[ad_1]

آژیر حمله هوایی ، در یک فوریت ناگهانی و شبح وار و با کفشهای لک شده ، تلفن های همراه پر و ربوده شده ، شوهرم ، دو فرزند و من با عجله از پله های ساختمان آپارتمان پایین آمدیم و به راهروی همسایه ها در پناهگاه مشترک بمب ها پیوستیم.

درب فولادی سنگین بسته می شود. در یک روز عادی ، این پناهگاه یک فضای ذخیره سازی غبارآلود و بدون پنجره از 100 فوت مربع بتن مسلح است که مملو از دوچرخه ، اسکوتر و کالسکه است. اما وقتی موشکهای جنگنده های حماس روز دوشنبه به منطقه اورشلیم اصابت کردند ، بلافاصله فضای داخل را پاک کردند ، “در صورت اصابت موشکها به تل آویو ، وضعیت عادی از بین رفت.

اولین آژیرها در ساعت 8:50 عصر روز سه شنبه 10 دقیقه زودتر از هشدار حماس مبنی بر برخورد با بزرگترین کلانشهر اسرائیل به صدا درآمد. یکی از همسایگان گفت: این خیلی غیر معمول است ، “در خاورمیانه ، مردم به ندرت به موقع می رسند ، چه رسد به اینکه زود باشد.”

سه نفر با لباس متحدالشکل روی آوارهای زمین حرکت می کنند

آتش نشانان و نیروهای امنیتی اسرائیل خسارت وارده به خانه ای را در یهود ، نزدیک تل آویو ، در تاریخ 12 مه 2021 پس از شلیک موشک از نوار غزه بررسی کردند.

(گیل کوهن-مگن / ​​خبرگزاری فرانسه / گتی ایماژ)

در مجموع حدود 20 بزرگسال و 9 کودک وجود داشت ، از نوزادان و کودکان نوپا گرفته تا نوجوانان و دو سگ که صندلی های خود را در تشک ساحلی کف بتونی یا صندلی های کوچک پیدا می کردند. برخی از همسایگان به دیوار تکیه داده و کوچکان را تکان می دادند ، بیشتر آنها هنگام بیرون آمدن آژیر خواب بودند.

من چیزی را آماده نکرده ام که با خودم ببرم ، مثل بالش یا حتی آب. در ابتدا فکر کردم (ساده لوحانه) که پس از شلیک موشک سپر موشکی گنبد آهنین هر موشکی که سربالا باشد ، چند دقیقه دیگر به طبقه بالا برمی گردیم. این شهر تل آویو ، اسرائیل مرکزی بود که از طیف وسیعی از گلوله های غزه تلقی می شد.

اما شب برنامه های دیگری داشت. آژیرها مدام در بیرون دیوارهای محافظت شده ما و با صدای بلند از طریق برنامه Home Front Command روی تلفن شوهرم زنگ می زدند. برای آنها لحظه ای انفجار موشک دنبال شد که یا سپر گنبد آهنین در آسمان فرود آمد یا کشته شد.

پسر 11 ساله من که ظاهراً لرزیده است گفت: “این خیلی رونق است.” حماس ادعا می کند 130 موشک به منطقه مترو تل آویو شلیک کرده است ، این یک رگبار بی سابقه است.

شخصی بازی Monopoly را بیرون کشید و برخی از بچه ها شروع به بازی کردند. بزرگترها سعی کردند با شوخی های عصبی همه چیز را سبک نگه دارند. همسایگان اخبار مربوط به به روزرسانی های توییتر و برنامه های خبری را رد و بدل می کردند. من در مورد تمام جنگهای قبلی و زمانهای پرتنش وقتی که با خانواده هایی در پناهگاههای مرز شمالی لبنان یا مرز جنوبی غزه مصاحبه کرده بودم ، با کودکان بازی کارت و بازیهای دیگر صحبت کردم ، و اینکه چگونه در اینجا بخشی از آن صحنه شدم ، فکر کردم. ، که من یک بار منعکس شده بود

تلفن من مملو از متن است ، دوستان محلی و خانواده با تغییراتی از این کلمات در حال بررسی هستند: “حال شما خوب است؟ ما خوبیم. “من یک متن گروهی در WhatsApp برای خانواده ام در ایالات متحده فرستادم:” آژیرها در تل آویو ، اما ما خوب هستیم. در ساخت یک پناهگاه بمب. “

یکی از همسایگان ویدیویی را که دریافت کرده است به اشتراک می گذارد – نقاط سفید برجسته نور در آسمان سیاه مرکب در جایی بالاتر از اسرائیل – موشک های حماس و گنبد آهنین آن را مانند یک بازی ویدیویی واقعی دوئل می کنند.

