شکاف سلطنتی در اردن ملکه متولد آمریکا را درگیر خود کرد



در 27 سالگی با یک پادشاه ازدواج کرد. در سن 47 سالگی ، زودتر از آنچه فکرش را می کرد ، یک بیوه سلطنتی بود.

اکنون ، بیش از دو دهه بعد ، ملکه نور اردن – لیزا حلبی سابق آمریكایی ، تحصیل كرده پرینستون – در درامی در قصر پیرامون پسر بزرگش ، شاهزاده ، كه امیدوار بود سرانجام پیروی كند ، گرفتار شد. پادشاه فقید حسین ، بر تخت پادشاهی هاشمی.

این داستان چه توسط شکسپیر انتخاب شود و چه در صف بعدی برای پخش ویدئو ، داستان داستان به طرز عجیبی آشنا به نظر می رسد: شرایط آسیب زای یک مرگ سلطنتی در طول سال ها ادامه داشته است ، تنش های خانوادگی قبل از بروز کامل برای یک نسل بی سر و صدا جوشیده است.

یک لرزش مداوم ، روابط پیچیده خارجی با وطن خوانده اش ، خاطرات طولانی درباریان هوشیار – به علاوه دسیسه های بین المللی و برخی سیاست های گیج کننده خاورمیانه را اضافه کنید.

و در قلب همه اینها یک داستان عاشقانه وجود دارد.

آوی شلایم ، استاد افتخاری روابط بین الملل در دانشگاه آکسفورد و نویسنده زندگینامه پادشاه اردن ، گفت: “او بسیار تحصیل کرده ، بسیار باهوش ، به طرز چشمگیری زیبا بود – جای تعجب نیست که پادشاه حسین بالای سر او افتاد.”

برای کسی که بیشتر زندگی خود را در انظار عمومی سپری کرده است ، نور – مانند همیشه 69 ساله با ظرافت – پس از همسری طولانی مدت که عمدتاً در ایالات متحده و انگلیس به سر برد ، چیزی مرموز است: عمدی در سخنرانی های خود ، غوطه ور در امور بشردوستانه علل ، هرگز ازدواج مجدد

وی به دلیل وقوع حوادث ناآرام در روزهای اخیر تا حد زیادی از چشم دور ماند: غافلگیری نادر پسر وی ، شاهزاده حمزه ، در آخر هفته از آنچه او فساد ، دوستی و سوism مدیریت در اردن توصیف کرد ، منطقه را متحیر کرد و با یک دستور به پایان رسید. سه شنبه توسط اردن مقامات برای پوشش رسانه ای خصومت در قصر. حمزه اکنون با برادر ناتنی خود ملک عبدالله دوم بیعت کرد ، که این موضوع انتقاد شدید او بود.

نور اظهارات عمومی خود را به یک توییت با دقت بیان محدود کرده است. وی روز یکشنبه نوشت: “دعا برای حق و عدالت برای همه قربانیان بی گناه این تهمت شیطانی”. “خدا آنها را حفظ کند و حفظ کند.”

در سال 1978 ، لیزا حلبی به خودی خود نوعی سلطنت بود ، اشراف ثروتمند و تحصیل کرده آمریکایی از طریق پدربزرگ مهاجر لبنانی-سوریه ای. پدرش توسط رئیس جمهور کندی به ریاست آژانس هواپیمایی فدرال وقت منصوب شد و بعداً به عنوان رئیس پان آمریکن ورلد ایرویز خدمت کرد ، اما او از کودکی یک زندگی در خانه از نظر عاطفی دور و گاه دشوار را توصیف می کند. سرانجام پدر و مادرش طلاق گرفتند.

از این رو او تعادلی ایجاد کرد که ممکن است گاهی از فولاد منحرف شود. وی یکی از اعضای کلاسی بود که در سال 1969 وارد پرینستون شد ، اولین نفری بود که زنان را پذیرفت. بسیاری از همکلاسی های زن فرهنگی را توصیف کرده اند که در آن آنها غالباً احساس غربت می کنند یا جدی گرفته نمی شوند – آماده سازی غیر ارادی بیشتر برای آنچه در پیش است.

همکلاسی پرینستون ، مارجوری گنگلر اسمیت ، که یک ورزشکار برجسته در این کلاس پیشگامان است ، گفت: “حتی اگر او را نشناختی ، از او اطلاع داشتی.” “همه متوجه شدند.”

وی که در معماری و برنامه ریزی شهری آموزش دیده بود ، هنگامی که با حسین ، سه زن بیوه ، 16 سال بزرگتر و چند اینچ کوتاه تر از مجسمه حلبی ، آشنا شد ، یک فرد مستقل و متبحر بود. و پادشاه هنوز در سوگ مرگ همسر سوم محبوب خود ، ملکه آلیا ، در یک سقوط هلی کوپتر در سال 1977 بود.

نور در زندگی نامه خود با عنوان “جهش ایمان” در سال 2003 نوشت: “من انکار نمی کنم که فکر همسر چهارم بودن وی یا همسر چهارم کسی من را نگران کند.”

اما به نظر می رسید آنچه در پی آمد ، یک مشارکت برابری طلبانه به ویژه با معیارهای منطقه ای و سلطنتی باشد. و این اتحاد تا زمان مرگ وی ادامه داشت – بیشتر از سه ازدواج قبلی پادشاه.

