[ad_1]

اصطلاح “استراتژی عالی” در امور جهانی نام بدی به خود گرفته است. به نظر می رسد متورم است و به عنوان یک واژه سر و صدا ، می تواند به عنوان یک حقه بازی کند ، رهبران وسوسه انگیز برای تدوین آموزه هایی از اعماق یا اعتماد بیش از حد به حکمای معروف مانند جورج کنان یا هنری کیسینجر. برخی آن را پوششی برای ماجراجویانه یا حتی امپریالیسم آمریکا می دانند.

با این حال ، بهتر درک می شود ، ایجاد یک استراتژی عالی راهی است که سیاستمداران می توانند با توجه به اهداف بلند مدت ، در مورد چگونگی تعامل ملت ها و مردم با یکدیگر تحلیل کنند. این در مورد تدوین ، سازماندهی و اجرای سیاست ها و برنامه ها ، پیش بینی موانع و تسویه آرزوهای بالا با منابع محدود برای اجرای آنها است. امروز ، رئیس جمهور بایدن آماده احیای دقیقاً همین نوع استراتژی عالی است.

در دهه های اخیر یک استراتژی جهانی موثر برای ایالات متحده آسان نبوده است. پس از 11 سپتامبر ، دولت جورج دبلیو بوش نوعی دیدگاه استراتژیک را متمرکز بر جلوگیری از تروریسم اسلامگرا در پیش گرفت. اما اهداف فوق العاده بلند پروازانه بوش ارتباط چندانی با هیچ وسیله واقع بینانه ای نداشت. حمله وی به عراق در سال 2003 فاجعه بار بود و باعث کاهش اشتهای عمومی برای شرکت در خارج از کشور شد. در همین حال ، رکود بزرگ اقتصادی 2008-09 روشنگرانه روشهای سیاستهای تجارت آزاد دهه 1990 و 2000 – عنصر اصلی چشم انداز استراتژیک دوران فوری پس از جنگ سرد – باعث رونق ایالات متحده شد اما در طبقه کارگر بسیاری را پشت سر گذاشت.

به عنوان یک واکنش یا واکنش بیش از حد نسبت به مسیحی گرایی بوش ، دولت های دموکراتیک و جمهوری از استراتژی های جهانی آگاهانه اجتناب کردند. باراک اوباما اصلاً تمایل به جورج کنان را انکار کرده است. وی اصرار داشت که راضی است “ضربه تک و دو برابر” بزند و از اشتباهات احمقانه سیاست خارجی جلوگیری کند. بر این اساس ، ریاست جمهوری وی پیشرفت قابل ملاحظه ای در جهت اهداف جهانی قابل مشاهده و منسجم مشاهده نکرد. دونالد ترامپ ، با ابراز ناسیونالیسم آتاویستی “در وهله اول در آمریکا” ، همچنین کار بیش از حد بوش را با ادامه سیاست خارجی با غریزه ، انگیزه و فقدان تفکر استراتژیک جبران کرد.

خروج ایالات متحده از نقش فعال در شکل گیری دستور کار جهانی ، خلاoid ایجاد کرده است که چین و روسیه مایلند آن را پر کنند ، به ضرر منافع و ارزش های آمریکا. بنابراین ، آنچه لازم است ، لغو استراتژی بزرگ نیست ، بلکه پرورش آن است بهتر استراتژی

یافتن این استراتژی بهتر مستلزم تفکر فراتر از مقولات سنتی قدرت جامع و برنامه های دولتی است. اگرچه منتقدان سیاست بین الملل گرا همیشه آن را تصدیق نمی کنند ، اما رهبری جهانی بیش از موضوعات اصلی جنگ ، جنگ نیابتی و مبارزه با تروریسم را شامل می شود. همچنین باید شامل مواردی باشد که معمولاً یک مشکل داخلی محسوب می شود.

در کنفرانسی در سال 2016 و اکنون در کتاب جدید ، دوازده دانشمند درک خود را از تاریخ استراتژیهای بزرگ متحد کردند. از جمله ، به این نتیجه رسیدیم که رویایی ترین و م approachesثرترین رویکردها برای مشارکت جهانی همیشه بر عوامل مهم محلی و علل متمرکز بوده است. اصلاح طلبان نژادی ، مدافعان حق رأی زنان و پزشکان بهداشت عمومی ، از جمله دیگران ، اهداف خود را با توجه به نقش جهانی ایالات متحده دنبال کردند و بنابراین بر برنامه ریزی و عملکرد سیاست خارجی تأثیر گذاشتند.

