چرا تیراندازی های دسته جمعی در سال 2020 متوقف شد و اکنون به عقب غرش می کند



این تیراندازی های دسته جمعی که در سال 2020 بسیار نادرتر شده بود ، دوباره فوران کرد. روز دوشنبه ، یک مهاجم به سوی یک فروشگاه مواد غذایی در بولدر ، کلرادو آتش گشود و باعث کشته شدن 10 نفر شد. و این امر پس از حملاتی بود که هفته گذشته در اسپا در آتلانتا انجام شد و منجر به کشته شدن 8 نفر شد.

از سال 2017 ، ما در حال مطالعه بر روی تیراندازی های دسته جمعی هستیم که به عنوان چهار یا بیشتر افراد در ملا public عام کشته و کشته شده اند ، برای پروژه ای که توسط وزارت دادگستری ایالات متحده تأمین می شود. سوالی که بارها در سال 2020 از ما پرسیده شد این بود که چرا تیراندازی های گسترده به شدت کاهش یافته است. اکنون آنها از ما سال می کنند که چرا چنین افزایش شدیدی وجود دارد؟

البته پاسخ به این نوع س “الات “چرا” سخت ترین است. اما یک عامل کلیدی در اینکه چرا برای حدود یک سال ، از مارس 2020 تا مارس 2021 ، تیراندازی گسترده ای برای مطابقت با تعریف ما وجود ندارد ، بیماری همه گیر COVID-19 است. بسیاری از مکانهایی که معمولاً تیراندازی گسترده صورت می گیرد – مشاغل ، مدارس ، کلیساها ، مراکز خرید – یا تعطیل شده اند یا ظرفیت آنها را به شدت کاهش داده است.

و چرا موج ناگهانی اکنون؟ یک دلیل ساده این دلیل این است که مشاغل و مشاغل در حال بازگشایی هستند و افراد بیشتری دور هم جمع می شوند. اما عوامل دیگر باید در نظر گرفته شوند.

حدس و گمان های زیادی به ویژه در تیراندازی بولدر در مورد نقش بیماری روانی درمان نشده وجود دارد – شاید با یک سال انزوا در طی COVID-19 تشدید شود.

پایگاه داده ما در مورد همه تیراندازی های گسترده از سال 1966 نشان می دهد که بیماری روانی در برخی از حملات نقش دارد ، اما نه همه. و اگرچه 60٪ از تیراندازان دسته جمعی سابقه تشخیص یا درمان سلامت روان را دارند ، اما این به معنای حمله ای نیست که مستقیماً ناشی از بیماری روانی باشد.

اگر مرتکب در برنامه ریزی و ارتکاب جرم علائمی را تجربه کند و اگر این علائم در تصمیم گیری برای عمل تأثیر داشته باشد ، می توان گفت بیماری روانی در تیراندازی دسته جمعی نقش مستقیمی داشته است.

ما علائم روان پریشی – هذیان و توهم – را در 172 تیرانداز دسته جمعی بین سالهای 1966 و 2020 مورد بررسی قرار دادیم و دریافتیم که روان پریشی در 11٪ موارد نقشی جزئی ، در 9٪ نقشی متوسط ​​بازی می کند اما انگیزه دیگری برای اقدام مانند انتقام وجود داشت) و نقش مهمی در 10٪ اضافی تیراندازی های دسته جمعی داشت.

این بدان معناست که روان پریشی در 30٪ تیراندازی های جمعی نقش داشته ، اما در 70٪ موارد نقشی نداشته است. مقصر دانستن این تیراندازیهای انبوه به دلیل بیماریهای جدی روانی ، میلیونها آمریکایی را که تحت چنین شرایط جدی مبتلا شده اند ، محکوم می کند – بیشتر آنها مرتکب اعمال خشونت نمی شوند. همچنین توضیحات جایگزین و عوامل محرک را به حداقل می رساند.

یکی از مهمترین عواملی که در این تیراندازیهای گسترده یافتیم این است که عاملان در حال بررسی سایر تیراندازان دسته جمعی برای الگوهای رفتاری هستند ، به همین دلیل است که چنین فجایعی مانند این هفته در یک گروه قرار می گیرند.

اگر تیرانداز بولدر عصبانی ، ناامید ، ناامید و گمشده باشد ، شاید خود را در گزارش هفته گذشته تیراندازی در آتلانتا دیده باشد و این می تواند نقطه عطف تیراندازی دسته جمعی وی باشد.

