[ad_1]

این یک تکرار دقیق “بازی بزرگ” نیست ، رقابت شدید بین امپراتوری های قرن 19 به دنبال غارت و قدرت در آسیای مرکزی بودند.

اما پایان ناگهانی دوران آمریکا در افغانستان باعث شده است که همسایگان این کشور با احتیاط به یکدیگر نگاه کنند و هم فرصت و هم خطر را احساس کنند.

جیسون کمپبل ، محقق شرکت Rand Corp. ، متخصص امنیت بین المللی می گوید: “یک نبرد ژئوپلتیک وجود دارد.” همانطور که قدرت های منطقه ای مانند روسیه ، چین ، ایران و پاکستان با هم درگیر هستند ، “او علاقه ای به دفاع دارد”.

افغانستان حتی با ده ها سال جنگ متلاشی شده ، به عنوان پاداشی در نظر گرفته می شود ، دوراهی استراتژیک حیاتی از دوران باستان ، کوه ها و دره های آن مملو از منابع معدنی و انرژی تا حد زیادی بکر است.

با این حال ، کشورهای هم مرز و همچنین برخی از مناطق وسیع تر از این هراس دارند که دولت تحت رهبری طالبان می تواند تهدیدی قوی باشد – به عنوان صادرکننده افراط گرایی یا منبع پناهندگان پناهنده یا هر دو. افغانستان با شش کشور دیگر مرز مشترک دارد – ایران در غرب ، پاکستان در جنوب و شرق ، سه جمهوری جمهوری شوروی سابق در شمال و یک کریدور باریک در مرز با چین.

با توجه به اینکه میزبان القاعده حمله آمریکا را پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001 در ایالات متحده برانگیخت ، جنبش طالبان اکنون می گوید که اجازه نخواهد داد از این کشور به عنوان پناهگاه سازمان های شبه نظامی خارجی استفاده شود.

حتی اگر این وعده صادقانه باشد ، تحقق آن دشوار است. یکی از این گروه های شبه نظامی ، “دولت اسلامی” ، دارای جایگاه ویژه ای در افغانستان و خصومت آشکار با طالبان است که پس از در دست گرفتن کنترل این کشور در اواسط ماه اوت ، در حال تشکیل دولت است. ایالات متحده ، با پایان دادن به تلاش 20 ساله برای تسلیم گروه بنیادگرا ، آخرین نیروهای خود را دیروز دوشنبه ، قبل از مهلت 31 آگوست ، عقب نشینی کرد.

رهبران طالبان که در داخل و خارج با شک و تردید زیادی روبرو هستند ، سعی می کنند با بدترین انتظارات مقابله کنند. آنها از افغان ها خواستند تا به جای فرار در این کشور بمانند و به 38 میلیون نفر قول سیاست معتدل تری نسبت به کودتای وحشیانه خود در یک نسل قبل دادند. آنها اصرار دارند که با کسی دعوا نکنند.

ذبیح الله مجاهد ، سخنگوی طالبان چند روز پس از به دست گرفتن کنترل کابل ، پایتخت ، گفت: “ما نمی خواهیم هیچ درگیری را دوباره تکرار کنیم.” ما دوست داریم در صلح زندگی کنیم. “

در حالی که جنبش اسلام گرایانه تمرکز خود را از میدان نبرد به سالن های دولتی تغییر می دهد ، همسایگان افغانستان تعجب می کنند که آیا چالش های بزرگ داخلی – فروپاشی اقتصاد وابسته به کمک ، همراه با بحران انسانی ناشی از گرسنگی و آوارگی داخلی – می تواند باعث ناآرامی های اجتماعی شود. به

در حالی که غرب در مورد چگونگی و نحوه همکاری دیپلماتیک با طالبان بحث می کند ، کشورهای در مدار فوری افغانستان چاره ای جز ایجاد نوعی رابطه ندارند ، هر چند بداهه. و نظم جدید در حال تغییر پویایی قدرت در بین ایالت های مجاور است.

حتی در شرایطی که انتظار می رود بارهای سنگینی مانند روسیه و چین سعی کنند با خروج از ایالات متحده خلاء موجود را پر کنند ، دیگران و گاهی اوقات بسیار کوچکتر برای تقویت روابط با حاکمان جدید طالبان تلاش می کنند.

امارت کوچک خلیج فارس قطر ، متحد آمریکا ، از نفوذ زیادی به عنوان یک واسطه قابل اعتماد برای دولت های غربی و سازمان های بین المللی برای طالبان برخوردار بوده است ، رهبری آنها در تبعید سالهاست از آنها دیدن می کند. دوحه پایتخت قطر همچنین محل مذاکرات صلح بین ایالات متحده و طالبان بود.

قطر به عنوان پایگاه اصلی فرود هواپیمای بزرگ تحت رهبری آمریکا که منجر به خروج ارتش آمریکا شد ، با هواپیماهای باری در خط تقریبا دائمی بین کابل و دوحه پرواز می کند. قطر در حال بازسازی فرودگاه کابل برای پروازهای تجاری و پشتیبانی است.

یکی از پیچیده ترین روابط جدید طالبان با پاکستان خواهد بود ، که به مدت دو دهه به جزئیات ظریف اتحاد رسمی خود با ایالات متحده پرداخت و در عین حال به عنوان پناهگاهی برای طالبان عمل می کرد. اسامه بن لادن رهبر القاعده در سال 2011 در شهر پادگان پاکستان ابوت آباد ردیابی و کشته شد ، اگرچه واشنگتن هرگز به طور علنی دولت پاکستان را متهم به پناهندگی عمدی نکرده است.

