چگونه نبراسکان جوان قهرمان ایران شد


فریادهای آتشین “مرگ بر آمریکا” ، سرزنشهای بی پایان “شیطان بزرگ” و مقایسه مکرر با سگها و خوک ها – رهبران ایران بندرت حرف خوبی برای ایالات متحده می زنند. اما یک آمریکایی وجود دارد که هنوز در جمهوری اسلامی مورد احترام است و حتی مجسمه مخصوص به خود را در این شهر شمال غربی ایران دارد: هوارد اس. باسکرویل.

او یک آرمان خواه جوان از نبراسکا بود که برای تدریس به اینجا آمد و سرانجام در اولین انقلاب ایران ، قیامی علیه سلطنت ظالمانه ای که به گفته وی مشابه تلاش خود آمریکا برای استقلال بود ، جنگید – و درگذشت. با گذشت بیش از یک قرن ، بسیاری هنوز باسکرویل را “Lafayette آمریکایی ایران” می نامند و با امید به بازگشت به دورانی که کشور آنها و ایالات متحده دوست بودند نه دشمن ، به نام او اشاره می کنند.

محسن رحیمی کازانی ، معلم و طرفدار باسکرویل در تبریز گفت: “محبوبیت او در حال افزایش است.”

“او در قلب و ذهن مردم ما یک مقدس مقدس است با تمام فضیلتهایی که یک قهرمان کلاسیک ایرانی باید داشته باشد: او در برابر ظلم مقاومت می کند ، هرگز متزلزل نمی شود ، حتی اگر از دشمن برتر باشد.”

مجسمه نیم تنه آمریکایی هاوارد K. باسکرویل در خانه مشروطه تبریز.

مجسمه نیم تنه آمریکایی هاوارد K. باسکرویل در خانه مشروطه تبریز.

(محسن رحیمی)

این تصویر از باسکرویل نمادی ساخته است که از آشفتگی روابط مدرن واشنگتن و تهران جان سالم به در برده است. در سال 2005 ، محمد خاتمی ، رئیس جمهور وقت ایران ، با رونمایی از نیم تنه آمریکایی ، که با اعتراض کمی از سیاستمداران تندروی کشور نصب شد ، در مجلس مشروطه تبریز باعث افتخار باسکرویل شد. کتیبه فارسی زیر او را “میهن پرست” و “خالق تاریخ” می خواند.

کازانی می گوید ، هر ماه مارس یا آوریل ، مردم از سراسر ایران که برای لذت بردن از بازارهای سنتی تبریز و مساجد سرخ و فیروزه ای آن می آیند ، هنوز مدتی را به مناسبت سالگرد درگذشت باسکرویل سپری می کنند و تاج گل را بر سر مزار خود در گورستان آشور می گذارند.

محمد شهداد ، یک راهنمای تور 34 ساله گفت: “اکنون در حال بررسی اسناد برای باز کردن یک کافه و رستوران به نام باسکرویل در منطقه بازار بزرگ هستم.”

تاریخ باسکرویل به سال 1907 برمی گردد ، زمانی که ایران – دنیای غرب هنوز آن را پارس می نامد – و ایالات متحده دوستان دور بودند و انقلاب آمریکا به عنوان الهام بخش ایرانی ها بود. وی که فارغ التحصیل مدرسه علمیه پرینستون در باسکرویل بود ، آن زمان 23 ساله بود ، تصمیم گرفت که وزارت خود را به تعویق بیندازد و برای تدریس چند موضوع و تمرین تنیس و اسب سواری در یک مدرسه تبلیغی Presbyterian به تبریز رفت. این شغلی بود که همکاران می گفتند او موفق شده است.

حتما بخوانید:
"پاره کردن ما:" برای ملتی که تماشا می کند ، شورش کاپیتول یک گره گشایی سورئال را رقم می زند

ایران در بحبوحه رویارویی گسترده ای قرار داشت که مخالف شاه محمد علی مورد حمایت روس و انگلیس بود و علیه به اصطلاح مشروطه خواهان – کسانی که پدر شاه را مجبور به اتخاذ سلطنت مشروطه ، ایجاد مجلس (یا پارلمان) و تهیه پیش نویس قانون اساسی کردند ، که شاه پس از به دست گرفتن قدرت متوقف شد.

در سال 1908 ، شاه کودتا کرد. وی تیپ های قزاق خود را برای بمباران مجلس در تهران فرستاد و زمام دولت را به دست گرفت. سلطنت طلبان در حال پیروزی بودند به استثنای تبریز که حاضر به تسلیم شدن نشد. شاه با ایجاد محاصره ای خردکننده در شهر پاسخ داد.

