من در یک اتاق از مردم “وحشت زده ام که ممکن است ناخواسته مکان را به آنها بدهم”.



من دوست دارم روزهای بزرگ در اتاق یا سنا باشم. فقط چیزی در مورد حضور در اتاقی است که در آن اتفاق می افتد. این چیزی بیشتر از خبر است. این یک داستان است و یک امتیاز است که در مورد آن به مردم بگویید.

حتی در پس زمینه یک بیماری همه گیر – من یک پسر 18 ماهه دارم – با شانس حضور در شمارش آرا in در کالج انتخاباتی پریدم. این معمولاً یک لحظه تشریفاتی است ، نوعی نتیجه گیری برای یک کارزار طولانی است. اما این بار آن متفاوت بود. اعتراضاتی که متحدان رئیس جمهور ترامپ برای لغو انتخاباتی که رئیس جمهور باخت ، ایراد خواهد داشت. این قول داد که چشمگیر باشد ، این تقویت پیروزی رئیس جمهور منتخب جو بایدن است.

اما شوهرم نگران بود. ترامپ اعتراضات را تشویق کرد و ترسید که این خشونت ها بیشتر شود.

بعد از اینکه سه شنبه شب کودک را خواباندم ، او به آرامی از من خواست مراقب باشم. او به من گفت: “لباس های خیابانی بپوشید که به شما امکان می دهد با جمعیت ترکیب شوید.” شلوار جین و یک تی شرت.

حدود ساعت 11:15 صبح چهارشنبه ، حدود دو ساعت قبل از شروع کار به آنجا رسیدم. نمی خواستم چیزی را از دست بدهم و می خواستم مطمئن شوم که وقت دارم از محافظ ها عبور کنم. من جای خود را در گالری مطبوعات ، صندلی های بالای تریبون سخنران گرفتم و شروع به مشاهده جلسه عمومی کنگره کردم.

سناتورها و اعضای اتاق خیلی دور نرفتند. آنها آرا را به ترتیب حروف الفبا کشورها شمردند. اول آلاباما و سپس آلاسکا آمدند. هنگامی که آنها به آریزونا رسیدند ، سناتور تد کروز (تگزاس) و نماینده پل گوسار (ریچارد آریزونا) به ضبط 11 رای در این ایالت اعتراض کردند. هر خانه ای در اتاق خود بازنشسته شد تا در مورد ایرادات خود صحبت کند.

من در گالری خانه ماندم. وقتی فهمیدم ممکن است مشکلی وجود داشته باشد ، فقط نیمی از دو نماینده مجلس صحبت خود را تمام کردند. داشتم روی لپ تاپم یادداشت می کردم که ساعت 13:41 تلفن من زنگ خورد. این یک پیام متنی از یک کارمند مجلس بود که سیگنالی از پلیس کاپیتول برای من ارسال کرد.

در این گزارش آمده است: “ساختمان توپ به دلیل فعالیت پلیس در حال جابجایی داخلی است.” “سایر کارمندان باید تا زمان دریافت راهنمایی بیشتر از USCP در ساختمان خود بمانند. اگر خارج از ساختمان كاپیتول هیل هستید ، دستورالعمل های اجرای قانون را دنبال كنید …. اطلاعات بیشتر در صورت دسترسی به شما ارائه می شود.

من حوادث را در توییتر دنبال می کردم و می دانستم که معترضین خارج از پایتخت هستند. سیگنال باعث عصبی شدن من شد ، اما این کاپیتول است و تهدیدها معمول است.

سی دقیقه بعد از پله ها بالا رفتم و وارد دفتر مطبوعات شدم تا ببینم آیا می توانم بیشتر بدانم. رادیو اضطراری در دفتر برای همیشه منفجر شد. صدای یک زن در آن زمان وحشت زده به نظر می رسید: “به دلیل تهدید امنیتی خارجی واقع در جبهه غربی پایتخت آمریکا ، در حال حاضر ورود و خروج مجاز نیست. می توانید در اطراف ساختمان (ها) حرکت کنید ، اما از پنجره ها و درهای بیرونی دور نباشید. اگر بیرون هستید ، به دنبال پوشش باشید. “

می دانستم چه کاری باید انجام دهم. به طبقه پایین لپ تاپم رفتم. ساعت 14:15 بود. پس از معرفی به روزرسانی برای سردبیرانم ، از اتاق نرده اتاق بازدید کردم و متوجه شدم که نانسی پلوسی ، رئیس پارلمان (د-سانفرانسیسکو) ، دوم در صف ریاست جمهوری ، از بین رفته است. بدیهی بود که جزئیات امنیتی او را وادار به امنیت کرده است.

