[ad_1]

وقتی من برای کار رفتم ، پنج روز از تصرف کابل توسط طالبان گذشته بود. و این روز استقلال بود ، یک تعطیلات ملی هنگامی که افغان ها در سال 1919 استقلال کشور خود را از بریتانیا جشن گرفتند. من می خواستم حال و هوای شهر را جلب کنم.

من ابتدا به یک رویداد عاشورا رفتم ، یک مراسم مذهبی که در آن مسلمانان شیعه متدین با زنجیر برای نشان دادن توبه و عزاداری می جنگیدند. من زمان بیشتری را از آنجا که لازم بود گذراندم زیرا رویدادهای مسلمانان شیعه همیشه هدف حملات مرگبار در افغانستان بوده است. وقتی رفتم قطرات خون روی شلوارم پاشید، لباس و شلوار پهن سنتی ، و دوربین ، بازوها ، عینک و صورت من.

افغان ها سعی می کنند پرچم ملی خود را در راهپیمایی روز استقلال در کابل ، افغانستان برافراشته کنند.

افغان ها در تلاش هستند روز پنجشنبه در جریان تجمع روز استقلال افغانستان در میدان پشتونستان در کابل ، افغانستان پرچم ملی را برافراشته کنند.

(مارکوس یام / لس آنجلس تایمز)

وقتی بیرون رفتم ، دسته ای از حدود 200 نفر ، تعدادی با موتورسیکلت یا دوچرخه ، برخی دیگر پیاده روی می کردند و پرچم افغانستان را حمل می کردند. آنها شعار می دادند: “خدا رحمت کند افغانستان!” من متوجه شدم که اینها حامیان دولت سابق هستند که می خواهند پرچم خود را به عنوان نماد مقاومت به اهتزاز در آورند. (طالبان پرچم سفید خود را در شهر و کشور برافراشتند.)

بنابراین من آنها را دنبال کردم. من می دانستم که در مقطعی آنها به جنگجویان طالبان نزدیک می شوند.

معترضان با یک میله پرچم در میانه دایره از یک پایگاه صخره ای بالا رفتند و سعی کردند پرچم قرمز-سبز-سیاه افغانستان را برافراشته کنند. من نیز به امید دیدن جمعیت بالا رفتم و دیدم که جنگجویان طالبان از مواضع نگهبانی خود در مقابل ساختمانهای دولتی اطراف به سمت ما حرکت می کنند. کامیون های اتومبیل های ورزشی متوقف شدند و رزمندگان پریدند. فهمیدم که این نوعی تقابل است که می تواند به سرعت زشت شود.

جنگجویان طالبان برای کنترل جمعیتی که در تلاش برای بالا بردن پرچم ملی هستند ، بسیج می شوند.

جنگجویان طالبان برای کنترل جمعیتی که به مناسبت روز استقلال افغانستان روز پنجشنبه در میدان پشتونستان در کابل ، پایتخت این کشور ، تجمع می کنند ، در حال بسیج هستند.

(مارکوس یام / لس آنجلس تایمز)

طالبان با سلاح در دست ، معترضان را محاصره کردند. من و یک روزنامه نگار از نبرد بیرون آمدیم ، از خط آتش بیرون آمدیم. اوضاع بالا گرفت. مردم شروع به هل دادن و مشاجره کردند. از خیابان عبور کردیم و بین وسایل نقلیه در هم آمیختیم و به نقطه ای رسیدیم که می توانستیم سریع از آنجا خارج شویم یا پشت خودروها را پوشش دهیم.

در یک لحظه من برای فیلمبرداری از یک فیلم حرکت کردم. شخصی بند دوربین من را کشید و من ارتباط جنبشی-انرژی یک مشت را در کنار سرم احساس کردم. یک جنگجوی طالبان از هیچ جا بیرون آمده بود و با مشت من را کشید. او مردی بلند قد و درشت با ریش آراسته و پرپشت بود. او شروع به فریاد زدن به زبان محلی دری کرد و به دوربین ما اشاره کرد.

یکی دیگر از جنگجویان طالبان ، کوتاهتر و با رادیو در دست او بود. این جنگنده با ضربه زدن به گوش هم روزنامه نگار من به او حمله کرد. پیرمرد مدام سرم را می زد. ما سعی کردیم با هم صحبت کنیم و توضیح دهیم که ما روزنامه نگار خارجی هستیم ، اما آنها ما را به زمین زدند.

طالبان هنگام تلاش برای کنترل جمعیت ، با مردم درگیر می شوند.

طالبان در حال رویارویی با اعضای گروهی از مردم به تجمع در روز استقلال در میدان پشتونستان در کابل.

