سلمان رشدی و سایه بلند “آیات شیطانی”


سلمان رشدی نویسنده کمیاب – بسیار نادر – نویسنده ای است که بیشتر از نوشته هایش شناخته شده است. میلیون‌ها نفر که نام او را می‌دانند هرگز کتاب‌های او را نخوانده‌اند – از جمله افرادی که می‌خواستند او را به خاطر نوشتن یک کتاب خاص به نام «آیات شیطانی» ببینند.

در روز ولنتاین 1989، رهبر اصولگرای جمهوری اسلامی ایران فتوایی، یک فرمان دینی، صادر کرد که در آن از «همه مسلمانان شجاع جهان» خواسته شد تا نویسنده رمان 1988 را «بدون تأخیر بکشند». با ویراستاران و ناشرانش، به دلیل «توهین» کتاب به «عقاید مقدس مسلمانان».

رشدی پیش‌بینی کرده بود که ناخوشایندی وجود داشته باشد و سال‌ها بعد به مصاحبه‌کننده‌ای گفت: «انتظار داشتم چند آخوند آزرده شوند، من را نام‌آلود کنند و سپس بتوانم در ملاء عام از خودم دفاع کنم».

اما این یک حکم مرگ بود و رشدی تبدیل به یک مرد شکار شده شد. مترجم ژاپنی کتابش با ضربات چاقو کشته شد. مترجم دیگری و همچنین ناشر نروژی رمان مورد حمله قرار گرفت و زخمی شد. رشدی با حفاظت امنیتی سفر کرد، اغلب با نام جوزف آنتون، که بعداً به عنوان عنوان کتابی در مورد آن بخش از زندگی خود استفاده کرد.

این یک زندگی متحول شده بود، اما هنوز هم یک زندگی بود که برای نویسندگان همکارش و برای جهان خوانش با دانستن اینکه این مردی بود که به معنای واقعی کلمه می‌توانست برای کلماتی که نوشته بود بمیرد، بزرگ‌تر شد.

و زمانی که در یک آگوست به طور مکرر مورد ضربات چاقو قرار گرفت تقریباً این کار را کرد. 14 سخنرانی در غرب نیویورک، او را با کبد آسیب دیده، اعصاب بریده شده در بازو و احتمال از دست دادن یک چشم رها کرد.

پس از فتوا، شهرت او در زمانی که شهرت ادبی به طور کلی رو به افول بود، افزایش یافت – به گونه ای که در برخی از چرخه های اخبار، مردم عادی که از یک نویسنده مشهور درخواست می کردند، ممکن است بگویند «رشدی» روشی که آنها به «انیشتین» به همان سؤال درباره یک دانشمند یا «پیکاسو» در مورد یک نقاش پاسخ می‌دهند.

من در طول 25 سال سه یا چهار بار با رشدی مصاحبه کرده ام. اولین بار، در دهه 1990، فتوا هنوز بسیار معتبر بود، بنابراین من را به خانه امنی در لس آنجلس بردند، که معلوم شد خانه یکی از آشنایان من و رشدی است. ما قبول کردیم که به نوعی سرگرم کننده است، همانطور که جوراب های میکی موس او پوشیده بود.

میکی یک نماد غیرقابل انکار غربی است، و اگر چیزی به نام فال با لباس وجود داشته باشد، به این نتیجه رسیدم که آن جوراب ها میکی را بیانگر بی احتیاطی شخصی رشدی، شاید حتی سرپیچی، حتی در چیزهای کوچک کرده است.

چند سال بعد، در سال 2001، رشدی به عنوان مهمان در برنامه مصاحبه با کتاب من انتخاب شد. همانطور که به یاد می‌آورم، او برای رمانش «خشم» درباره شهر نیویورک در تور بود. اما 11 سپتامبر، حمله تروریستی سال 2001 توسط افراط گرایان اسلام گرا، رشدی را به طور جانبی و متناقض به زمین انداخت. حتی پس از شروع مجدد پروازهای تجاری، رشدی برای مدتی مسافری بسیار پرخطر به حساب می آمد که اجازه سوار شدن به آن را نمی داد. او فهرست تک نفره «پرواز ممنوع» خودش بود – نه برای کارهایی که ممکن است انجام دهد، بلکه برای کارهایی که دیگران ممکن است با او انجام دهند.