بسیاری از اردنی ها در ابتدا به این زن مسیحی متولد خارجی که به اسلام گرویده بود مشکوک بودند و او مصمم بود که بر دیگر هموطنان خود پیروز شود. وی با گرفتن نام نورالحسین – “نور حسین” – زبان عربی خود را کامل کرد و به سنت ها و ژست های فرهنگ محافظه کار اردن تسلط یافت.

در همان زمان ، وی در حال انجام اصلاحات مترقی ، مانند توانمندسازی اقتصادی زنان بادیه نشین بود و با مرتب كردن پشت موتورسیكل حسین با موهای نامرتب ، در میان برخی از اردنی ها ابروهای خود را بالا برد.

اما او به محاسبه سنت از نزدیک نظاره گر آن بود. در مراسم خاکسپاری شوهرش در سال 1999 ، او از آرایش معمول خود ، با لباس سفید روشن جلوگیری کرد و بارها و بارها سر خود را در برابر عزاداران خم کرد ، همه مطابق با رسم اردن – یک کنسول ، نه یک تسلیت.

در خارج از اردن ، عرفان ملکه مانند جکی از ملکه به ارتقا profile سطح اردن کمک می کرد ، و گاهی اوقات بدن های خواب آلود دیپلماتیک پادشاهی را متزلزل می کرد. کشتی شخصی وی با نام تجاری شخصی به شکل بین المللی اردن به عنوان جزیره ای از ثبات و اعتدال نسبی و موقعیت آن به عنوان متحد مهم ایالات متحده کمک کرده است.

اما توانایی نور در پیمایش در جهان های مختلف ، که به چهار فرزند بزرگتر او داده شده است ، ممکن است به اتهامات مطرح شده توسط وزیر امور خارجه اردن ، ایمن صفادی مبنی بر همکاری حمزه با عناصر خارجی ناشناس برای ایجاد بی ثباتی در کشور کمک کند. چندین متحد از جمله ایالات متحده حمایت قاطع خود را از عبدالله ابراز داشته اند.

اگرچه آنچه همكاران نور وی را به عنوان یك شخصیت تحلیلی آرام و توانایی پیروی روشمند از اهداف توصیف می كنند ، ممكن است او از بحران آخرین بیماری پادشاه و معنای آن برای تبار شاه تا حدی متعجب باشد.

حسین که از سرطان لنفاوی رنج می برد ، مدتی دوباره متحد شد ، اما وخیم تر شدن او سریع بود. وی در آخرین روزهای زندگی خود ، برادر خود حسن را به عنوان وارث تاج و تخت برکنار کرد ، در عوض پسر بزرگتر خود عبدالله را توسط همسر دوم پادشاه ، پرنسس مون مسح کرد.

در آنچه فکر می شد آخرین هدیه نور باشد ، وی حمزه را نام برد که در آن زمان تنها 18 سال داشت و بعد از عبدالله نفر بعدی سلطنت بود. برای اینکه حمزه مستقیماً به وراث برسد ، نیاز به تغییرات قانون اساسی است ، زیرا پادشاه مجاز بود فقط یک برادر یا پسر بزرگ را به عنوان جانشین خود منصوب کند.

شلم ، زندگینامه نویس گفت: “آنها گفتند كه اگر حسین یك هفته زودتر می مرد ، حسن پادشاه می شد.” “و اینکه اگر او یک هفته بعد می مرد ، شاید حمزه بود.”

شکی نیست که در تربیت حمزه نور وی را به عنوان یک پادشاه بالقوه حفظ کرد. اگرچه وی در غرب تحصیل کرده است ، اما برخلاف عبدالله ، که با مادر انگلیسی متولدش انگلیسی صحبت می کرد ، عربی کلاسیک آموخته شد و بعداً هنگام سخنرانی تلاش می کرد تا تمام ظواهر فصاحت را بر انگیزد.

حمزه که اکنون 41 سال دارد ، حتی در این نقش به نظر می رسد ، بسیار بیشتر به شاه فقید شباهت دارد تا عبدالله گرد صورت ، که مادرش را دوست دارد.

پنج سال پس از مرگ حسین ، عبدالله حمزه را به عنوان وارث تاج و تخت برکنار کرد و پسر بزرگ خود را جایگزین او کرد.

برخی از ناظران قدیمی در منطقه بر این باورند که نور ممکن است نتوانسته باشد پیش بینی کند که عبدالله در سالهای اولیه حکومت خود چقدر محبوب و موثر خواهد شد. اما سالهای اخیر با عدم رضایت از ناآرامی های اقتصادی و فشارهای اجتماعی ناشی از پذیرش میلیون ها پناهنده از عراق و سوریه ، با تأثیر اضافی همه گیر ، همراه بوده است.

آرون میلر ، فرستاده دیرینه در خاورمیانه که در اوایل سال 2000 در Seeds of Peace ، یک گروه فعال آموزشی آموزشی مستقر در نیویورک ، با او کار کرد ، حتی پس از مرگ حسین ، نور برخلاف انتظارات پیش رفت. این یکی از دلایل متعددی بود – طرفداری از صلح ، هنر و محیط زیست – که وی به عنوان حامی آن شناخته شد ، کاری که از زمان حکومت حسین آغاز شد و پس از آن ادامه یافت.

اگرچه خانم های بیوه تمایل دارند موقعیت های خود را از دست بدهند ، نور برای حفظ نفوذ خود تلاش می کند ، از جمله یک مبارزه آرام با همسر عبدالله ، ملکه رانیا ، برای حفظ عنوان سلطنتی خود.

میلر گفت: “او زنده ماند” ، با لطف ، سبک و شجاعت.




منبع: play-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>