عامل دیگر در بسیاری از شلیک های دسته جمعی انگیزه های خودکشی است. از هر سه تیرانداز دسته جمعی در مطالعه ما قبل از شروع حمله به طور فعال خودکشی می شد و بیشتر عاملان آن در طی حملات انتحاری یا اندکی پس از آن یا تحریک پلیس برای کشتن آنها کشته شدند – حدود 40٪ از مرگ ها خودکشی بود و 20٪ دیگر به اصطلاح ” خودکشی پلیس “.

درک این واقعیت ها ضروری است زیرا ما به دنبال راه هایی برای جلوگیری از تیراندازی های دسته جمعی در آینده هستیم.

به عنوان مثال ، با دانستن اینکه مرتکبین غالباً از سایر تیراندازان دسته جمعی الهام می گیرند ، باید نوع توجهی را که به آنها نشان می دهیم شکل دهند. ما و سایر محققان ضمن تأیید علاقه شدید عمومی به جزئیات عاملان جنایت ، از رسانه ها می خواهیم بدون اینکه والد تیرانداز را بالا ببرند ، به طرزی تشویق کنند که نسخه نویسان را گزارش دهند ، مسئولیت آن را گزارش کنند. این اصول در پروتکل عدم معروفیت شرح داده شده است.

درک انگیزه می تواند به راهنمایی سایر استراتژی های پیشگیری نیز کمک کند. این واقعیت که بسیاری از تیراندازان دسته جمعی قصد دارند در این اقدام بمیرند ، ما را مجبور می کند تا منطق اتکا به محافظان مسلح را به عنوان یک عامل بازدارنده در برابر تیراندازها ، بازبینی کنیم.

یک عامل کلیدی که ما متوجه آن شده ایم این است که 80٪ از کل تیراندازان دسته جمعی در پایگاه داده ما در روزها ، هفته ها و ماه ها قبل از سازماندهی حملات خود دچار بحران محسوسی شده اند. عوامل استرس زایی مانند از دست دادن شغل یا قطع ارتباط اغلب وجود دارند که منجر به تغییرات رفتاری محسوسی مانند تحریک ، سو abuse استفاده ، انزوا ، از دست دادن ارتباط با واقعیت ، پارانویا ، روحیه افسرده ، نوسانات خلقی و عدم توانایی در انجام کارهای روزمره می شوند.

بسیاری مانند تیراندازان آتلانتا و بولدر در این مدت سلاح گرم خریداری کردند. و بسیاری آنلاین در جستجوی دیگران بودند تا اعتقادات منفور و برنامه های خشونت آمیز خود را تأیید کنند ، تقریباً نیمی از آنها قبل از اینکه اخراج کنند ، درمورد این برنامه ها به شخص دیگری در زندگی خود گفتند. شناخت این علائم رایج مبنی بر اینکه فردی دچار بحران است ، گاهی می تواند منجر به مداخله موفقیت آمیز شود.

برای کاهش خشونت دسته جمعی ، باید دسترسی به درمان بهداشت روان را افزایش داده و در زمینه مداخله در بحران و پیشگیری از خودکشی آموزش ببینیم تا بتوانیم علائم هشدار دهنده بحران را ببینیم. ما می توانیم تیم هایی را در محل کار ، مدارس و اجتماعات خود بسازیم تا به کسانی که در هنگام افشای برنامه های خود برای خشونت ، واکنش مناسب نشان می دهند ، گزارش دهیم. ما می توانیم برای جلوگیری از ابتلا به عارضه نامشخص عمل کنیم. ما می توانیم شرکت های رسانه های اجتماعی را به دلیل اجازه سازماندهی خشونت در سیستم عامل هایشان مسئول بدانیم. ما می توانیم قوانین منسوخ اسلحه خود را که به زمان لازم برای انتظار و بررسی گذشته نیاز دارد ، مورد بازبینی قرار دهیم و سازوکارهایی برای از بین بردن سلاح گرم از افرادی که در بحران قابل توجهی قرار دارند ، ایجاد کنیم.

با ظهور جامعه از یک بیماری همه گیر مرگبار ، ما باید همه تلاش خود را برای جلوگیری از بیماری همه گیر انجام دهیم.

جیلیان پیترسون و جیمز دانسلی از بنیانگذاران و رئیسان مرکز مطالعه پروژه خشونت هستند. پایگاه داده تیرانداز انبوه آنها برای بارگیری رایگان در سایت www.theviolenceproject.org موجود است. آنها نویسندگان کتاب آینده ، پروژه خشونت: چگونه جلوی همه گیری شلیک گسترده را بگیریم.




منبع: play-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>