سلمان رشدی در مراسم اهدای جوایز 2017 در نیویورک.

سلمان رشدی در مراسم اهدای جوایز 2017 در نیویورک.

(Evan Agostini / Evan Agostini/invision/ap)

رشدی شرح شغلی تقریباً دوگانه ای به دست آورده است: به عنوان نویسنده آثار داستانی ادبی که همه آنها مورد تحسین قرار نگرفته اند، و به عنوان پرچمدار آزادی بیان. همانطور که هیچ کتابی به اندازه یک کتاب ممنوعه یا یک کتاب سوخته قدرت ندارد – و “آیات شیطانی” آتش های زیادی را روشن کرد – هیچ نویسنده ای اقتدار اخلاقی نویسنده ای را ندارد که بر سرش قیمت داشته باشد یا شمشیر آویزان باشد. بیش از آن

حتما بخوانید:
پوشانده و رنگ پوست تصحیح شود

با آن یک بررسی دوگانه نیز انجام شد: آیا او این نقش را دارد؟ و نویسندگان از خود پرسیدند من باشم؟

او رزومه ای از تمایز فراتر از حق امتیاز کتاب و نقد کتاب و جایزه عالی بوکر به دست آورد: رئیس سابق گروه نویسندگان PEN آمریکا. یکی از دوستان کری فیشر؛ آویز بیرونی با لری دیوید; به طور خلاصه همسر بازیگر و نویسنده پادما لاکشمی. ملکه الیزابت دوم به دلیل خدماتش به ادبیات به عنوان شوالیه لقب گرفت.

زره درخشان رشدی بی توجه نبود. او و جان لو کاره، رمان‌نویس، توهین‌های چاپی می‌کردند – لو کاره یک «الاغ پرشور»، رشدی به‌خاطر «قانون‌شدن خود» مجرم است. هر دو پشیمان شدند که سرشان را به هم زدند.

رشدی حتی در میان افراد مشهور نیز یک سلبریتی بود و مجموعه ای از ادبیات و قهرمانی را به مهمانی اسکار Vanity Fair و سایر رویدادهای بررسی نام آورد. زمزمه‌های گیج‌آمیزی شنیده می‌شد که او به «تب فرش قرمز» مبتلا شده است، و از تحسینی که به‌عنوان یک نویسنده محکوم به اعدام به همراه داشت لذت می‌برد – حکمی که به نظر می‌رسید همه ما متقاعد می‌شدیم که خودمان را متقاعد می‌کردیم تخفیف داده شده بود، اما اینطور نبود.

و سپس، مردی در یک گردهمایی ادبی روی صحنه پرید، چاقویی که با عصبانیت بریده شد، و به جهانیان یادآوری کرد که چرا رشدی بیش از یک رمان‌نویس کارکشته است. او مظهر بی رحمی واقعی استبداد است. در حالی که نیروهای سرکوب مصمم هستند با توقف بحث برنده مناظرات شوند، رشدی – هفت ساله‌ای متحیر که با چاقو و ایدئولوژی به همان اندازه شرور وحشی شده است – دوباره ما را وادار می‌کند به همه چیزهایی که در خطر است فکر کنیم، نه به طور انتزاعی، بلکه در خون و درد. دنیا و در زندگی خودمان

رئیس جمهور جو بایدن، که کاخ سفید او ممکن است در تلاش برای یافتن راهی برای بازگشت به توافق هسته ای با ایران باشد، یک روز بعد گفت که رشدی “از آرمان های اساسی و جهانی دفاع می کند. حقیقت. شجاعت. تاب آوری. توانایی به اشتراک گذاشتن ایده ها بدون ترس. اینها عناصر سازنده هر جامعه آزاد و باز هستند.»

