نیکلاس گلدبرگ: زمانی را به یاد می آورید که فکر می کردیم جورج دبلیو بوش بدترین رئیس جمهور تاریخ است؟


بیست سال پیش در ماه آینده، رئیس جمهور جورج دبلیو بوش در برابر سازمان ملل ایستاد و هشدار داد که عراق صدام حسین یک “خطر بزرگ و جمع آوری” است و زمینه را برای تهاجم شش ماه بعد بر اساس فرضیه های نادرست در مورد سلاح های فوق مخرب و فوق مخرب فراهم کرد. ارتباط ادعایی با حملات 11 سپتامبر.

بر اساس گزارش شورای روابط خارجی، جنگ در نهایت منجر به کشته شدن 4500 آمریکایی و بیش از 100000 عراقی شد و هزینه ای برای ایالات متحده 800 میلیارد دلار داشت.

من به میراث بوش فکر کرده ام، زیرا در یک کتابفروشی محلی کتابی را در سطل نیم بها دیدم با عنوان فرعی «دولت بوش چگونه آمریکا را وارد عراق کرد» و متوجه شدم که رک و پوست کنده، دیگر برای کسی اهمیتی ندارد. حداقل در این کشور نه. در دو دهه گذشته اتفاقات زیادی افتاده است.

تصویر پرتره به سبک استیپل از نیکلاس گلدبرگ

ستون نویس نظر

نیکلاس گلدبرگ

نیکلاس گلدبرگ 11 سال به عنوان سردبیر صفحه سرمقاله و سردبیر سابق صفحه Op-Ed و بخش نظرات یکشنبه است.

سال های بوش را به یاد دارید؟ در آن زمان، بسیاری از مردم فکر می کردند که او افتضاح ترین رئیس جمهور تاریخ است. من به طور مشخص جلد رولینگ استون را در می 2006 به یاد دارم. بوش در حالی که روی چهارپایه ای نشسته بود با کلاهی احمقانه و با حالتی احمقانه کشیده شده بود و تیتر آن این بود: “بدترین رئیس جمهور تاریخ؟”

دموکرات‌ها نسبت به این پسر خونخوار یک خانواده سیاسی صاحب حق، و از نارسایی‌های اخلاقی دولت او احساس نفرت خاصی داشتند. برای مثال، آغوش شکنجه. زندان فراساحلی در گوانتانامو که مظنونان بدون محاکمه در آن بازداشت شدند (و هنوز هم هستند). جنگ غیرضروری با عراق که اعتبار آمریکا را در سراسر جهان لطمه زد.

آن روزهایی بود که بوش را با کم موفقیت‌ترین روسای جمهور تاریخ مقایسه می‌کردند: جیمز بوکانن، فرانکلین پیرس، ریچارد نیکسون.

اما آن روزها تمام شده اند. این روزها به احتمال زیاد می شنوید که بوش یک نقاش شگفت انگیز با استعداد است، حتی یک همراه جذاب برای شام. او دوست میشل اوباما است – او گفت: “من او را تا حد مرگ دوست دارم” – و اگر او او را دوست دارد، چرا ما دوستش نداشته باشیم؟ بر اساس نظرسنجی سی ان ان، محبوبیت او به طرز چشمگیری افزایش یافته است و از 33 درصد مطلوب در زمان ترک پست به 61 درصد مطلوب در سال 2018 رسیده است. برای یک جمهوری خواه، او به طرز طراوت آوری منطقی و معقول به نظر می رسد.

حتما بخوانید:
قیمت بلیت اتوبوس های اربعین - تابناک اعلام شد

چطور اتفاق افتاد؟

خب، واضح است که بخشی از آن به دلیل گذشت زمان است که همه رتبه های مطلوب را التیام می بخشد. نیکسون که در جریان رسوایی واترگیت از سمت خود برکنار شد، در زمان مرگش در سال 1994 محبوبیت بیشتری نسبت به زمانی که 20 سال قبل از آن استعفا داد، داشت. بیل کلینتون از پایین ترین سطح لوینسکی خود برگشت. آمریکایی ها به سرعت تاریخ خود را فراموش می کنند. همان طور که کتاب مقدس می گوید، شر آن برای روز کافی است.

