[ad_1]

بعد از اینکه خلبان آزمایشی چاک یگر اولین نفری شد که مانع صوتی را شکست ، احساس کاملاً ترسناک غیر جاگر را تأیید کرد.

وی در یادداشتی نوشت: “من ترسیده بودم ،” می دانستند كه بسیاری از همكارانم تصور می كردند كه من محكوم هستم توسط یك دیوار آجری نامرئی در آسمان تكه تكه شوم. اما متوجه شدم که هرچه سریعتر به آنجا می رسم ، سفر هموارتر می شود. ناگهان سوزن ماخ شروع به تکان خوردن کرد ، سپس مستقیم از مقیاس کج شد. “

به مدت 18 ثانیه در 14 اکتبر 1947 ، یجر مافوق صوت بود ، احساسی که بعداً آن را به “سقوط Jell-O” تشبیه کرد. این دستاورد باعث شد تا یجر افسانه هوانوردی شود – به گفته نویسنده تام ولف “اول المپ” ، “صالح ترین صاحبان چیزهای درست”.

همسرش ویکتوریا یگر در توییتر گفت ، یجر ، که به نمایندگی از مگس خوار خونسرد آمد و خرد او در ویرجینیای غربی به یک وسیله جانبی استاندارد برای نسل های بعدی خلبانان تبدیل شده است ، روز دوشنبه درگذشت. او 97 ساله بود.

رابرت ون در لیندن ، رئیس نیروی هوایی گفت ، تا زمانی که یجر به هدایت یک برنامه آموزشی برای فضانوردان نیروی هوایی ادامه می داد ، مأموریت مافوق صوت “این بود که هواپیما را سریعتر و سریعتر حرکت کند ، به ویژه به دلایل جنگی”. بخش هوانوردی در موزه ملی هوا و فضا اسمیتسونین ، او در مصاحبه ای با تایمز در سال 2013 گفت.

هنگامی که هواپیماهای جنگی جنگ جهانی دوم هنگام غواصی به سرعت مافوق صوت نزدیک می شوند ، خلبانان اغلب به دلیل “کوچک شدن” کنترل خود را از دست می دهند ، پدیده ای که با امواج ضربه ای کشتی آنها را تحت تأثیر قرار می دهد و کنترل آنها را به شدت بی فایده می کند. Yeager با آزمایش آزمایشی خود Bell X-1 – نارنجی درخشان و گلوله ای “براق گلنیس” – به حل این مشکلات کمک کرد و زمینه را برای هواپیماهای سریعتر و پروازهای نظامی مافوق صوت هموار کرد که این امر به یک روال عادی تبدیل شد.

یگر که بدون مزاحمت شناخته می شد ابتدا در نبرد و سپس در لبه فضا با این خطر مقابله کرد و از یک سانحه وحشتناک 1963 جان سالم به در برد ، که بعداً در زندگی نامه خود با عنوان Yeager نوشت:

هنگامی که هواپیمای او از کنترل صحرای موهاوی خارج شد ، یگر “مانند یک صفحه گرامافون به پایین می چرخید” و از ارتفاع حدود 20 مایل به پنج مایل در دقیقه سقوط کرد.

وی با کم توجهی مشخص ، در خاطرات خود در سال 1985 نوشت که “از این سفر به نوعی احساس ناامیدی می کند”.

هنگامی که سرانجام او را بیرون زد ، صندلی او در خطوط چتر نجاتش گرفت و صورتش را خرد کرد. آوارهای داغ ، اکسیژن جاری در کلاه ایمنی را شعله ور کرد و سر او را در شعله های آتش فرو برد. یجر به شدت سوخته با چتر نجات خود به صحرا سقوط کرد و مردی در یک وانت به او کمک کرد.

یگر می نویسد ، او به من نگاه کرد ، سپس نگاهش را دور کرد. “صورتم سوزانده شد. من پرسیدم آیا می توانم قلم او را قرض بگیرم؟ من از چاقو برای بریدن دستکش استفاده کردم. بخشی از دو انگشت سوخته همراه آن بود. “

یگر دو نوک انگشت را از دست داد و نزدیک به یک ماه با جراحات دیگر در بیمارستان بستری شد ، که بعداً به عنوان “جلوگیری از ارزان بودن” توصیف کرد.

چاک یگر ابتدا در نبرد و سپس در لبه فضا با خطر مبارزه کرد.

چاک یگر که بدون مزاحمت شناخته می شد ابتدا در نبرد و سپس در لبه فضا با این خطر مقابله کرد و از یک سانحه وحشتناک 1963 جان سالم به در برد ، که بعداً در زندگی نامه خود شرح داد.

