[ad_1]

این یک تسکین است ، نشانه پیشرفت و تأیید انرژی و کینه ای است که جستجوی عدالت را برانگیخته است.

اما محکومیت درک شووین به معنای ثابت بودن سیستم خراب ما نیست. بیایید بیش از آنچه شایسته است به آن قدرت ندهیم.

من سپاسگزارم که بر خلاف اعضای هیئت منصفه در دادگاه علیه افسرانی که رادنی کینگ را مورد ضرب و شتم قرار می دهند ، این 12 هیئت منصفه واقعا آنچه را که در آن فیلم ویرانگر که شووین زندگی جورج فلوید را دزدیده بود دیدند ، باور داشتند.

اما این پیروزی نادر قضایی اعلام جهانی ارزش زندگی سیاه نیست. این – علیرغم اینکه صدای گزش صدا خوب به نظر می رسد – پیامی به سیاه پوستان نیست که اکنون می توانیم آزادانه و بدون نگرانی در زندگی روزمره خود حرکت کنیم.

وحشت این قضیه در افرادی مثل من – مشروط به امید ، اما برای ناامیدی آماده شد.

صبح سه شنبه را بدون اینکه زیاد بنویسم ، ساعت ها به صفحه کامپیوترم خیره شدم. من بیش از حد مشغول تازه کردن برنامه خود با اخبار فوری و تعجب بودم که هیئت داوران هنوز ممکن است در مورد آن بحث کنند.

برای ناهار بازنشسته شده بودم که تلفنم با متن روشن شد: هیئت منصفه تصمیم گرفتند. قلبم آنقدر سریع شروع به ضرب و شتم می کند که فکر می کردم آیا حمله قلبی داشته ام؟

آنها کمتر از 12 ساعت قبل از این که به شووین در مورد هر سه اتهام اعتراف کنند ، بحث کردند. اما به نظر می رسید که یک ابدیت در حالی که در سکوت نشسته ام ، نگرانی های پرستاری که نمی توانم راجع به آنها صحبت کنم.

همه همکاران و همسایگان من بسیار خوشبین به نظر می رسیدند: با توجه به قدرت اتهام و بار احساسی فیلم ، هیئت منصفه چگونه محکوم نکرد؟ آنها به جایی ایمان داشتند که من فقط می ترسیدم.

قتل ، اتهامات و مراحل کیفری زخمی را باز کرده بود که فکر می کنم مدتها بود التیام یافته بود.

تعقیب قضایی شووین به گونه ای زیر پوست من قرار گرفت که من از زمان محاکمه چهار افسر پلیس در لس آنجلس – و تبرئه آنها – 29 سال پیش در ماه جاری به دلیل فیلمبرداری از ضرب و شتم کینگ ، آن را تجربه نکرده بودم.

از آنجا که این پرونده به هیئت منصفه رسید ، دیگر نمی توانستم به چیز دیگری فکر کنم. چهار روز آخر را در مه گرفتم ، وقتی مجبور شدم از خانه بیرون بیایم ، احساس اضطراب ، تنش و به طرز غیرقابل توجیهی ناامنی کردم.

فکر کردم یاد گرفته ام که احساساتم را کنترل کنم.

اما نمی توانستم آن ویدیوی King را به یاد بیاورم که باعث خشم مردم جهان نیز شد. سپس به خودم اجازه دادم كه باور كنم هيچ هيئت منصفه اي نمي تواند وحشت آنچه را كه همه ديده ايم انكار كند. کینگ توسط مأموران لگد شده ، لگد زده و مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

سپس جملات “برائت” آمد.

تا به امروز وحشت ناآرامی های بعدی را بیشتر به خاطر نمی آورم. این قلب جملات است. با گوش دادن به آنها در تلویزیون در LA Times ، احساس درد جسمی کردم. این کلمات ضربه ای وارد کردند که شکم من را خراب کرد ، زانوها را ضعیف کرد و من را گیج کرد.

همكارانم ساكت شدند و من ناگهان احساس كردم كه در معرض خطر و تنها هستم. چرا فقط من گریه می کردم؟

این بار می دانستم که تنها کسی نیست که در صف من باشد و نمی خواهد محکومیت ها را مغرضانه ببیند.

در آستانه صدور حکم از CNN ، دون لیمون در تلاش بود تا برای جیک تاپر توضیح دهد که چرا او برای پیش بینی یک حکم آماده نیست ، و او وان جونز را مجاب کرد که این موقعیت را بالا ببرد.

ما از همان عدم ایمان مشترک برخورداریم زیرا از همان علائم نبرد برخوردار هستیم.

استاد حقوق USC ، جودی آرمر ، وقتی پس از صدور حکم با او تماس گرفتم ، این را برای من عادی کرد. وی در جستجوی لیستی از محاکمات پلیس به جرم سو abuse استفاده که هیئت منصفه نتوانست آنها را محکوم کند ، توضیح داد: “ما به عنوان سیاه پوستان آمریکایی ، اغلب توسط آمریکای سفید ، از طریق نمایندگان آن در دادگاه ، قربانی نور گاز شده ایم.”

وی همچنین احساسات من را در مورد اینکه چگونه حکم پادشاه باعث شد ما نتوانیم به سیستم عدالت برای مقابله با سو ab استفاده های پلیس اعتماد کنیم ، تکرار کرد.

“ما دیده بودیم که آنها فیلم ضرب و شتم وحشیانه رودنی کینگ را فیلمبرداری کردند. و هنگامی که ضرب و شتم به هیئت منصفه رسید … آنها به سیاه پوستان آمریکایی گفتند که نمی توانند به چشم خود اعتماد کنند.

آرمور گفت: “به همین دلیل است که من و شما در سطحی همه خوب هستیم.” “این ترس غیر منطقی ما نیست ؛ این یک پاسخ کاملا منطقی به آنچه دیده می شود است. ما به تبرئه عادت کرده ایم ، مهم نیست که شواهد قانع کننده باشد. “

اکنون فهمیدم که این چقدر مضر بود ، اما روز سه شنبه این امید وجود دارد ، زیرا قاضی پس از خواندن احکام با 12 عضو هیئت منصفه مصاحبه کرد.

هنگامی که هیئت منصفه آنها را به صورت جداگانه صدا می کرد ، هر یک از اعضای هیأت منصفه وقتی از آنها س askedال شد که آیا با این جملات موافق هستید ، فریاد “بله” را سر داد.

و چیزی قدرتمند در آن صداها ، اشارات لهجه های آنها ، اثبات همبستگی آنها وجود داشت که ترس و بدبینی من را سوراخ می کرد.

درست مثل 29 سال پیش پشت میزم گریه کردم. اما این امیدها و نه خیانت به این اشک ها دامن زد.



[ad_2]

منبع: play-news.ir