چهار نفر کنار ماشین و کنار ماشین ایستاده اند

اسرائیلی ها در ورودی شهر تل آویو که از نوار غزه زیر آتش موشک قرار دارد مخفی شده اند.

(گیدئون مارکوویچ / خبرگزاری فرانسه / گتی ایماژ)

حدود یک ساعت پس از پایین آمدن آن ، برخی از همسایگان پناهگاه را ترک کردند و گفتند که زمان کافی از آخرین آژیر آواز گذشته است. بر خلاف من ، آنها در جنگ مبتدی نبودند و در پناهگاه های بمب منتظر بودند. ما آخرین همسایگان را دنبال کردیم ، فرزندانمان را با بوسه های اضافی به رختخواب بردیم ، با لباس هایمان به خواب رفتیم ، فقط صدای برنامه را شنیدیم و به دنبال آن زنگ آژیر درست قبل از ساعت 3 بامداد ، همسرم و من از رختخواب بلند شد ، بچه ها را بیدار کرد. بدن من با خلبان خودکار در حرکت بود ، اما قسم می خورم که قلبم را تپش می دهد. این بار یک کیسه مواد غذایی – آب ، لیوان ، آی پد و سگ ما آلفی – به دست آوردیم.

همسایگان ما که قبلاً لبخند و شوخی می کردند ، با چشمانی گیج ، کودکان نیمه خواب و در یک مورد ، کودک 5 ساله ای که نمی توانست او را راحت کند ، به پناهگاه برخوردند و فریادهای هیجانی گیجی اش از دیوارها بیرون آمد.

آلفی ، همانطور که انتظار می رفت ، بلند ، بلند ، پرخاشگرانه پارس کرد. شوهرم برای اطمینان او ، او را در آغوش گرفت و مانند دیگر نوزادان اطرافمان او را لرزاند. سرانجام آرام شد ، او روی زمین دراز کشید و در حالی که بزرگسالان و کودکان بزرگتر خواب خود را از دست دادند ، چرت زد.

بچه ها اکنون می دانند که چگونه به رونق گوش دهند ، سعی می کنند که بشمارند – پنج ، سپس هفت. دیگر هیچ کس مطمئن نیست که دقیقاً چه می شنویم – سقوط تیر یا موشک. و چقدر نزدیک است؟ سکوت شومی بین طغیان ها. شوهرم اطلاعات مربوط به برنامه خود را می خواند: یکی به هولون اخراج شد ، دیگری در رامات گان ، هر دو حومه تل آویو.

وقتی اوضاع آرام شد ، یک بار دیگر نمی دانیم که بازگشت به طبقه بالا واقعاً خوب است. امنیت دیگر در معادلات هیچ کس نیست.

مادر دو پسر جوان گفت: “من نمی خواهم بالا بروم فقط باید دوباره به عقب برگردم.”

سرانجام ما تصمیم می گیریم که زمان رفتن فرا رسیده است ، و بچه ها مانند شوهرم دوباره در رختخواب مستقر می شوند. اما خوابم نمی برد. من برای روانشناسی که در ایالات متحده می شناسم و متخصص در زمینه آسیب روانی است ایمیل می کنم. ساعت 4:41 ، درخواستی برای تکنیک های حفظ آرامش را می شنوم و درست وقتی که دور می شوم ، برنامه Home Front Command در کنار تخت شوهرم منفجر می شود.

برگشتیم و به پناهگاه برگشتیم.

کرافت خبرنگار ویژه ای است.



[ad_2]

منبع: play-news.ir

ایندکسر