[ad_1]

با افسردگی رکود در ایالات متحده ، خانواده پیازولا در سال 1936 به مار دل پلاتا بازگشتند ، چیزی که برای فرهنگ تانگو یک دوره طلایی است. آستور که در آن زمان 15 سال داشت ، به صورت گروهی راه خود را باز کرد و خیلی زود به بوینس آیرس نقل مکان کرد ، شگفتی که با مشهورترین گروههای آن عصر بازی می کند ، به ویژه ارکستر Troilo Anibal Troilo.

با این حال ، ترویلو از پروتیس خود انتقاد می کند که در تنظیمات خود بیش از حد از نت ها استفاده کرده و رقصندگان را گیج کرده است. یک زندگینامه نویس یادداشت می کند که یک پیازولای جوان یکبار به همکار خود ابراز نگرانی کرد که از نواختن راپسودی گرشوین با رنگ آبی با ارکستر برخوردار است.

هم گروهی به او گفت: “قرار نیست هیچ كسی را به خود جلب كند.” “این موارد را به آمریکای شمالی بسپارید.”

حتی زمانی که به شهرت رسید و ارکستر تانگو خود را ایجاد کرد ، پیازولا آرزوی آهنگسازی کلاسیک را داشت. او تمرینات و اجراهای تئاتر کلون را تعقیب می کند. او همیشه با بی ادبی ، در آپارتمان آرتور روبنشتاین ، یک ویروووز پیانو متولد لهستان که در آن زمان در بوینس آیرس زندگی می کرد ، نمره پیانو گرفت.

پیازولا با یادآوری دروس خود با آلبرتو گیناسترا ، آهنگساز مشهور کلاسیک آرژانتینی ، گفت: “من مطالعه و مطالعه کردم و خوشحال شدم.” “من موسیقی را تجزیه و تحلیل کردم ، شروع به خرید ضبط کردم. شروع کردم به گوش دادن و تغییر کند. “

این رشته هدفمند با گسترش الکل ، مواد مخدر و وسوسه های دیگر احتمالاً او را در برابر رذایل تانگو دمیموندو محافظت می کند..

در سال 1941 با دده ولف ، هنرمندی از نژاد فرانسوی و آلمانی ازدواج کرد.

پیازولا به طور فزاینده ای به سمت ترکیب بندی روی آورده است. در سال 1953 ، نمایش سمفونیک او بوینس آیرس ، که برای ادغام دو باندانا با یک ارکستر کلاسیک قابل توجه بود ، در یک مسابقه معتبر آهنگسازی برنده شد. این امر به وی کمک کرد تا برای تحصیل در پاریس بورسیه شود. در آن زمان ، پیازولا بعدا به مصاحبه کنندگان گفت که او سعی دارد یک تانگو را پشت سر خود بگذارد ، حتی اگر صدها آهنگ را به خاطر داشته باشد. اما او بندونئون 22 پوندی را به اروپا کشید.

در پاریس ، او نزد نادیا بولانگر ، معلم مشهور خواستار که بسیاری از آهنگسازان آمریکایی ، از جمله آرون کوپلند را راهنمایی کرد ، تحصیل کرد. وی دریافت که کارهای سمفونیک پیازولا از نظر فنی کاملاً خوب است ، اما فاقد شخصیت است. او از او خواست که باندون را بنوازد.

Astor Piazzolla نقش باندون را بازی می کند.

آستور پیازولا در ماه مه 1989 در یوجین ، اورگان تمرین کرد.

(استیو اسلکهام / برای تایمز)

پیازولا به دخترش گفت: “او” چان چا چا “،” رونق چانه “رایج همه تانگوها را نشنیده است. “او تانگو جدیدی شنید و چشمانم را کاملا باز کرد. … باندون را گرفتم و هرگز متوقف نشدم. فکر می کنم این پر سر و صداترین لحظه زندگی من از نظر خلاقیت بود. “

او در سال 1955 به بوینس آیرس بازگشت ، به یک مصاحبه گر با ذهنیت “گلادیاتور” گفت.

او هشتتایی از جمله گیتار برقی تشکیل داد که نشانگر گسستن سنت بود. دید او از موسیقی جاز ، کلاسیک و تانگو با ریف های بداهه ای دندانه دار که رقص را در گرد و غبار رها می کند. وی گفت: این موسیقی است که باید گوش داده شود.

آرژانتین خشمگین شد. پیازولا “قاتل” تانگو بود. وی با رانندگان ایستگاه های اتوبوس ، تاکسی و رادیو ازدواج می کند. او سرانجام از آن خسته شد و به ریشه های خود ، نیویورک بازگشت.

وی به یاد می آورد: “من بسیار ناامید شده بودم.” “و وقتی دلسرد می شوم ، ترک می کنم.”

مکان های مهر زنی سابق او چندان خوشایند نبود. او نمی توانست کاری در نیویورک پیدا کند. او برای تأمین هزینه های زندگی همسر و دو فرزندش تلاش می کرد.

او سرانجام یک کنسرت منظم ، نه در نیویورک ، بلکه در یک نمایش تانگو در Club Flamboyán در سن خوان ، پورتوریکو پیدا کرد. شب اول شایعه شد که نونینوی محبوب او در مار دل پلاتا درگذشته است. او به بازی ادامه داد.

“این اولین بار من بود. من به پول احتیاج داشتم. “

غم و اندوه الهام بخش آنچه که تصور می شود عالی ترین ساخته وی است ، “Adiós Nonino” – که بیشتر در یک عزاداری و الهام نیم ساعته نوشته شده است.

وی یادآور شد: “من نمی دانم چگونه این کار را انجام دادم.” “من پس از آن بارها سعی کردم” Adiós Nonino “دیگری بنویسم ، اما هرگز نتوانستم.”



[ad_2]

منبع: play-news.ir