[ad_1]

در وسط آوار ، یک خرس عروسکی خرس عروسکی که پیراهنی قرمز رنگ پوشیده بود و روی آن نوشته شده بود “اولین خرس بچه” ، کنار آن دراز کشیده بود و بین تکه های بتونی و تکه های فلز قرار گرفته بود.

یک امدادگر که در حال جستجوی لاشه لاشه های Champlain Towers South بود و او را برداشت و گرد و خاک کرد. تجمع آتش نشانان بعداً از آپارتمان فروریخته 13 طبقه عبور کرد ، از زمین های تنیس گذشته بود که به اردوگاه پایه موقت نیروهای امدادی تبدیل شده بود تا خرس عروسکی و سایر اسباب بازی ها را در زیر حصار تزئین شده با عکس های باقی مانده در زیر آوار قرار دهد.

دیوار گمشده به یک مکان مهم در سورفساید ، یک شهر کوچک ساحلی در فلوریدا در شمال شرقی میامی تبدیل شده است. یک یادبود موقت برای کسانی که در این برج زندگی می کردند ، که هفته گذشته به طور ناگهانی در نیمه شب سقوط کرد ، به محل احترام به کسانی تبدیل شده است که هنوز پیدا نشده اند اما مجبور به مرگ نیستند.

همچنین برای بسیاری این مکان مکانی است که این عقیده را دارند که حداقل برخی از 145 نفری که ناشناخته مانده اند ممکن است زنده باشند. شش روز پس از فروپاشی آپارتمان شامپلین ، تعداد کشته شدگان به 18 نفر رسیده است.

ماریو گونزالس ، 65 ساله ، وقتی شاخه ای از گل را به دوست دیرینه اش اورسم گیل گرا ، كه در كوبا با او بزرگ شده بود ، و همسرش بتی گرا سپرد ، گفت: “این دو نفر هنوز آنجا هستند.” این زوج چندین ماه در برج زندگی کرده بودند.

گونزالس در حالی که به ویرانه های برج نگاه می کرد گفت: “ما می خواهیم آنها را ببینیم ، اما باید صبر کنیم.” “خدا حرف آخر را زد.”

هزاران نفر از سراسر میامی در روزهای اخیر به دیوار هجوم آورده اند ، گرمای گرم تابستان و طوفان های استوایی استوایی را تحمل می کنند تا گل های تازه را به حصار زنجیره ای ببافند ، تسبیح ها را روی عکس ها بگذارند و برای مفقودان پیام بنویسند.

ماریا نوبل ، 71 ساله ، بازنشسته ساکن سرفساید ، در حالی که به همراه دخترش مادلین مقابل بنای یادبود ایستاده و اشک را پاک می کرد ، گفت: “ما نمی توانستیم آن را از ذهن خود بیرون کنیم.”

او گفت: “انتظار ، نادانی …” “آن چنان سخت.”

این یادبود روز جمعه توسط لئو سوتو ، دانشجوی 26 ساله مهمان نوازی در دانشگاه بین المللی فلوریدا برپا شد.

ساعت 4 صبح قادر به خوابیدن نبود. همکلاسی سابق دبیرستان وی ، نیکول نیکی لانگسفلد ، که با همسرش لوئیس سادونیتس در برج زندگی می کرد ناپدید شد.

وی گفت: “آنها تازه ازدواج کرده بودند.” “او دختر زیبایی بود. لبخند او را کاملاً به خاطر دارم. “

سوتو همچنین نتوانست از فکر مرد جوانی که در رسانه ها درباره دیستروفی عضلانی وی شنیده بود ، دست بکشد: لوئیس برمودز. اعضای خانواده گفته بودند که برمودز نمی تواند راه برود و یا فریاد کمک می کشد ، جزئیاتی که سوتو را آزار می دهد. او امیدوار بود که مادر برمودا ، آنا اورتیز ، توانسته باشد به او بگوید که او را دوست دارد.

سوتو پس از جستجوی تصاویر گمشدگان در اینترنت ، ده ها برگ کاغذ با عکس گمشدگان چاپ کرد و با فروشگاه های مواد غذایی و گل فروشی ها تماس گرفت و از آنها خواست تا گل اهدا کنند.

تا بعد از ظهر ، او در خیابان هاردینگ ، پشت برج ایستاد و کاغذ را با نوار چسب به حصار زنجیره ای اطراف مرکز تنیس سرفساید وصل کرد.

در یادداشتی آمده است: “آخرین بازدید در واحد 1210: ILEN SABINO”. “گم کردن”

دیگری گفت: “لورنزو و پدرش آلفردو لئونه.” “گم کردن”

سوتو نقاشی ها را با گل های آفتابگردان زرد و گل های رز صورتی و سفید احاطه کرده است. در زیر ، او یک ردیف از ما ترتیب داد دعای شیشه بانوی گوادالوپ شمع ها.

