نویسندگان با ریشه در ایران به دنبال راه هایی برای به اشتراک گذاشتن کتاب های خود در خانه هستند



اعضای این باشگاه کتاب آنلاین به جای اینکه بر روی چگونگی وارد کردن نوشته های ممنوعه به ایران تمرکز کنند ، وقت خود را صرف گفتگو در مورد ادبیات کردند.

به گفته اعضا ، خوانندگان بالقوه نگران این نباشند كه آیا مقامات جمهوری اسلامی اطلاعات شخصی خود را دریافت می كنند یا خیر. آنها باید در انتخاب كتابهایی كه می خواهند بخوانند آزاد باشند.

یکی از اهالی کانادایی که اخیراً گفت: “من نگرانم که اگر مردم آدرس خود را برای ما بفرستند تا بتوانیم کتاب ها را از طریق پست ارسال کنیم ، این اطلاعات به مقامات رسمی نشت کند.” به فارسی به این گروه 10 نفره گفت.

ماه هاست که این گروه شامل نویسندگان و مترجمان مقیم تبعید از ایران و دیگر افرادی که هنوز در آنجا زندگی می کنند ، در جستجوی راه هایی برای اطمینان از شنیدن صدای اعضای آن در وطن بوده است. دیگر کسانی که می خواهند نوشته هایی را درباره موضوعات ممنوع شده توسط رهبران ایران توزیع کنند شامل رئیس عملیات مخفی انتشارات لندن و نویسندگان دیاسپورا هستند که کلاس های آنلاین را برگزار می کنند و شامل همه چیز از اصول اولیه تا خاطرات دردناک است.

چالش این است که ایران انتشار کتاب را دقیقاً تنظیم می کند و از سیستم سانسور سختگیری برخوردار است. چندین موضوع کاملاً ممنوع است ، مانند جنس ، الکل و انتقاد از اسلام یا جمهوری اسلامی.

کسانی که کتابهای ممنوعه را چاپ ، فروش یا توزیع می کنند ، در صورت دستگیری ، دستگیر و به زندان می افتند. و افرادی که ایده های خود را برای آنها تبلیغ می کنند نیز تحت پیگرد قانونی قرار می گیرند.

به نظر می رسد این کشور به دلیل دلایل از جمله وضعیت آن به عنوان کانون ویروس کرونا در خاورمیانه ، اقتصاد شکننده ، ترس از پتانسیل هسته ای ، سرکوب پست های شبکه های اجتماعی و اشتباه در سرنگونی خط هوایی بین المللی اوکراین ، برای انتقاد در یک سال گذشته یا بیشتر رسیده است. هواپیما ، کشته شدن همه 176 سرنشین

طبق قوانین این نشریه ، روحانیون محافظه کار شیعه در این کشور با محافظت از جمهوری اسلامی در برابر “تهاجم فرهنگی غرب” ، آینده جمهوری اسلامی را تأمین می کنند.

اشرف رحمانی ، نویسنده سیستم حقوقی انتشار کتاب در ایران ، گفت: رهبران ایران مدت ها بر این باور بودند که کشورهای غربی ، به ویژه ایالات متحده امیدوارند که به تدریج ارزش های اسلامی و انقلابی کشور را تغییر دهند.

تنها 10 سال پس از انقلاب اسلامی 1979 بود که جمهوری اسلامی اولین سیاست اصلی خود را در زمینه سانسور و محدودیت های آزادی بیان ایجاد کرد.

همه قوانینی که ایران برای نویسندگان و ناشران وضع کرده محدود کننده نیست. دولت به نویسندگان یارانه اعطا می کند ، آنها را از پرداخت مالیات بر درآمد معاف می کند و حتی ممکن است به عمد چشم خود را بر روی قطعات کمتر حساس فروخته شده بدون اجازه فروشندگان خیابانی ببندد.

با این حال ، حق انجام اقدامات برای خود محفوظ است. مقامات وزارت فرهنگ و جهت گیری اسلامی ایران به طور غیر منتظره ای متزلزل می شوند ، چاپگرهایی را برای بازرسی چاپ می کنند و وب سایت ها و کانال های رسانه های اجتماعی که کتاب های ممنوعه را به اشتراک می گذارند مسدود می کنند.

امید فلاحازاد ، نویسنده آمریکایی ایرانی ، بیش از دو دهه پیش که زادگاه خود را در شیراز ترک کرد ، امید خود را برای چاپ هرگز از دست داد.

وی به عنوان پیرو آیین بهائی نه تنها عمل به آیین خود بلکه تحصیلات عالیه را نیز ممنوع کرد.

فلاحازاد ، که در بوستون زندگی می کند ، در یک مصاحبه تلفنی گفت: “من وقتی به ایالات متحده مهاجرت کردم مجبور شدم از صفر شروع کنم.”

پس از مدتی ، فلاحازاد در دبیرستان به عنوان معلم ریاضی شروع به کار کرد و به نوشتن از حاشیه ادامه داد.