باسکرویل ، که فقط یک مشاهده گر نیست ، علت مشترکی را بین مبارزات مشروطه خواهان برای آزادی دموکراتیک و آرمان های انقلاب آمریکا می داند. وی عمیقاً در دفاع از شهر درگیر شد و – با تكیه بر خدمت سربازی خود در آمریكا – در مارس 1909 حدود 150 نفر از دانشجویان خود را برای كمك به ستارخان ، رهبر نیروهای مشروطه خواه ، در شبه نظامیان سازمان داد و اقدامات وی وحشت كنسول آمریكا را در تبریز ویلیام اف دوتی ، که اصرار داشت که به عنوان یک شهروند آمریکایی ، باسکرویل حق دخالت در سیاست داخلی کشور را ندارد.

دوتی در ادای احترام به باسکرویل ، که توسط یکی از شاگردانش ، SR Shafagh ، 50 سال بعد منتشر شد ، گفت: “شما اینجا هستید که به عنوان یک معلم رفتار کنید ، نه به عنوان یک انقلابی.”

باسکرویل پاسخ داد: “من نمی توانم بمانم و بی تفاوت رنج افرادی را که برای حقوق خود می جنگند ببینم.” “من یک شهروند آمریکایی هستم و به این افتخار می کنم ، اما من همچنین یک انسان هستم و نمی توانم احساس همدردی عمیق با مردم این شهر نکنم.”

حتما بخوانید:
همه چیز در مورد تابلو فلکسی

وی به همسر کنسول گفت: “تنها تفاوت من و این افراد در زادگاه من است و این تفاوت زیادی نیست.”

در دهمین ماه محاصره ، در آوریل 1909 ، مردم تبریز با گرسنگی روبرو بودند. باسکرویل با ناامیدی گروهی از مبارزان را برای فرار از محاصره و قاچاق مواد غذایی هدایت کرد. اولین مأموریت شکست خورد. وقتی باسکرویل برای بار دوم تلاش کرد ، گلوله یک تیرانداز قلب او را سوراخ کرد. او 24 ساله بود.

معلوم شد که هزاران نفر از وی در مراسم خاکسپاری وی در تبریز ، جایی که وی در قبرستان وقت آمریکا به خاک سپرده شد ، از او تجلیل کردند. خان اسلحه ای را که به نام باسکرویل حکاکی شده بود و با پرچم پارسی پوشیده بود برای پدر و مادرش فرستاد. خان در یک تلگرام نوشت: “پارسی از باخت صادقانه پسر عزیز شما در راه آزادی بسیار متاسف است.”

وی نوشت: “ما آزادی زودهنگام را صادر می كنیم كه ایران آینده همیشه نام او را در تاریخ خود به عنوان لفایتت در آمریكا گرامی بدارد و به مقبره شریف وی احترام بگذارد.”

مقایسه با مارکیز دو لافایت ، نجیب زاده فرانسوی که با استعمارگران آمریکایی اسلحه به دست گرفت ، در نبراسکا باقی ماند. باسکرویل نیز برای اعلام شد شهید، یا یک شهید.

چاقوی لوکس

چاقویی از یک مارک تجاری لوکس ایرانی به نام هوارد K. باسکرویل ، بدون ترمز ، که در اوایل قرن 20 در انقلاب ایران جنگید ، ترمز نکرد.

(سایا حیدری)

زائران باسکرویل منحصر به شهر تبریز نیستند. ده ها وب سایت ایرانی وجود دارد که از قربانی وی نام می برند. در شهر زنجان ، حدود 160 مایلی جنوب شرقی تبریز ، مهندس سایا حیدری اخیراً مارک چاقوی لوکس Baskerville را راه اندازی کرد.

حیدری گفت: “انگیزه اصلی من اعطای افتخار شایسته او به نمایندگی از ایران است.”

از نظر دیگران ، نام باسکرویل به عنوان نمادی محکم برای دوستی باقی مانده است که زمانی بین ایالات متحده و ایران وجود داشته است – و هنوز هم می تواند یک روز احیا شود.

سید حسین موسویان ، سیاستمدار اصلاح طلب و دیپلمات پیشین ، با استناد به برکناری محمد مصدق ، نخست وزیر وقت ایران که توسط واشنگتن حمایت می شود و باعث تقویت دوره سلطنت شد ، نوشت: “تاریخ ما با ایالات متحده با کودتای 1953 آغاز نمی شود”. شاه

“این کار با هوارد باسکرویل ارجمند آغاز می شود.”

خبرنگار ویژه هازنی از تبریز و نویسنده ستاد بولوس از بیروت گزارش می دهد.




منبع: play-news.ir

دیدگاهتان را بنویسید