همزمان با شروع رگبارهای گرمسیری ، زوجی که در مجاورت این بنای یادبود زندگی می کردند ، پیشنهاد دادند که از دستگاه لمینیت خود برای محافظت از عکس ها استفاده کنند.

به تدریج حصار زنجیره ای به شورشی از گلهای اورتانیا آبی و سبز ، ارکیده بنفش ، گل های رز قرمز و سفید ، گل میخک صورتی ، آفتابگردان زرد ، اکالیپتوس سبز و برگ خرما تبدیل شد.

برخی از کسانی که به دیوار آمده بودند برای نماز خواندن و شمع زانو زدند. دیگران یک صدف ، یک جعبه نماز ، یک نقاشی کودکانه در پاستیل بر جای گذاشتند.

پیام های مذهبی دست نویس را به انگلیسی و اسپانیایی خط نوشتند. “پروردگارا آنها را پیدا کن!” یادداشتی را که در Post-it نوشته شده است بخوانید.

عیسی ناجی شما است. استراحت کن و منتظر باششخصی روی تکه کاغذی که با پلاستیک پیچیده شده است نوشت.

سایر یادداشت ها مستقیماً به اقوام خطاب می شد:

“ما به یک معجزه امیدواریم!” آمیگا قوی باش❤️.

“ESTELLE قوی بمان ، به خانه برو.”

“آرنی و میریام نوتکین.” همه ما آنها را خیلی دوست داریم. “

دیگران از امدادگران که در چادرهای بادبانی اضطراری مستقر در زمین های تنیس خوابیده اند ، ادای احترام کردند. درست پشت دیوار یادبود ، شلوارهای خیس خورده ، تی شرت های آستین بلند و کلاه ایمنی بر روی تنیس آویزان بود.

شخصی با نشان قرمز نوشت: “متشکرم که خود را برای کمک به دیگران فدا کردید.” “شما هر روز برای کمک به دیگران خیلی سخت کار می کنید.”

حداقل یک ناجی به جامعه نامه می نویسد.

“شما همسایگان ما هستید. شما دوستان ما هستید شما خانواده ما هستید ، ”در یادداشتی روی تی شرت نجات آتش نشانی Miami-Dade که به دیوار آویزان شده بود ، خوانده شد. “ما می دانیم که درد می کشید. ما هم صدمه دیدیم. ما فقط هنوز نمی توانیم آن را نشان دهیم. “

نیروهای امداد و نجات از فلوریدا ، مکزیک و اسرائیل در هفته گذشته در شیفت های 12 ساعته طاقت فرسا کار کرده و 3 میلیون پوند بتن از این شمع خارج کردند.

در میان ویرانی ها ، برخی وقت خود را صرف جمع آوری وسایل شخصی کردند. روز شنبه ، هنگامی که گروهی از آتش نشانان میامی-داد به دیوار نزدیک شدند و اسباب بازی های گرد و غبار را از زیر آوار قرار دادند ، سوتو سکوت کرد.

از جمله مواردی که روی دیوار قرار گرفته است: تپانچه پلاستیکی آبی و نارنجی Nerf. پرش به رنگ سبز پر شده ، شکاف خورده و با سوراخ در پا سوخته شده است. فوتبال نایک. کوله پشتی تک شاخ. کامیون مسطح هس.

برای مدت کوتاهی در آخر هفته ، مردم نتوانستند به بنای یادبود برسند. شنبه شب وقتی پلیس خیابان های اطراف محل فاجعه را مسدود کرد ، اعضای ناامید جامعه از صحنه عقب رانده شدند.

روز بعد ، سوتو نزدیکتر آمد فرماندار رون دسانتیس و دیگر مقامات از آنها خواستند تا دسترسی عمومی به این بنای یادبود را باز کنند.

وی گفت: “این مکان تقریباً به مکانی مقدس برای جامعه تبدیل شده است.” “این تنها جایی بود که همیشه عشق مداوم در هوا وجود داشت.”

سرانجام ، این یادبود برای عموم بازگشایی شد و روز چهارشنبه ، هنگامی که اودونیس هاسم ، کاپیتان تیم بسکتبال میامی هیث ، برای آویختن یک تاج گل و خراش دادن یک پیام ، به دیوار سقوط کرد.

سوتو گفت وقتی دیگر شاهد اجتماع جامعه بود ، دیگر احساس غم و اندوه و ناامیدی نمی کند.

وی گفت: “من افرادی را دیده ام كه ​​نمی شناسم آنها را در آغوش گرفته و گریه می كنند.” “نحوه ارتباط آنها در اینجا ، من فکر نمی کنم این جامعه هرگز مانند گذشته باشد.”

هنگام غروب چهارشنبه شب ، زنی زیر باران خم شد تا چراغ سبز را روشن کند. مردی دستانش را به دور او پیچید و او را محکم کشید. آنها با هم به آرامی به سمت یادمان رفتند و به چهره مفقودان نگاه کردند.



[ad_2]

منبع: play-news.ir

ایندکسر