ما از شانس خود آگاهیم. روزهای دیگر ، با این حال ، ما مانند بسیاری دیگر ، بیدار می شویم که همه گیر را می بینیم که در تختخواب ما نشسته است ، لبخند وحشتناک او که لبخند می زند ، چنگال های وحشتناک خود را تکان می دهد: آموزش مجازی ، عذاب مرگ ، اخبار دوستانی که مثبت هستند یا بیمار می شوند ، اوج بهار / تابستان / زمستان و سپس ، هنگامی که این جهش ها عقب می مانند ، بازگشایی محدود در برابر هر گونه هشدار مبنی بر اینکه نباید نگهبانان خود را ترک کنیم ، زیرا یک ویروس کشنده هنوز در میان ما زیگزاگ است.

حتی با پنجره ها ، دیوارها بسته می شوند. همه گیری درست به صورت ما و شما می خزد. گاهی اوقات ما بلافاصله پیچ می خوریم.

ما آنقدر خرما “تا آن زمان بهتر خواهد بود” دیده ایم که می ترسیم از این احتمال که تا تابستان بیشتر بزرگسالان در این کشور می توانند واکسینه شوند هیجان زده شویم. ما هیجان زده هستیم ، اما بسیار ترسیده ایم. دنیا وقتی سرانجام کاملاً وارد آن بشویم چگونه خواهد بود؟ ما چه خواهیم شد؟ غمگین و خسته ، اما شاد ، امیدوارم به نوعی طعم آهسته داشته باشد ، بلکه سیری ناپذیر نباشد. پس از محرومیت ، همیشه بهتر است به آرامی مصرف شود ، به بدن اجازه می دهد آنچه را که کم دارد جذب کند.

همانطور که آرزو می کنم روزی را که می توانم تمام دنیا را با روشهای نترس سفر کنم ، امیدوارم با سرعتی که بتوانم لذتهای زندگی در قرن بیست و یکم را عمیقا تجربه کنم ، این کار را انجام دهم. امیدوارم دیگر هرگز فرصتی برای رفتن به سینما ، موزه ، مدرسه فرزندم ، مراکز خرید ، نمایش ، یک رویداد ورزشی ، یک کنسرت را امری عادی نگیرم. من امیدوارم که از چشم دیگران که قادر به انجام چنین کاری هستند ، قدردانی کنم ، حتی اگر حضور آنها به این معنی باشد که من باید در صف صبر کنم یا مکالمات مسخره آنها را بشنوم – استراق سمع را روشن کنید! دیگر هرگز آنها را مضحک نمی دانم.

امیدوارم به یاد بیاورم که همه ما نسخه های مختلفی از یک سال واقعا دشوار داشته ایم ، که بعضی از آنها درد و محرومیت بیشتری نسبت به دیگران داشته اند ، اما تعداد کمی از آنها آسیب ندیده اند.

در طی این همه گیری ، من مجبور شدم صبر زیادی را یاد بگیرم – فرض کنم همه روزهایی دارند که همه گیری سخت روی تخت و شما نشسته است. افراد زیادی فقدان و بیماری های فلج کننده ای را تجربه کرده اند ، هم از نظر جسمی و هم از نظر روحی. وقتی نامه ای پاسخ داده نمی شود یا جلسه مجازی تغییر می کند یا لغو می شود ، سعی می کنم به یاد بیاورم که همه افراد چیزی را تجربه می کنند و ممکن است چیزی بسیار افتضاح باشد.

امیدوارم این مسئله را به یاد بیاورم حتی وقتی COVID-19 به سطح غیر همه گیر عقب نشینی کند ، وقتی فرودگاه ها ، رستوران ها و مغازه ها دوباره پر هستند. وقتی اجازه می دهیم از نظر جسمی و روحی به اندازه کافی نزدیک باشیم تا به یکدیگر برخورد کنیم. مدت هاست که جستجوی قبل از همه گیری برای فرهنگ ما برای جریان مداوم کالا ، خدمات ، تجربه و توجه با محدودیت های واقعی بدن و روان انسان در تضاد است. بیماری ، ناامیدی ، خستگی و مرگ فقط عوارض جانبی همه گیر نیستند. آنها عوارض جانبی زندگی هستند و امیدوارم که همیشه آن را در ذهن داشته باشم ، حتی اگر کسی فوق العاده آزار دهنده باشد.

در ابتدای همه گیری ، بسیاری از مردم از توانایی کاهش سرعت ، سپری کردن وقت بیشتر در طبیعت ، با یک خانواده نزدیک یا فقط با خود ابراز لطف کردند. بخشی از این امر ناشی از احساس باشکوه برداشتن بشریت است – نیاز و توانایی باورنکردنی (یا روان رنجوری) ما در یافتن چیزهای خوب و بد. اما بعضی از آنها واقعی بودند. برای بسیاری از ما ، زندگی دیوانه ، سریع ، دور و مضحکانه شلوغ بود قبل از اینکه با قدرت بیشتری به مانعی برخورد کند ، آن را کند ، محدود و منزوی کند.

هیچکدام از دو طیف کامل نیستند ، و هنگامی که از یک بیماری همه گیر خارج می شویم ، یک فرصت بسیار نادر برای پیدا کردن و حفظ فضای سالم بین آنها داریم.

ماه هاست که من و خانواده ام در حال تهیه لیستی از همه کارهایی هستیم که انجام خواهیم داد و اینکه وقتی ترافیک بین دیگران دوباره ایمن باشد به کجا خواهیم رفت. آنها لیست های طولانی و متنوعی هستند ، و من امیدوارم که بتوانیم از طریق آنها راه خود را ادامه دهیم – اما به آرامی ، با یادآوری چقدر همه چیز ارزشمند به نظر می رسید وقتی ناگهان انکار شدیم.

بنابراین در اینجا شما باید اقامت کنید ، مهم نیست که چند هفته یا ماه طول می کشد. اگر ماشین لباسشویی و خشک کن من زنده بماند ، من هم می توانم زنده بمانم.




منبع: play-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>