[ad_1]

با پایین آمدن هواپیماها بر روی آسفالت شلوغ ، توربوپروپ ها هر چهار ساعت یکبار غرش می کنند. صداها از صبح تا اواخر شب ادامه می یابد.

صداهایی نیز از بالا شنیده می شود. سر و صدای دو روتور چینوک و هلیکوپترهای بلک هاوک در نزدیکی آن وزوز می کند. C-17 مهیج آتش بازی ، با گردنبند موشک و نسیمی از انفجارهای ستاره ای در هوا بالا می رود و به ترافیک در آسمان فرودگاه کابل می پیوندد.

مقامات آمریکایی گفتند که بیش از 21000 نفر از افغانستان تحت کنترل طالبان در بازه 24 ساعته که اوایل سه شنبه به پایان رسید ، بلند شده اند ، این بزرگترین روز هوایی از آغاز آن است.

اما در پشت صحنه ، تلاش های تخلیه آشفته ، غم انگیز ، بد بو ، کثیف – و خطرناک است.

صدها و گاه هزاران مرد ، زن و کودک افغان را از زمین تماشا می کنند و در صف های طولانی ایستاده اند که داخل و خارج هواپیماهای پارک شده جمع می شوند.

در محاصره سربازان قوی – آمریکایی ها ، آلمانی ها ، کاتارها ، بریتانیایی ها ، بلژیکی ها ، با زره و کوله پشتی یا در خودروی زرهی ضد مین دراز کشیده اند – آنها چیزهای کمی حمل می کنند: یک چمدان ، یک کوله پشتی ، چند کیسه پلاستیکی. به سختی می تواند زندگی آنها را رها کنند.

دورتر از فرودگاه ، افغانهای منتظر دیگری نیز با ماسک های نامنظم خم شده اند و سربازان بیشتری آب و MRE (غذاهای آماده) به آنها می دهند. خستگی در هر فردی ظاهر می شود.

به نظر می رسد که فقط کودکان انرژی بازی یا بسته بندی مواد غذایی را دارند که سربازان برای کیک به آنها می دهند. سه دختر کوچک در حالی که دستان خود را در یک بسته مربا توت فرنگی فرو می کنند ، لبخند می زنند ، سپس کف دست خود را لیس می زنند و یک علامت قرمز و شربت دار روی چانه آنها باقی می ماند.

در اینجا ، افغان ها زمان کمی برای بررسی کار پیچیده ماشین تخلیه جنگ زده دارند. برای آمریکایی ها شکست در جنگ به معنای بازگشت به وطن است. برای این افراد ، این به معنای از دست دادن خانه ، دولت ، زندگی ، جامعه و وجودی است که آنها در 20 سال گذشته بر پایه ای جدید اما در نهایت ضعیف بنا کرده اند.

و با این حال کسانی که تا اینجا آمده اند خوش شانس هستند. برای رسیدن به اینجا ، شما باید دارای تابعیت یا روابط خونی مناسب با کسی باشید که این کار را می کند. روابط با سازمانهای خارجی که ممکن است یا حتی بخواهند برای حمایت از تخلیه آنها تلاش کنند. یا مدارکی برای اثبات به کسی که شما شایسته جایی در یکی از پروازهای مورد نظر هستید که شما را از افغانستان تحت کنترل طالبان می برد.

اما حتی با وجود این ، شما هنوز هم باید به دروازه ها برسید. در هفته اول ، این یک غوغای مرگبار بود که در آن ساکنان مورد شکنجه قرار می گرفتند ، اسناد و چمدان های فرسوده را با مردان متحدالشکل در عینک های بسته و جارو سریع و خشمگین جنگجویان شبه نظامی کشنده می گرفتند.

آنها از آخرین بازمانده های نیروهای امنیتی افغان تحت حمایت آمریکا بودند. آنها به دور از محافظت از دیگر افغان ها ، از طناب ، باتوم ، باتوم ، شلاق ، تفنگ ، شلیک هوایی و – در صورت عدم موفقیت همه چیز – شلیک بدنی برای محافظت از هموطنان خود در برابر فرار استفاده کردند.

در روز دوشنبه ، بیش از یک هفته پس از شروع همه چیز ، تولید متفاوت شد. نگهبانان محیطی با تیغ ، موانع بتنی و نگرش بیش از حد تهاجمی ایجاد کردند. جمعیت عمدتاً فاصله احترام آمیزی را رعایت می کردند ، اما با دیدن دروازه ، مانند نمازگزارانی که دور حرم جمع شده بودند ، پیچ می خوردند و فقط مراقبت خود را برای تماشای آرام پرواز هواپیما قطع کردند.

بسیاری ادعای معتبری برای حضور در اینجا نداشتند ، به جز این امید ناامیدکننده که گواهی یا نقل قولی از یک مجری یا واحد نظامی قدیمی که می تواند برای آنها بلیط تهیه کند.