صدای پشت سرم را شنیدم و برگشتم و دیدم که ده خبرنگار با مراکز مطبوعات به گالری هدایت می شوند. سپس پلیس درها را بست و قفل کرد. پلیس تولیدات خود را قطع کرد و گفت از گاز اشک آور در چرخش استفاده شده است.

یک کارمند یک هود تخلیه ، یک کیسه پلاستیکی ناشیانه که گاز اشک آور و مواد شیمیایی را فیلتر می کند ، به من تحویل داد. او به من گفت آن را به دیگران منتقل کنم در حالی که همه آن را دارند. گزارشگران تنها گالری نبودند. اعضای کارکنان بر تولید نظارت داشتند. بیش از ده نماینده نیز در گالری های عمومی مشرف به کف مجلس کرسی نشسته بودند. حالا ما با هم در اتاق حبس شده بودیم.

روی زمین ، نماینده روبن گالگو (D-Ariz.) ، یک تفنگدار سابق ، هود فرار را بلند کرد و برای سایر اعضا نحوه استفاده از آن را توضیح داد. حدود 150 نماینده در آنجا بودند و گالاگو برای جلب توجه آنها فریاد می زد.

او فریاد زد: «اولین بسته را باز کن!

“سپس مورد دوم را باز کن!”

“سپس کاپوت روی سر شما باد می شود!”

دقایقی بعد ، پلیس گالیگو و سایر قانونگذاران را از درب کناری به بیرون از اتاق هدایت کرد. چندین قانونگذار به مقامات غیرنظامی که با یک کتابخانه عظیم دست و پنجه نرم می کردند ، کمک کرده و آن را از درهای اصلی دو اتاق خارج کردند ، همان کتابخانه ای که رئیس جمهور برای سخنرانی در امور اتحادیه وارد آن می شود.

در زدند. افسران تپانچه های خود را کشیدند.

یکی نگاهی به بالا انداخت و خبرنگاران و حدود دوازده نماینده و کارمند را در حال بالا رفتن از نرده های گالری بالا برای رسیدن به درها دید.

او فریاد زد: “روی زمین دزدی کنید!” “تا جایی که ممکن است پایین بیایید!”

من پشت یک ردیف صندلی سر خوردم و نگاهم را بالا گرفتم که نماینده یک زن شروع به دعا کرد. یکی دیگر از اعضای با صدای بلند با تلفن همراه خود صحبت می کرد و بازی به بازی را تهیه می کرد. چند نماینده گریه کردند.

شنیدم که شیشه های در اصلی اتاقک خرد شده است. من به عنوان نماینده مارچین مولین (R-Okla.) به اتاق نگاه کردم و سعی کردم با کسانی که قصد ورود به آنجا را دارند ، استدلال کنم.

ترک شدیدی هوا را شکافت. به نظر می رسید مثل یک شلیک است. و سپس ساکت شد.

افسران خواستار نمایندگان در گالری شدند تا محل را ترک کنند ، اما هیچ یک از حاضران کلید در را نداشتند. قانون گذاران و افسران پلیس بر سر باز كردن در و فرار با هم بحث كردند. پلیس از نمایندگان خواست که در این زمینه با دقت بیشتری کار کنند.

اعضا موافقت نکردند. “آن در را باز نکن!” سخنگوی فریاد زد در حالی که یک افسر در راهرو در را به هم زد. “ما نمی دانیم چه کسی پشت این قضیه است!”

او به همان جایی که نورما تورس (D-Pomona) زانو زده بود ، خزید. او مرا در آغوش گرفت و در مورد کودکم از من سال کرد و من به او گفتم حالش خوب است.

او با تلفن از من عکس گرفت و آن را در توییتر منتشر کرد وlatimes را برچسب گذاری کرد تا به همکارانم هشدار دهد که حال من خوب است.

پرسیدم: “آیا من می توانم سخت ترین کار خود را انجام دهم و از شما بپرسم که اکنون چه فکر می کنید؟”

یک ثانیه طول کشید تا افکارش را جمع کرد. وی گفت: “این وحشتناک است که این آمریکا است ، این ایالات متحده است ، و این چیزی است که ما باید از آن عبور کنیم ، زیرا ترامپ خواستار آمدن تروریست های داخلی به پایتخت و صدای مردم را ضعیف کرده است”

لحظاتی بعد ، پلیس کاپیتول درهای گالری را باز کرد. به ما گفتند سریع بیرون بروید. آنها ما را به مکانی امن رساندند. همانطور که از پله ها به طبقه سوم می رفتیم ، چند افسر پلیس را دیدم که بیش از نیمی از معترضین ایستاده بودند ، رو به پایین بر روی سنگ مرمر ، دستان خود را پشت سر گذاشته بودند.