بسیاری از مقامات ارشد پاکستانی صادقانه از پیروزی طالبان خوشحال شده اند و سازمان جاسوسی قدرتمند پاکستان شخصیت هایی را پرورش داده است که اکنون می توانند نقش مهمی در دولت جدید تحت رهبری طالبان ایفا کنند. در میان آنها خلیل حکانی ، رهبر ارشد گروه تجزیه شده طالبان به نام مرز قبیله ای است.

اما پاکستان همچنین دلایل خوبی برای نگرانی از افراط گرایان خود دارد که ممکن است با پیروزی طالبان تشویق شوند. تنش ها می تواند بین پاکستان و هند متخاصم آن ، که روابط نزدیکی با برکناری دولت افغانستان داشت و با سقوط آن متزلزل شد ، تشدید شود.

روسیه ، که بیش از سه دهه پیش دچار سقوط نظامی خود در افغانستان شد ، هنگام خروج آمریکایی ها آشکارا در حاشیه خوشحال بود. در آخرین سری صفحات ، رئیس جمهور ولادیمیر پوتین گفت که فقط “فاجعه و تلفات جانی” از ماموریت آمریکایی به وجود آمد.

وی روز چهارشنبه در جمع نوجوانان در شرق دور روسیه گفت: “نتیجه صفر است.”

با این حال ، حضور ایالات متحده ، که پوتین آن را بسیار مسخره می کند ، تا حدی ثبات را در جمهوری های شوروی سابق ، تاجیکستان ، ازبکستان و ترکمنستان ، کشورهایی که با افغانستان همسایه هستند و از نظر روسیه به عنوان یک حفره حفاظتی تلقی می شود ، به ارمغان آورده است. تحلیلگران می گویند حتی اگر روسیه بخواهد خود را به عنوان یک ضامن امنیت منطقه ای معرفی کند ، نشانه های تشدید جنبش های اسلام گرا در کشورهای آسیای میانه در جناح جنوبی خود را از نزدیک زیر نظر خواهد داشت.

کیت مالینسون از برنامه روسیه و اوراسیا در Chatham House Trust بریتانیا می گوید در حالی که فروپاشی دولت افغانستان تحت حمایت ایالات متحده و خروج آشفته آمریکایی ها باعث ایجاد نقاط بحرانی کرملین شد ، تصویر بلند مدت مسکو در رابطه با این موضوع بسیار پیچیده تر است. افغانستان.

وی گفت: “من می گویم این نوع پیروزی تبلیغاتی یک جشن است تا یک پیروزی.”

همانطور که در روسیه اتفاق افتاد ، رسانه های تحت کنترل دولت چین در روزهای گذشته با انتشار انبوهی از اظهارات تند درباره نیروهای نظامی آمریکا در افغانستان ، متحدان ایالات متحده مانند تایوان را که پکن آن را یک استان متقلب می داند ، مورد تمسخر قرار دادند تا نگران قابلیت اطمینان واشنگتن باشند. به

چین نگرانی های امنیتی خود را دارد ، از جمله اینکه آیا بخش کوچکی از خاک افغانستان می تواند به عنوان پایگاه حملات تروریستی مسلمانان اویغور ، اقلیت قومی تحت تعقیب از سین کیانگ ، در شمال غربی چین عمل کند.

اما مهمتر از همه ، پکن بی شرمانه افغانستان را یک فرصت تجاری عالی می داند.

شرکت های چینی به دنبال ذخایر معدنی در این کشور هستند ، از جمله لیتیوم ، که جزء اصلی باتری های لپ تاپ ، تلفن های هوشمند و اتومبیل های برقی است. چین همچنین قصد دارد معدن عظیم مس مس عینک را در نزدیکی پایتخت افغانستان بازگشایی کند و مشتاق است تا ابتکار زیرساخت کمربند و جاده خود را گسترش دهد.

کمپبل ، تحلیلگر رند می گوید ، با این حال ، به احتمال زیاد وعده های طالبان افزایش می یابد.

وی گفت: “چین مطمئناً فرصت هایی را در آنجا می بیند ، اما س questionال این است که تا چه حد می تواند به طالبان اعتماد کند.”

از سوی دیگر ، افغان ها تمایل چندانی به توهم انگیزه های نوع دوستانه از همسایگان نزدیک یا دور ندارند. بسیاری نسبت به جهان خارج ، که قرن ها در صدد بهره برداری از کشور و مردم آن بوده است ، بی اعتماد هستند.

ویلیام دالیمپل ، نویسنده و مورخ اسکاتلندی ، که به طور گسترده در مورد درگیری های فاجعه بار نظامی انگلیس در افغانستان در دهه 1800 نوشت ، گفت که حاکمان طالبان ، اگرچه بومی هستند ، اما اکنون با همان مشکلاتی مواجه می شوند که سابقاً زیردستان خارجی با آن روبرو بودند.

وی پس از تسخیر طالبان در مجله آنلاین UnHerd.com نوشت که این افراد شامل جمعیت ناامن افغان و نیروهای “گریز از مرکز” ایجاد شده توسط این جنبش هستند.

دلریمپل نوشت: “با تغییر طالبان فرماندهی نظامی خود به دولتی برای افغانستان ، اتحادها و ترکیب قبیله ای … در حال آزمایش است.” تنها زمان نشان خواهد داد که آیا این جنبش متحد باقی می ماند یا در فئودالهای منطقه ای طالبان تجزیه می شود یا خیر. “

نبیه بولوس نویسنده تایمز در کابل در تهیه این گزارش مشارکت داشته است.



[ad_2]

منبع: play-news.ir