اما می‌ترسم، اصلی‌ترین اتفاقی که افتاد این بود که شخص بدتر و وحشتناک‌تر آمد: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری به‌قدری متجاوز که بوش در آینه عقب تقریباً خوب به نظر می‌رسید.

بله، این بوش نه ترامپ بود که قانون میهن پرستی را امضا کرد و با طوفان کاترینا بد مدیریت کرد و ریاست شروع رکود بزرگ را بر عهده گرفت و از خصوصی سازی تامین اجتماعی حمایت کرد. او مردی بود که آمریکایی‌هایی را که «سخت می‌کوشند تا غذای خانواده‌تان بگذارند» تمجید می‌کرد و می‌پرسید: «آیا فرزندان شما در حال یادگیری هستند؟» و سپس جرأت کرد که اصرار کند که او “سوءتقسیم شده” شده است. سیاست های او منجر به مرگ و میر بسیار بیشتر از ترامپ شد.

اما در نهایت، تمایز معناداری در ذهن من بین اشتباهاتی که بوش مرتکب شده و اشتباهاتی که به ترامپ نسبت داده می شود، وجود دارد، که برای پول من واقعاً بدترین رئیس جمهور در طول عمر من بود.

ترامپ فقط یک رئیس جمهور بد قدیمی نبود.

چیزی که ترامپ را نامناسب کرد، او نبود سیاست های یا حتی او باورها، به اندازه ای که داشت. شخصیت او بود. او فردی ناصادق، ضد دموکراسی، عوام فریب دوبار استیضاح، مردی فاسد و غیرمسئول بدون اصول است که نمی‌توانست از وسواس خود برای غنی‌سازی، خود بزرگ‌نمایی و قرار گرفتن در مرکز صحنه دفاع کند.

حتما بخوانید:
یک مطالعه نشان داد که کمتر آمریکایی می خواهد علیه COVID-19 واکسینه شود

امتناع وی از پذیرش نتایج انتخابات 2020 نشان داد که ترامپ هیچ احترامی برای نهادهای آمریکایی یا حاکمیت قانون قائل نیست.

بوش اشتباهات زیادی مرتکب شد و سیاست‌های او آسیب‌های فراوانی به بار آورد (مخصوصاً اگر شما مثلاً در زندان ابوغریب هستید). اما من هرگز باور نمی کردم که او جاه طلبی خود برای قدرت را بر منافع آمریکایی ها بگذارد.

من از این که مجبور باشم چنین تمایزات اخلاقی وحشتناکی ایجاد کنم متنفرم. شاید بهتر باشد چنین تمرین هایی به فیلسوفان سپرده شود.

اما تمایزات مهم است.

از آنجایی که من بوش را دوست نداشتم و به شدت با لیز چنی مخالفم و از بسیاری از مواضع جمهوری خواه وحشت دارم، مشتاقانه منتظر روزی هستم که مخالفان سیاسی من هنجارشکنان بی پروا یا محرک های کودتا نباشند.

من مشتاقانه منتظر روزی هستم که بتوانیم به مبارزه بر سر مسائل با جمهوری خواهان غیر دیوانه و غیر ترامپیست بازگردیم.

در همین حال، اولویت در حال حاضر و آینده قابل پیش‌بینی باید خارج کردن کنترل آن حزب از دستان خطرناک دونالد ترامپ و محروم کردن او و یارانش از مسیر بازگشت به قدرت باشد، زیرا این امر برای ایالات متحده، اعتبار و اعتبار آن فاجعه بار خواهد بود. رفاه و آرامش و امنیت آن.

من نمی گویم که می خواهم جورج دبلیو بوش یا هرکسی مثل او را برگردانم. من فقط می گویم که دونالد ترامپ یک مورد خاص است و یک تهدید منحصر به فرد است.

@Nick_Goldberg




منبع: play-news.ir

دیدگاهتان را بنویسید