ناگهان به من ضربه زد – فهمیدم هنوز به شوهرم نگفتم كه در امان هستم.

“من خوب هستم. تخلیه شد – من در ساعت 2:57 بعد از ظهر به او پیامک زدم ، بسیار ویران شده و نمی توانم جزئیات را وارد کنم.

او پاسخ داد: “بازدم عالی”. “باشه. منو پست کن. دوستت دارم.”

پلیس به ما گفت که آنها را دنبال کنید. چند دقیقه راه افتادیم ، با عجله از راهرو به سمت راهروها و یک راه پله پیچ در پیچ حرکت کردیم. من هشت سال در Capitol کار کرده ام و نمی توانم راهی را که برای شما قدم گذاشتم به شما بگویم. وقتی قانونگذاران ، خبرنگاران و کارمندان به جلو حرکت می کردند ، سرعتم را کم کردم تا بتوانم با یک نماینده کاملاً متزلزل ، جیمی گومز (دی-لس آنجلس) صحبت کنم. او لزج بود. تلفنم را بیرون آوردم و ضبط را فشار دادم. ثانیه ای طول کشید تا حرفهایش را پیدا کند.

وی با چشمان اشک آلود گفت: “این نباید در ایالات متحده اتفاق بیفتد.”

به یک اتاق امن رسیدیم. این همان چیزی است که می توانم در این مرحله در مورد او بگویم. این صندلی بزرگ و پر از صندلی های چرمی و میزهای گردویی بود و شما آن را از تلویزیون دیده اید. در حال حاضر پر از قانونگذاران ، مقامات و روزنامه نگاران دیگر بود. همانطور که اعضا بر روی تلفن های خود می نوشتند و مقامات امنیتی در مورد وضعیت شورش ها اطلاعاتی را به آنها ارائه می دادند ، مأموران بیسکویت ماهی قرمز ، تنقلات میوه و بطری های کوچک آب را تحویل دادند.

یکی از اعضا نماز خواند. دیگری ، پزشک سابق اورژانس ، به من یادآوری کرد که بدنم هیدراته بماند. گروهی از دموکرات ها در مورد نقاب زدن جمهوری خواهان غر زدند.

من به دنبال قانونگذاران در کالیفرنیا رفتم و با آنها مصاحبه کردم. بعد از هرکدام ، من صدا را برای همکارانم در میز کارم بارگذاری کردم تا به داستان های وب سایت خود اضافه کنم.

یکی از اعضا از همکاران خواست تا با خبرنگاران مصاحبه نکنند. آنها نگران بودند که ممکن است ما به طور تصادفی از مکان خود عبور کنیم.

كیمبریل كلی ، رئیس من ، برای من پیامی فرستاد و از او ویدئوی اول شخص را در مورد چگونگی حضور در اتاق خواست. گفتم نمی توانم. من به او گفتم قانونگذاران وحشت کرده بودند که ممکن است من ناخواسته مکان را به آنها بدهم. ”

وی پاسخ داد که این جزئیات “فقط به روده من برخورد کرد”.

یک ساعت گذشته است شوهرم تصویری از لبخند کودکم را برای من ارسال کرد. این مرا از هم جدا کرد.

اندکی پس از ساعت 5:30 بعدازظهر ، گروهبان ، عالی ترین مقام امنیتی مجلس ، از ایمن بودن کپیتول خبر داد ، اما از اعضا خواست که در جای خود باقی بمانند. وی گفت ، او مدتی بیشتر می خواست تا از ایمنی آنها اطمینان حاصل کند. نود دقیقه بعد ، پلوسی آمد تا به اعضای دیگر (بعضی از آنها به دفاترشان برگشته بودند) خطاب کند. وی با انتقاد از “جمعیتی که به سالن های کنگره ایالات متحده هتک حرمت می کنند” گفت اتاق و سنا بلافاصله برای تکمیل کار خود برمی گردند. این مدرس گفت که او نمی خواهد شورش ها به پیروزی برسند.

چهل و پنج دقیقه بعد ، بیش از چهار ساعت پس از محصور شدن در من ، اجازه خروج داشتم. فقط یک مکان برای رفتن وجود داشت.

من به طبقه بالا به گالری رفتم – به شرح وقایع.




منبع: play-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>