(مارکوس یام / لس آنجلس تایمز)

سپس صدای تیراندازی بلند شد و جمعیت شروع به پراکنده شدن کردند. رزمنده سالم برگشت تا غوغا را ببیند. سعی کردم به آرامی از آنجا دور شوم ، و سپس او برگشت و محکم به سمتم چرخید و مرا زمین زد. عینکم از صورتم بیرون رفت.

می دیدم که کلاشینکفش را محکم تر گرفته و وحشت کرده بودم. مرد بزرگ مدام فریاد می کشید. بهترین کاری که می توانستم انجام دهم این بود که تنش را کاهش دهم. دستم را بلند کردم و به او گفتم: “لطفاً به ما صدمه نزن. ما روزنامه نگار هستیم ، ما خارجی هستیم. “ما تکرار کردیم ،” ما رسانه هستیم. ما حق کار داریم. “

در آن لحظه به نظر می رسد اعضای نیروهای ویژه طالبان – واحدی به نام 313 بدری – میدان را از وجود معترضان دیگر پاکسازی کردند. آنها درست از مقابل ما رژه می رفتند. از آنجا که جنگجوی طالبان هنوز بر فراز ما ایستاده بود ، مجبور شدم با هر غریزه ای در بدنم بجنگم تا دوربین را بلند نکنم و از صحنه فیلم نگیرم.

افکارم می چرخید. احساس بی نظمی کردم ؛ سرم تپش داشت اما ذهن من از طریق گزینه هایی برای خروج از این وضعیت بدون خشونت بیشتر حرکت کرد.

سپس یک شگفتی: طالبان ، که رادیو را اداره می کردند ، فاش کردند که او می تواند انگلیسی صحبت کند و بفهمد. او اصرار داشت که ما تصاویری را که اتفاق افتاده بود حذف کنیم. ما تکرار کردیم که ما روزنامه نگار هستیم و اخبار را مستند می کنیم.

رادیو طالبان ، همانطور که من درباره او فکر می کردم ، تا به حال تصمیم گرفته بود که با ما رفتار بسیار بهتری داشته باشد. او شروع کرد به پرسیدن احساس ما اگر باید به بیمارستان برویم. او پیشنهاد داد ما را به مکان امن تری ببرد ، که شبیه کلمه رمز برای بازداشت به نظر می رسید. بنابراین ما امتناع کردیم و مودبانه درخواست کردیم که اجازه بازگشت به دفاتر خود را داشته باشیم. در ادامه صحبت ، ما را از آفتاب داغ به گوشه ای سایه دار منتقل کرد و از ما پرسید که برای چه کسانی کار می کنیم.

بعد از اینکه پست های خود را نامگذاری کردیم ، بیان او تغییر کرد.

    مردان مسلح در یک کامیون در کابل ، افغانستان.

افراد مسلح روی تخت یک کامیون در خیابان های کابل افغانستان نشسته اند.

(مارکوس یام / لس آنجلس تایمز)

او به خاطر مشکلات ما عذرخواهی کرد ، اما متوجه نشدیم ، به خاطر کتک زدن ما. آنها دلسوز شدند: به هر یک از ما یک بطری آب سرد و یک قوطی Monster Energy ، مورد علاقه سربازان آمریکایی که تا چند روز پیش شهر را کنترل می کردند ، آوردند.

رادیو طالبان از ما پرسید: “لطفاً بگویید چه کسی شما را زد؟” او را می گیریم و مجازات می کنیم. “با ناباوری به همکارم نگاه کردم.

صحنه ای سورئال بود. روز قبل ، من در یک کنفرانس مطبوعاتی حضور داشتم که در آن طالبان وعده آینده ای روشن تر ، مطبوعات آزاد را دادند. ما بار دیگر تاکید کردیم که باید به امنیت دفاتر خود بازگردیم.

آدم ربای ما شماره تلفن راننده ما را خواست و من به جای دادن آن ، یک تلفن همراه با مشعل بیرون آوردم و با راننده ام تماس گرفتم ، سپس تلفن را به جنگنده طالبان دادم. آنها هماهنگ کردند ، مانند افرادی که جلسه قهوه را ترتیب می دادند ، و در چند دقیقه ما را به ماشین رساندند.

یک جنگجوی دیگر طالبان به ما ملحق شد. او گفت اسمش حمید نظری است و در یک بانک کار می کرد. مهاجم ما نمی خواست نام خود را به ما بگوید ، اما همه با ما شوخی کردند که چگونه می توانیم به دلیل لباس سنتی مان با مردم محلی اشتباه گرفته شویم.

ما گفتیم خداحافظ. نذری سلفی خواست. ما متعهد شدیم ، اما من لبخند نزدم.

سوار ماشین شدیم و فرار کردیم. هنوز ناهار نرسیده بود و دما روشن بود.

به خانه رفتم و جراحاتم را مسدود کردم. امیدوار بودم خیلی سیاه و آبی نشوند.



[ad_2]

منبع: play-news.ir

ایندکسر