[ad_1]

در بهار سال 1961 ، گروهی از فعالان حقوق مدنی سیاه و سفید به جنوب آمریكا سفر كردند تا احكام اخیر دادگاه فدرال مبنی بر ممنوعیت تبعیض نژادی در سفرهای بین ایالتی را بررسی كنند. آنها در اتوبوس هایی که سوار شدند هر جا می خواستند نشستند. آنها وارد اتاق های انتظار در ترمینال ها شدند ، در رستوران های انبار خدمات جویا شدند و از حمام استفاده کردند.

به نظر می رسد امروزه پیش پا افتاده است ، چند روز پیش مقاله ای در این صفحات استقبال شریرانه از اولین سواران آزادی را توصیف می کند. در آن زمان ، نویسنده ، دختری 12 ساله ، در حال تماشای یکی از دو اتوبوس حامل فعالان از آتلانتا در 14 ماه مه به آنیستون ، آلاباما بود. آن را بمب گذاری کنید و مسافران خونین فراری را شکست دهید.

و با این وجود ، با تکان دهنده بودن این حوادث 60 سال پیش ، من حتی بیشتر نگران اتفاقاتی هستم که برای اتوبوس دوم ، Trailways رخ داد ، اتوبوس که فقط یک ساعت بعد از آن روز آتلانتا را با هفت سوار بر روی آن رفت و به بیرمنگام ، آلاباما رفت. امروز از این اتوبوس دوم با نگرانی طنین انداز می شود زیرا آمریکایی ها دوباره بر تاریخ نژاد پرستی سیستمی در آن کشور و رفتار پلیس آفریقایی آمریکایی با اجرای قانون تمرکز می کنند.

در نگاه اول رانندگان دو اتوبوس با سرنوشت های مشابهی روبرو شدند. اتوبوس Trailways به بیرمنگام رسید و مانند اتوبوس Greyhound در آنیستون ، توسط جمعیت سفیدپوستی مجهز به لوله ، چوب بیس بال و زنجیر با آن روبرو شد. ضرب و شتم خشونت آمیز ، سواران را آزاد کرد و برخی از تماشاگران خونین ، کثیف و ضرب و شتم کردند. یکی به 53 بخیه نیاز داشت. نه نفر در بیمارستان بستری شدند.

اما آنچه راکبان نمی دانستند این بود که نقشه ملاقات با آنها – و متوقف کردن آنها – تنها توسط KKK ابداع نشده است ، بلکه در همکاری با اداره پلیس بیرمنگام بوده است. با دستور اوژن “بول” کانر ، کمیسار ایمنی عمومی 63 ساله این شهر ، افسران پلیس جلسات مخفیانه ای را با رهبران پیانوی ایست ویوی قبیله برگزار کرده بودند. آنها نه تنها مسیر را به Freedom Riders تحویل دادند ، بلکه به كلانسمن ها 15 تا 20 دقیقه قول دادند كه قبل از رسیدن پلیس ، آنچه را كه در ایستگاه اتوبوس انجام می دادند انجام دهند.

دت گفت: “من اهمیتی نمی دهم که آنها را کتک بزنی ، بمب گذاری کنی ، بکشی یا بکشی.” گروهبان تام کوک ، که به “مسائل نژادی” برای نیروها می پرداخت.

توطئه پلیس بیرمنگام مذموم است ، اما شاید چندان تعجب آور نباشد. همانطور که در بسیاری از داستانهای دوران اشاره شده است ، دپارتمان تحت امر کانر به دلیل ضددردی با ادغام گرایان و “خارج از شهر” شناخته می شد. دو سال بعد ، شیلنگ های آتش نشانی و سگ های پلیس به نمادهای جهانی مقاومت خشونت آمیز جنوب در برابر عدالت نژادی تبدیل شدند.

اما آنقدر نگران کننده است که ج. ادگار هوور و FBI نیز از برنامه چشم بستن بر خشونت آگاه بودند.

FBI یک خبرچین در Eastview Clover داشت. گری توماس رو یک راننده 28 ساله بود که در کلاس هشتم مدرسه را رها کرد ، اما همیشه می خواست افسر اجرای قانون باشد. روو ، یکی از معتمدین رهبران طایفه ، از برنامه دادن 15 یا 20 دقیقه وقت اضافی آگاه بود – در واقع ، او به سازماندهی کمک می کرد – و با مقامات برتر خود در میز تماس گرفت.

وی در مورد حمله برنامه ریزی شده به FBI گفت. او این توطئه را با پلیس شرح داد. گزارش وی به مقر در واشنگتن ارسال شد.

شما فکر می کنید که این حمله را متوقف می کند. هوور و FBI مسئول انطباق با قوانین فدرال بودند. آتی ژنرال رابرت اف کندی در یک سخنرانی فقط یک هفته قبل قول داد که دولت برادرش “کنار نمی ایستد” بلکه قوانین حقوق مدنی را اجرا می کند.

عوامل FBI می توانند خشونت را متوقف کنند یا حداقل به سوارکاران هشدار دهند.

اما آنها ترجیح دادند این کار را نکنند. بعداً ، در دفاع ، مقامات FBI با عذرخواهی از اینکه نقش دفتر اجرای قانون به جمع آوری اطلاعات محدود شد ، از این کار منصرف شدند. اما در حقیقت ، هوور خودش همیشه جنبش حقوق مدنی را الهام گرفته از کمونیسم می داند و بارها سعی در تضعیف آن داشته است.

بنابراین حمله ادامه یافت. روو ، خبرچین FBI ، یک شرکت کننده فعال بود. کانر هنگامی که گفت پلیس آهسته ظاهر می شود ، به دلیل اینکه روز مادر بود و کارمندان با خانواده در خانه بودند ، رسانه ها را دروغ گفتند.

نقش پلیس و FBI مخفی باقی ماند تا 14 سال بعد ، زمانی که روو در شهادت قبل از کنگره در مورد آن بحث کرد – و از آن زمان تا کنون فراموش شده است.

در گزارش وزارت دادگستری با زبانی مفرح و سعادتمندانه آمده است: می تواند کاری انجام دهد “

بله حیف

اینها اکنون داستانهای قدیمی است. جیم کرو ساوت بخشی از داستان است. اما پس از اعتراضات جورج فلوید ، در حالی که ایالات متحده مجدداً پلیس و عدالت نژادی را رعایت کرد ، وقایع مه 1961 به خاطر سپردن است.

و یکی از درسهای آنها این است: جشن قهرمانی سواران آزادی یا محکوم کردن فساد و خشونت رهبران سفیدپوست که به ملاقات آنها آمده اند ، کافی نیست.

دولت همدست بود. پلیس نژادپرست بود. در خیریه ترین تحلیل ها ، FBI به طرز خطرناکی از کار دور شد. آمریکایی ها بیشتر از خود راضی بودند. این بخشی از نژادپرستی سیستمی است.

سواران آزادی تلاش کردند تا وجدان خفته کشور را بیدار کنند.

شش دهه بعد ، پیشرفت غیر قابل انکاری حاصل شده است ، اما ما هنوز بیدار هستیم.

@ نیک_گلدبرگ



[ad_2]

منبع: play-news.ir