(بوریس جارو / لس آنجلس تایمز)

چارلز الوود یگر در 13 فوریه سال 1923 متولد شد ، در شهر کوچک آپالاچی ، هملین ، دبلیو وا بزرگ شد. پدرش ، آلبرت هال جاگر ، استخراج زغال سنگ و بعداً حفر چاه های گاز انجام داد.

یجر علاقه به ماشین آلات داشت ، اما زیاد برای کلاس درس نبود. پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان در سال 1941 ، وی در نیروی هوایی ارتش ثبت نام کرد و به عنوان مکانیک آموزش دید.

اولین سفر او با هواپیما نامطلوب بود.

او به یاد می آورد: “من با یک افسر نگهداری برگشتم.” “من همه جا استفراغ می کردم.”

یجر فاقد دانشکده مورد نیاز برای آموزش افسران و خلبانان بود. اما با شروع جنگ جهانی دوم ، ارتش آموزش جنگ با خلبانان را ارائه داد. با دید چشمگیر و درک شهودی از مهندسی هوانوردی ، جایگر پذیرفته شد.

در سال 1944 ، او مأموریت های جنگی را از یک پایگاه در انگلیس انجام داد. وی که خلبان یک P-51 موستانگ بود ، در تاریخ 4 مارس اولین هواپیمای دشمن خود را سرنگون کرد. روز بعد ، جیگر بر فراز بوردو ، در فرانسه اشغالی ، سرنگون شد.

او با وجود زخم در پاها و سرش ، از گشت زنی های آلمان اجتناب كرد و سرانجام به ماكیز ، یك گروه مقاومت فرانسه پیوست. بعد از یک پیاده روی دشوار بر فراز پیرنه های برفی – و ملاقات با یک گشت آلمانی که همدم وی را به شدت زخمی کرد – جاگر به اسپانیا گریخت و سرانجام به انگلستان بازگشت.

به دلیل احتمال شلیک و شکنجه مجدد برای آشکار کردن اسرار مقاومت ، خلبانان فراری از فرانسه مجبور به بازگشت به جنگ نبودند. اما یجر می خواست برگردد و قبل از هر افسری که پیدا کرد ، از جمله فرمانده کل متفقین ، ژنرال دویت دی آیزنهاور ، به پرونده خود اقرار کند.

آیزنهاور ، متأثر از شخصی که از رفتن به خانه خودداری کرد ، به یگر آرزو کرد. وی تا روز VE در سرنگونی 13 هواپیمای دشمن – یکی از بالاترین مقادیر جنگ – شرکت داشت. فقط در طی یک روز ، او مسئول کشتن پنج جنگنده آلمانی Messerschmitt-109 از آسمان برمن بود.

در سال 1945 به خانه بازگشت ، با گلنیس فی دیکهاوس ، که چند سال قبل هنگام برگزاری رقص USO در اوروویل ، کالیفرنیا ، ملاقات کرده بود ، ازدواج کرد. حتی قبل از ازدواج آنها ، او هواپیماهای خود را نسخه یا دیگری از “Glenis Glenis” نامید.

ارتش به دلیل مهارت های کابین خلبان بومی وی ، مهارت مهندسی یگر را نادیده گرفت و آزمایش جنگنده ها را به ویژه در دریاچه خشک موروک ، پایگاه بیابانی و بیابانی که در شمال لنکستر غبار زده بود ، انتخاب کرد.

وان در لیندن به اسمیتسونیان ، که به همراه همکار اسمیتسونیان خود ، دوم پیسانو ، یک داستان 2006 نوشتند ، گفت: “اگرچه او فاقد تحصیلات دانشگاهی بود ، اما هیچ تفاوتی ایجاد نمی کرد.” مانع “

ون در لیندن گفت: “جاگر از هر مکانیکی درک ذاتی داشت و مهندسان سایت واقعاً این را دوست داشتند. “آنها او را درک کردند و او آنها را درک کرد. آنها به همان زبان صحبت می کردند. “

در سال 1947 ، یگر برای تلاش برای عبور از سد صوتی ، برای پرواز با یک هواپیمای راکت دار Bell X-1 انتخاب شد.

دیگران قبلاً آن را امتحان کرده بودند. خلبان انگلیسی جفری دو هاویلند جونیور در سال 1946 در اثر سقوط هواپیمای آزمایشی وی در 94 ماخ درگذشت. ماخ ، سرعت صدا بسته به شرایط آب و هوایی و ارتفاع متفاوت است. این تقریباً در سطح دریا 761 مایل در ساعت است.

آزمایش های اولیه X-1 در Muroc دلگرم کننده نبود. یگر گزارش داد ، هواپیما توسط یک بمب افکن B-29 حمل شده و برای پرواز در یک مسیر کمانه ای به درون استراتوسفر رها می شود و با نزدیک شدن به Mach 1 شروع به لرزش می کند “مانند یک ماشین با کمک فنرهای بد”.