یکی زورا ، دختری جوان در 20 سالگی بود که در تعمیر و نگهداری هلیکوپترهای نظامی روسیه و AC-208 ، هواپیمای شناسایی که توسط ایالات متحده در اختیار نیروی هوایی افغانستان قرار گرفته بود ، کار می کرد. وی از کارخانه Textron Systems ، یک شرکت توسعه و تولید هوافضا و دفاع آمریکایی مستقر در Providence ، RI ، یک گواهی تقدیر برای کار خود گرفت.

مشخص نیست که آیا او با شرکت ارتباط برقرار کرده است یا خیر. با این حال ، او در کنار مادرش در میدان گرد و خاکی ایستاده بود ، گواهینامه و مدارک را به هر کسی که فکر می کرد می تواند در پرونده او کمک کند ارائه کرد.

همچنین سید سادات 22 ساله بود که دست خبرنگار خبرنگاری را کشید و توضیح داد که باید برود.

او با التماس برای کمک از کنار دروازه بانان گفت: “من دانشجو هستم ، شما می دانید اینجا چه بر سر ما می آید.” ما آینده ای نداریم. “

این گردهمایی ترکیبی از جامعه افغانستان است. یک زن مسن گفت شوهرش گذرنامه آمریکایی داشت اما معلول نبود و نمی توانست راه برود. زن دیگری که در حال تماشای بستری شدن مردی از ناحیه پا در داخل پا بود ، به زبان انگلیسی سریع گفت که شوهرش جراح است و می تواند در صورت ورود به بیمارستان کمک کند.

در دروازه ای دیگر ژنرالی بود که لباس و لباس تندی را که قبلاً با خود برده بود ، از تن خود درآورده بود و در حالی که توسط مخلوطی از متحدان و مخالفان سابق خود محافظت می شد ، روی چمن چمباتمه زده بود.

در نزدیکی ورودی ساختمان برخاست ، در پشت سدهای سیم و سیمان کنسرت ، نیروهای آمریکایی و دیگر نیروهای ناتو ایستاده بودند که در یک موج لجستیکی قرار گرفته بودند و حتی اگر دشمن در انتظار نقض قوانین کافکا نباشد ، دشوار خواهد بود. شما برای فرار از طالبان می روید.

شلوغی در فرودگاه نشان می دهد که از افغانستان چه خواهد ماند که آمریکایی ها سعی کرده اند آن را بسازند.

محل تخلیه ، قسمت نظامی فرودگاه ، فرسوده اما کاربردی است ، در میان یک باله دست و پا چلفتی که پس از هر اجرا کمی نرم تر می شود.

اما در دورتر ، پشت یک ردیف بلک هاوک و یک آشیانه با هواپیماهای تا حدودی جدا شده ، و روی باندهایی که از گرما می درخشند ، قسمت غیرنظامی فرودگاه قرار دارد ، جایی که هواپیماهای کام ایر در آن پارک شده اند و چندین پل آسمانی از ترمینال بیرون زده اند اما منجر به هوا می شود..

آسفالت با تکه هایی از کسانی که دستکش را پشت سر گذاشته اند و موفق شده اند ، پوشانده شده است. عکس گذرنامه ، کارت بازی از عرشه گم شده ، بسته های کیک پاره شده. از اینجا ، هر از گاهی ، یک فوزیلاد را می شنوید که توسط یکی از محافظان در محیط بیرونی آزاد می شود. همچنین می توانید آن را ببینید ، نشانگرهای قرمز روشن ، نوارهایی در آسمان قبل از ناپدید شدن.

یک سرباز آمریکایی گفت: “من حدس می زنم این یکی از روش های متوقف کردن مردم است.”

پایین دروازه ، در فاصله چند متری آمریکایی ها ، اما دور از چشم ، اولین جنگجوی طالبان می آید که لباس تونیک قهوه ای ، کفش های کتانی سفید و جلیقه ضد گلوله به تن داشت. او با تکان دادن AK-47 در دست راست ، ترافیک را در امتداد یک بلوار درختکاری شده هدایت می کرد ، جایی که فقط دو هفته پیش مسافران در جستجوی مزاحم چمدان به سر می بردند.

سلام را با سر تکان می دهد که کوتاه است اما نامطلوب نیست.

در یک بیلبورد الکترونیکی با کتیبه آبی عمیق LED نوشته شده است: “به کابل خوش آمدید”. در این نزدیکی انبوهی از بابونه از گاری های چمدان است که در خیابان در نزدیکی سد سیمانی که خروجی غیرنظامی فرودگاه را مشخص می کند ، سرازیر می شود.

از بالا صدای هواپیماها از صدای بلند و بلند کابل می گذرد که با بازگشت حکومت طالبان اهلی شده است. اتومبیل ها به بزرگراهی می چرخند که هیچ یک از چراغ های خیابان در آن کار نمی کند و در شهری کم نور متوقف می شوند.



[ad_2]

منبع: play-news.ir