در آغاز جنگ سرد ، ذکر تنها یک مثال ، سیاه پوستان آمریکایی و متحدان آنها بر حقوق کامل شهروندی پافشاری کردند و اظهار داشتند که قوانین جیم کرو ، لینچ و ممنوعیت رأی دادن در سراسر جنوب نه تنها به دموکراسی آمریکا خیانت می کند بلکه شوروی را نیز پرورش می دهد. تبلیغات استدلال های منع تفکیک جداگانه مدارس ، همانطور که دادگاه عالی در سال 1954 در براون علیه هیئت آموزش انجام داد ، با جلسات توجیهی وزارت امور خارجه پشتیبانی شد. اعتراضات امروز زندگی سیاه پوستان با انتقاد از ابعاد نژادی و جهانی قدرت آمریکا ، ایجاد یک جنبش ضد نژادپرستی جهانی است که بر تعامل آمریکا با متحدان و دشمنان تأثیر می گذارد.

جیک سالیوان ، مشاور امنیت ملی بایدن ، در مورد یافتن تعادل مناسب در داخل و خارج از پاییز سال گذشته نوشت: رهبری جهان ایالات متحده باید ایده آل “درک عمیق تر از مسائل اقتصادی و اجتماعی داخلی و تعامل پیچیده آنها با تصمیمات سیاست خارجی” باشد.

ما در حال حاضر رئوس مطالب امیدوار کننده رئیس جمهور را می بینیم. بایدن به سرعت به موافقت نامه آب و هوای پاریس و سازمان بهداشت جهانی پیوست ، حمایت از اتحادهای امنیتی در اروپا و آسیا را آغاز كرد ، بر افزایش مهاجرت اصرار ورزید ، “ممنوعیت مسلمانان” ترامپ را پایان داد ، ضربه سختی به چین وارد كرد و در همان زمان جنگ های تجاری گران به دست آورد. این اقدامات منجر به نگرانی های محلی و داخلی در مورد سیاست ایالات متحده در خارج از کشور می شود و تأثیر رویدادهای بین المللی را در زندگی در خانه منعکس می کند.

یک یادداشت بالقوه بحث برانگیز: برنامه بایدن برای خروج از افغانستان تا 11 سپتامبر. این تصمیم به وضوح با نظر داخلی مطابقت دارد – یک امتیاز استراتژیک که دو دهه مشارکت گران قیمت نظامی تنها به موفقیت محدود رسیده است. به نظر می رسد این حرکت با دید وسیع بایدن در مورد رهبری جهانی که بر بازسازی تعهدات آمریکا ، از جمله تعهدات نظامی به سایر کشورها متمرکز است ، هماهنگ نیست.

با توجه به استراتژی تماشایی بهتر ، هنوز کارهای زیادی باید انجام شود ، از جمله برای مقابله با نابرابری های جدی در داخل و خارج. بایدن ملت را کاملاً درگیر “دیپلماسی واکسیناسیون” کرده است. اگرچه ملی گرایی دولت ترامپ مانع تلاش های مشترک برای کاهش سرعت ویروس کرونا می شود ، اما سیاست های بایدن این امکان را دارد که همه گیر جهانی را تسریع کند – به ویژه حمایت آن از چشم پوشی از حقوق مالکیت معنوی تولیدکنندگان واکسن – و سازماندهی در سطح بین المللی است. برای شیوع های جدید

ترکیبی از موضوعات داخلی و بین المللی همچنین باید سیاست های مربوط به حمایت و ارتقا of حاکمیت بشری را اطلاع دهد. بایدن به عنوان یک نامزد ، قول داد که “دموکراسی آمریکایی” را “احیا کند” و “ائتلاف دموکراسی هایی را که در سراسر جهان در کنار ما هستند تقویت کند. با ظهور رژیم های استبدادی در سرتاسر جهان و به ویژه پس از قیام کاپیتول در ایالات متحده در 6 ژانویه ، این ضرورت تشدید شد. برنامه گسترش دسترسی به آرا و هوشیاری در برابر دخالت های انتخاباتی می تواند مبارزه با جنبش های غیر لیبرال را در همه جا افزایش دهد.

فعالیت در جهان نباید به معنای نادیده گرفتن مشکلات فوری در خانه باشد. تحقق الزامات داخلی نباید منجر به سیاست جزیره شود. همانطور که Jonathan Montaigne دانشمند علوم سیاسی خاطرنشان کرد ، اکثر مردم – برخلاف تصورات – می خواهند ایالات متحده به شدت در سراسر جهان درگیر شود ، معاملات تجاری را حفظ کند ، از سلامت کره زمین محافظت کند و تعهد خود را نسبت به متحدان تاریخی حفظ کند. همه اینها نیاز به همکاری جهانی دارد.

ادعای بایدن مبنی بر اینکه “آمریکا بازگشت” می تواند به همان اندازه که برای ایالات متحده معنی دارد ، برای جهان معنی داشته باشد. اگر او منطقی و متفکرانه عمل کند ، می تواند “استراتژی بزرگ” را از فراموشی نجات دهد.

کریستوفر مک نایت نیکولز استاد تاریخ در دانشگاه ایالتی اورگان و سردبیر مشترک بازنگری استراتژی بزرگ آمریکا است. دیوید گرینبرگ استاد تاریخ و روزنامه نگاری و تحقیقات رسانه ای در دانشگاه راتگرز و همكار انتشار است.



[ad_2]

منبع: play-news.ir

ایندکسر