اما آزمایشات ادامه یافت و به سرعتهای سریعتر رسید. در 12 اکتبر 1947 ، پس از پروازی که حداکثر سرعت را به 96 ماخ می رساند ، مهندسان آزمایش تصمیم گرفتند که دو روز بعد ماخ .97 را امتحان کنند.

یجر قبل از آزمایش مجبور به استراحت شد.

در آن زمان ، فلورانس لوو ، سوسیالیست سابق اهل سان مارینو که به موش صحرایی تبدیل شده بود و نام خود را به پانچو بارنز تغییر داد ، یک بار ، رستوران و متل در نزدیکی مراکش را به نام Fly Inn اداره کرد.

وی برای رانندگان جوان آزمون ، جیگر و گلنیس را در شب 12 اکتبر ترسیم کرد.

وولف نوشت: “یجر به پانچو نرفت و چند مورد را رد كرد زیرا آزمون بزرگ در راه بود.” “نه ، او تعدادی را رد كرد ، زیرا طبق سنت نظامی پرواز و نوشیدن ، این كاری بود كه اگر خلبان بود در موروك و خورشید غروب می كرد.”

سوار بر اسب با گلنیس در تاریکی ، یجر به دروازه برخورد کرد و دو دنده را شکست. او از شدت درد توسط یك دوست دامپزشك كه متعهد به مخفی نگه داشتن حادثه بود گیر كرده بود.

دو روز بعد ، یگر به X-1 زنجیر شد. به دلیل شکستگی های دنده ، حرکت وی محدود شده بود ، اما او موفق شد دریچه کابین خلبان را با یک تکه جارو که دوست یکی از مهندسان به این منظور قطع کرده بود ، ببندد.

چند دقیقه بعد ، X-1 31 فوتی توسط بمب افکن رها شد و جیگر موتورهای موشکی خود را مشتعل کرد و دوران جدیدی را در پرواز آغاز کرد. Yeager به سرعت 1.07 ماخ یا حدود 700 مایل در ساعت رسید.

با راز جنگ سرد ، نیروی هوایی که اخیراً ایجاد شده است گزارش های مربوط به شاهکار یگر را به مدت هشت ماه تأیید نمی کند. شهرت بعداً به دست می آید و اوج آن در نسخه فیلم 1979 کتاب ولف ، فیلم The Right Stuff است. سم شپارد بازیگر نقش یگر را ایفا می کند و یجر نیز خودش در نقش فرد ، متصدی بار در سالن پانچو است.

پرواز هواپیماهای جدید و آزمایشی در تأسیسات موروک ادامه یافت و در سال 1949 به پایگاه نیروی هوایی ادواردز تغییر نام یافت.

در طول راه ، پس از آنكه خلبانانش یك میله در آویانو ایتالیا را خرد كردند ، فرماندهی یك اسكادران رزمی را از دست داد. وی بعداً یک جناح رزمی را در ویتنام هدایت کرد.

در سال 1975 ، در سن 52 سالگی ، از نیروی هوایی بازنشسته شد.

وی سپس شکار و شکار و ساخت تبلیغات تلویزیونی ، بیشتر برای باتری های AC Delco.

او همچنین چند پرواز دیگر انجام داد ، چندین بار با سرعت بیش از رکورد 1947 خود. در سال 2012 ، با 65 سالشما سالگرد دستیابی به موفقیت آن ، او یک بار دیگر در هواپیمایی بود که با صدای خلبان پایگاه نیروی هوایی نلیس در نوادا ، مانع صوتی را که در حال پرواز به ماخ 1.4 بود شکست. جاگر در آن زمان 89 ساله بود.

او گهگاه ادعا می کند که سطح خلبانان دیگر قبل از Yeager از سد صدا عبور می کند. ون در لیندن گفت ، هیچ یک از ادعاها تأیید نشده است.

در سال 1990 ، گلنیس درگذشت. سیزده سال بعد ، وی با ویکتوریا اسکات د آنجلو ، بازیگر سابق ازدواج کرد. آنها در یک مسیر پیاده روی در نزدیکی خانه او در دره پن ، یک شهر کوچک در Gold Country در کالیفرنیا دیدار کردند.

این ازدواج باعث ناراحتی چهار فرزند بزرگ یگر شد که در طی دادخواست جوینده طلای D’Angelo را تعیین کردند. یجر ادعاهای خود را مطرح كرد و ادعا كرد كه وی حق اداره امور حقوقی و مالی خود را دارد و دخترش سوزان كه با وی اعتماد خانوادگی داشت با فروش املاك بدون رضایت وی از قدرت خود فراتر رفته است.

در سال 2008 دادگاه تجدیدنظر در کالیفرنیا جانشین یگر شد.

چاكینز و مالنیك نویسندگان سابق تایمز هستند.



[ad_2]

منبع: play-news.ir

ایندکسر