در سال 2013 ، او سرانجام اولین داستان خود ، سبزه ، را دید که داستان آزار و اذیت و فرار خانواده بهایی و فرار از ایران است ، که به عنوان بخشی از گلچین داستانهای آمریکایی های ایرانی به نام لرزیدن منتشر شده است.

وی در ادامه به انتشار چندین کتاب داستانی دیگر در زمینه بررسی مشکلات عضویت در گروه های تحت تعقیب اقلیت های قومی در ایران ، مانند ارمنی ها و بهائیان پرداخت.

فلاحازاد در روزهای ابتدایی بیماری همه گیر یک باشگاه کتاب راه اندازی کرد به نام دیدار با دوستان گمشده.

دیگر رمان نویسان اظهار امیدواری کردند که کار آنها باعث الهام بخشیدن به نسل جدید نویسندگان شود تا حقیقت خود را بیان کنند و مرزهای سانسور ایران را گسترش دهند.

وقتی شهریار ماندنی پور در سال 2006 ایران را ترک کرد و در کمبریج ، ماساچوست مستقر شد ، متوجه شد که برای اولین بار در مورد ایران می نویسد در حالی که از بیرون به ایران نگاه می کند.

ماندنی پور 64 ساله در یک مصاحبه تلفنی گفت که اخیراً یاد گرفته است که به عشق خود به ادبیات فارسی و داستان سرایی به عنوان راهی برای رسیدن به زمین تکیه کند.

“من هستم [made up] وی گفت: مکانی که چیزی شبیه مدینه فاضله به نام “جمهوری ادبیات” است و افزود: “برای ورود به این کشور نیازی به ویزا ، اثر انگشت و تابعیت ندارید. شما فقط باید داستان های خوبی در دست داشته باشید. “

آخرین رمان او ، ماه ماه ، در سال 2018 منتشر شد ، اما تنها چند ماه پیش بود که تصمیم گرفت که می خواهد در ایران توزیع شود.

کتاب او واقعیت های تاریک جنگ ایران و عراق را از طریق داستان مردی که با PTSD می جنگد و مشروب می نوشد ، بررسی می کند. وی برای چاپ در ایران به دنبال ناشر دیگری بود که نویسنده ای در لندن شده بود و می دانست که می تواند این کار را انجام دهد: هادی هوجینیان.

هوجینیان ، مردی سبک دل و شوخ ، گفت که تیم 20 ناشر زیرزمینی او در ایران می توانند کتاب ماندانی پور را ظرف چهار روز برای چاپ در دسترس قرار دهند.

از آن مکالمه ، دو ماه پیش ، هوخیان بیش از 1000 نسخه از کتاب ماندنی پور را به مردم ایران فروخته است.

ماندانی پور با لذت بردن از موفقیت ، تصمیم گرفت یک کلاس رایگان نوشتن خلاق مجازی برگزار کند.

وی گفت: “من یک اعلامیه کوچک در یک وب سایت ایرانی کردم و بسیار جالب بود که دیدم از 45 جوانی که ثبت نام کرده اند ، بیش از دو سوم آنها در ایران زندگی می کنند.”

“من فکر می کردم که در سطح پایه تدریس می کنم ، اما بعد از جلسه اول متوجه شدم که باید در چیزی مانند سطح دانشگاه تدریس کنم.”

در لاس وگاس ، مونیرو روانی پور ، نویسنده 68 ساله ایرانی-آمریکایی گفت که می خواهد داستان های او به ویژه در زنان در مناطق روستایی مانند بوشهر ، استانی در جنوب غربی ایران که در آن متولد شده است ، برسد.

کارهای او لحظات تاریکی را که او در دوران جوانی در جمهوری اسلامی تازه تأسیس به عنوان ابزاری برای کشف زنانگی ، فمینیسم و ​​انعطاف پذیری با آن روبرو شده است ، لمس می کند.

“من نه تنها به عنوان یک نویسنده بلکه به عنوان یک جنگجو نیز می بینم. یک جنگجو که باید برای حق و عزت از دست رفته بشریت بجنگد. ”

وی گفت: “دیکتاتوری ها و دولت های فاشیست می خواهند مردم افسرده شوند و مردم فکر کنند که آنها از هر کاری توانایی ندارند.” “و من فکر می کنم بهترین راه برای حمله به آنها کسی شدن است.”

این درسی است که روانی پور امیدوار است بتواند به 10 زن ایرانی که در کلاس خاطرات آنلاین رایگان وی شرکت می کنند ، بیاموزد.

او که مجبور شد نسل بعدی زنان ایرانی را با مهارت های لازم برای نوشتن مسلح کند ، مصمم بود که به آنها کمک کند تا بر درد خود غلبه کنند تا بتوانند صدای خود را پیدا کنند.

وی گفت: “من به آنها گفتم که اگر آنها نمی خواهند عزیزانشان ناپدید شوند ، باید از خود مراقبت کنند و داستان های خود را بنویسند.” “زیرا آنها در داستان شما زنده خواهند ماند.”




منبع: play-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>