در آخر هفته، «آیات شیطانی» به رتبه اول رسید. 1 در آمازون، در حالی که مردم نسخه هایی از این رمان تقریباً 35 ساله را برای نشان دادن همبستگی با رشدی و آنچه که او برای آن مطرح می کند خریدند.

آنچه او برای آن ایستاده است همیشه روشن بوده است، حتی زمانی که شهرت انتقادی او لکه دار شده است. رشدی در یک خانواده مسلمان غیرمعمول در هند به دنیا آمد اما اکنون یک آتئیست سرسخت است. زمانی در پاسخ به این سوال که آیا مسلمان هستید یا خیر، پاسخ داد: خوشحالم که بگویم مسلمان نیستم.

رمان «بچه های نیمه شب» او در سال 1981 برنده جایزه معتبر بوکر شد و تنها در بریتانیا یک میلیون نسخه فروخت. این کتاب که در رئالیسم جادویی که بسیاری از کتاب‌های رشدی را در خود جای داده است، الهام‌بخش استقلال هند از بریتانیای کبیر در نیمه‌شب اوت است. 15، 1947 – 75 سال پیش در این هفته. این رویداد همچنین تقسیم شبه قاره را در امتداد مرزهای مذهبی که پاکستان و هند را تقسیم می کند، آغاز کرد.

رشدی از بالای سکوی خطرناک خود در این خواسته ثابت قدم بوده است که از انتقاد و هجو دین صرفاً برای جلوگیری از توهین به مؤمنان خودداری کنیم. او معتقد است که این برای همه صادق است، نه فقط برای نویسندگان. از جمله معروف‌ترین سخنان او درباره ادیان به طور کلی این است: «احترام به دین به یک عبارت رمزی به معنای «ترس از دین» تبدیل شده است. ادیان، مانند همه عقاید دیگر، مستحق انتقاد، طنز و، بله، بی‌احترامی بی‌باکانه ما هستند.»

عنوان کتاب “آیات شیطانی” برگرفته از یک بحث مذهبی بسیار قدیمی در مورد پیشنهادهای تاریخی مبنی بر خطاپذیر بودن پیامبر اسلام است – که ظاهراً به طور خلاصه توسط شیطان فریب داده شده است تا برخی از تأثیرات بت پرستی زنانه را به عنوان بخشی از الهیات خود تأیید کند. این تفسیر برای قرن‌ها عمدتاً به‌عنوان بدعت توسط دانشمندان مسلمان رد شده است، از این رو واکنش خشم‌آمیز هنگامی که رشدی آن را به‌عنوان یک ابزار ادبی احیا کرد – به شیوه‌ای که یکی از محققین آن را «رفتار تقدس‌زدایی‌کننده با قرآن» نامید.

حتما بخوانید:
۶۰ مدل لباس بچه گانه عید ۱۴۰۱ دخترانه و پسرانه

کمتر از یک سال پس از فتوای اصلی، رشدی تلاش کرد تا مقداری از گرما را از بین ببرد. او علناً بخش‌هایی از «آیات شیطانی» را رد کرد، به‌ویژه جملاتی که «هر یک از شخصیت‌هایی که به پیامبر اکرم (ص) توهین می‌کنند، یا اسلام یا صحت قرآن کریم را توهین می‌کنند، بیان می‌کنند. افراط گرایان اسلامی از عقب نشینی او استقبال نکردند. اخیراً در سال 2010 نام او در لیست افراد القاعده قرار گرفته است.

در سالهای بعد رشدی این انصراف را “بزرگترین اشتباه زندگی من” نامید.

پس از آن، رشدی آزادانه صحبت کرد و می خواست برای چندمین بار صحبت کند که پس از 30 سال بالاخره شمشیر فرود آمد – حمله ای که ظاهراً توسط مردی 24 ساله انجام شد که در زمان صدور فتوا حتی به دنیا نیامده بود.

رشدی، چپ، و کارگردان دیپا مهتا قبل از نمایش فیلم «بچه های نیمه شب» در سالن فیلمی در هند، 2013.

