[ad_1]

در شلوغی و شلوغی صبح سه شنبه ، موکبی از نزدیک به 500 وسیله نقلیه ، که مسافتی حدود هشت مایل را طی می کردند ، به پایین جاده جنوبی بولدر به کلیسای جامعه فلاترون شتافتند.

عزاداران ، عده ای با چشمان اشک بار ، جاده را به زنجیر می کشند و پرچم هایی را به اهتزاز در می آورند.

پلیس ، معاونان کلانتر ، پارکبانان ، آتش نشانان و پیراپزشکان از هر گوشه کلرادو آمده بودند تا در مراسم خاکسپاری عمومی افسر اریک تالی شرکت کنند.

تالی ، 51 ساله ، یک افسر پلیس بولدر و پدر 7 فرزند ، در 22 مارس هنگام پاسخ دادن به تیراندازی دسته جمعی در یک فروشگاه مواد غذایی کینگ سوپرز کشته شد.

تالی 30 ثانیه پس از ورود به صحنه و اصابت گلوله به سرش ، شارژ را به فروشگاه برد. سرانجام ، افسران دیگر مهاجم ، احمد آل علیوی آلیسا ، 21 ساله را تحت سلطه خود درآوردند. در مجموع 10 نفر کشته شدند.

در این مراسم ، بیوه و فرزندان تالی با اژدها مقابل تابوت او نشستند. پشت سر او یک دسته گل رز و زنبق بنفش نشسته بود. یک بنر کوچک روی گلها با علامت “پدیده” دراز کشیده بود.

روحانی دانیل نولان به عزاداران گفت: “افسر تالی به چیزی بسیار قوی اعتقاد داشت که آماده بود برای آن بمیرد.” “من استدلال می کنم که زندگی افسر تالی گرفته نشده است ، اما داده شده است.”

نولان شعری را خواند به نام “قهرمان ناخوانده” که توسط فرزندان تالی سروده شده است. یک آیه: “بگذارید فرشتگان مراقب شما باشند و شما را در راه خود نگه دارند ، خداوند شما را برکت دهد و از شما محافظت کند و هر روز شما را به خانه ببرد.”

انفجار احساسات در مورد مرگ تالی در حالی صورت می گیرد که کنترل ادارات پلیس در سراسر کشور بر رفتار آنها با اقلیت ها و اعتراضات مسالمت آمیز و آشوب های تابستان گذشته پس از مرگ جورج فلوید در بازداشت پلیس افزایش یافته است. یک افسر متهم به قتل ، درک شووین ، روز دوشنبه در مینیاپولیس متهم شد.

با همه حساب ها ، تالی یک افسر پلیس استثنایی و یک خانواده فداکار بود. یکی از دوستانش گفت که او یک زندگی قهرمانانه و بی سر و صدا داشت ، که توسط اقدامات کوچک اما آشکار بسیاری در این سرویس نشان داده شد.

او سالهاست که در فن آوری اینترنت کار می کند ، اما در سن 41 سالگی احساس می کند مجبور است افسر پلیس شود.

ماریس هارولد ، رئیس پلیس بولدر ، به مردم گفت که تنها ویژگی او ، مانند همه افراد بزرگ ، خوش بینی بود.

او گفت که او به او گفت که چقدر کارش را دوست دارد.

هنگامی که در بولدر سیل آمد ، او آب را از خانه ها ریخت. وقتی مجبور شد در روز پدر کار کند ، برای دیگران که نمی توانستند در آن روز در کنار پدران خود باشند ، کباب درست کرد. وقتی پسری مبتلا به سرطان درخواست لوازم پلیس را درخواست می کند ، تالی مدالها و برچسب ها را جمع می کند و به کودک تحویل می دهد.

و او همیشه برای یک بازی روی میز خوب بود – بیش از 450 بازی وجود داشت.

هارولد گفت: “فداکاری او فقط به مردم محدود نمی شد.” “در سال 2013 ، او یک خندق زهکشی حفر کرد تا یک اردک مادر و 11 اردک را نجات دهد. به نظر می رسد اردک مادر سپاسگزار بود. “

با نگاه به کودکان تالی ، 7 تا 20 ساله ، هارولد مکث کرد و دوباره به هم پیوست.

وی به آنها گفت: “من پدرم را در 13 سالگی از دست دادم و روزی نمی گذرد که به او فکر نکنم.” “بیشتر از همه یادم هست که پدرم مهربان بود. پدرت مهربان بود اریک مهربان بود ، اریک شجاع بود. “

طبق گفته سرپرست گروهبان ، اریک همچنین دوست داشت که در تماس باشد. آدریان درلس.

وی به جمع گفت: “من یك روز اریك را به مطب خود بردم و به او گفتم كه در تعداد دفعات تماس با من محدودیتی تعیین كرده ام.” “فقط 10 بار در روز”.

درلز با خنده ، توضیح داد كه تالی بلافاصله تماس گرفت و گفت كه به سمت حمام می رود.

درلز سپس به بیوه تالی لیا روی آورد.

او گفت: “لیا ، تو عشق زندگی او بودی”. “حتی اگر او به شما نمی گفت ، هر روز به ما می گفت.”

وی سفر به خانه تالی را به خاطر آورد تا خبر درگذشت وی را منتشر کند. بچه ها وقتی دیدند که او چقدر ناراحت است ، میزها را برگرداندند.

“فرزندان او مرا دلداری دادند. این درسی است که وی به آنها آموخت تا به دیگران خدمت کنند. ” “به پدرت افتخار کن ، او یک قهرمان بود.”

مراسم خاکسپاری مملو از موسیقی بود – “گربه ها در گهواره” ، “گاوچران بدلیجات” ، “آخرین خداحافظی” – تصاویر تالی با خانواده ، دوستان و افسران همکارش روی صفحه نمایش قرار گرفت.

فرماندار کلرادو ، جارد پولیس ، یکی از ساکنان بولدر ، گفت که داستان های تالی “به سختی سطح را خراشیدند”. او گفت که یک طوفان همدردی از سراسر جهان وجود دارد.

پولیس گفت: “این نشانه زندگی خوب و خوبی است.”

ده ها تن از مأموران اجرای قانون ، با لباس های تازه و آبی ، از کنار تابوت او عبور کردند ، یکی از هر طرف ، به آرامی هنگام عبور از یکدیگر سلام می کردند.

افسران بولدر پرچم را با احتیاط از تابوت بلند کردند و آن را به روشی جمع کردند. رئیس او را به بیوه تالی معرفی کرد. کولار نقش Taps را بازی کرد.

صدای دیسپچر از بلندگوها بلند شد. او شماره 295 ، نشان تالی را فراخوانی کرد.

صدا گفت: “افسر اریک تالی ، از آخر ساعت آزاد شدی.” “آفرین ، بنده خوب و مومن. ما ساعت را از اینجا داریم. “

یک گاودان تنهایی “Grace Amazing” را بازی می کرد و همه بی سر و صدا اسناد را ارسال می کردند.

کلی خبرنگار ویژه ای است.



[ad_2]

منبع: play-news.ir