رشدی، چپ، و کارگردان دیپا مهتا قبل از نمایش فیلم «بچه های نیمه شب» در سالن فیلم دهلی نو، هند، 2013.

(مصطفی قریشی/آپ)

این در Chautauqua، یک موسسه آمریکایی که به عنوان یک کالج زیر بوم تأسیس شد، یک نمایش جاده ای چادر مسافرتی که برنامه درسی التقاطی از یادگیری، اخلاقیات، فرهنگ و شوخ طبعی را برای آمریکایی های قلب سرزمین به عنوان بخشی از جنبش شهروندان بهتر در اواخر قرن 19 ایجاد کرد، رخ داد.

رشدی در سال 2016، درست پیش از انتخابات ریاست جمهوری، شهروند آمریکا شد. در سال 2019، زمانی که برای پادکست تایمز و در Writers Bloc در سانتا مونیکا صحبت کردیم، در مورد آن پرسیدم. او با تمسخر گفت: من به آن رای دادم. “این خوب پیش رفت.” داشتیم درباره آخرین کتاب او، «کیشوت» با بازی کیشوت-در-شوی کروز – یک رمان پیکارسک آمریکایی که شامل مواد افیونی، تلویزیون واقعیت و روابط پدر و پسر می‌شود، بحث می‌کردیم.

او فکر کرد: «فکر می‌کنم چیزی از من در کیشوت وجود دارد، این نوع امتناع از رها کردن امید، امتناع از دست کشیدن از خوش‌بینی».

او هرگز کیشوت خود را به خط شهری لس آنجلس نیاورد. او به من گفت که مشکل نوشتن درباره لس آنجلس آن گرداب سیاهچاله بزرگ است که به عنوان فیلم شناخته می شود. «همه درباره فیلم‌ها می‌نویسند، و همه همان کتاب را درباره فیلم‌ها می‌نویسند. سال‌ها پیش، دوره‌ای بود که من زمان زیادی را در اینجا گذراندم، و چیزی که فکر می‌کردم این بود که اگر هالیوود را فراموش کنید، این شهر واقعاً جالب است.»

با این حال چیزی پاپ در کار رشدی وجود دارد، درخشندگی که پرتره این کیشوت مدرن را تکمیل می کند که نبرد با اشیای غیرقابل حرکت می تواند بی پروا و اساساً قهرمانانه به نظر برسد. هرچقدر رمان‌های او گاهی تاریک باشند، رشته‌ای نقره‌ای از هوی و هوس در آن‌ها می‌چرخد، رشته‌ای که در رشدی، گفتگوگر، روشن‌تر و گسترده‌تر است. حس او از زمان بندی کمیک وقتی با تماشاچیان زنده صحبت می کند می تواند روی صحنه باشد.

رشدی وقتی در مورد سانسور و تهدید بیان بی‌محدودیت صحبت می‌کند، با نیش‌های عمیقی مانند این می‌گوید: «جوامع آزاد… جوامعی در حرکت هستند و با حرکت، تنش، مخالفت، اصطکاک به وجود می‌آید. آزادگان جرقه می زنند و این جرقه ها بهترین گواه وجود آزادی است.»

هیچ چیز از مجموعه عظیم و پر طنین نویسی او احتمالاً به اندازه برخی از اظهارات او در مورد آزادی بیان، مانند این مورد، بارها نقل نخواهد شد:

«هیچکس حق ندارد توهین نشود. این حق در هیچ عبارتی که من تا به حال خوانده ام وجود ندارد. اگر توهین شده اید، این مشکل شماست، و صادقانه بگویم که بسیاری از چیزها باعث رنجش بسیاری از مردم می شود. می توانم وارد یک کتابفروشی شوم و به تعدادی کتاب اشاره کنم که به نظرم در گفتار آنها بسیار جذاب نیست. اما به ذهنم نمی رسد که کتابفروشی را بسوزانم. اگر کتابی را دوست ندارید، کتاب دیگری بخوانید.»


منبع: play-news.ir