روز افتتاح آماندا گورمن: متن کامل



آماندا گورمان 22 ساله با کت بلند زرد و پیراهن سفید ترد و سربند قرمز یاقوتی روی نوارهایش ، صبح چهارشنبه برای خواندن “تپه ای که ما بالا می رویم” روی تریبون مقابل ساختمان کاپیتول قرار گرفت. سمت رئیس جمهور بایدن.

“آقای رئیس جمهور ، دکتر بایدن ، خانم معاون رئیس جمهور ، آقای ایموف ، آمریکایی ها و جهان …”

او می درخشید.

این مرد متولد لس آنجلس توسط بانوی اول ، یک استاد انگلیسی انتخاب شده است که پس از ورود به کاخ سفید به کار خود در آموزش ادامه خواهد داد.

در خانه ، از کالیفرنیا قلب شاعر و فعال جوان است ، از فرماندار گاوین نیوزوم گرفته تا متولیان کتابخانه عمومی لس آنجلس. در سراسر کشور – و در واقع در سراسر جهان – تماشاگران تماشا کردند که دختر عزیز همیلتون از یک مادر تنها شعر می خواند که بدون چشم پوشی از آشفتگی های اخیر این کشور ، به جلو نگاه می کند.

“تپه ای که ما بالا می رویم”

وقتی روز فرا می رسد ، تعجب می کنیم

کجا می توانیم در این سایه بی پایان نور پیدا کنیم؟

از دست دادن ما ،

دریایی که باید روی آن قدم بزنیم.

ما روی شکم وحش شجاع هستیم؛

ما یاد گرفتیم که سکوت همیشه آرامش نیست.

و هنجارها و ایده ها در مورد آنچه که در حال حاضر است

آیا همیشه عدالت نیست

و با این وجود طلوع فجر قبل از شناختن ماست.

به نوعی ما آن را انجام می دهیم

به نوعی هوازدگی کرده و شاهد بوده ایم

ملتی که شکسته نشده ، بلکه به سادگی ناتمام مانده است.

ما ، وراث دولت و زمان

جایی که یک دختر سیاه پوست لاغر از غلامان پایین آمد

و توسط یک مادر تنها بزرگ شده ، او می تواند رئیس جمهور شود ،

فقط متوجه شد که او برای یکی می خواند.

و بله ، ما دور از جلا ، به دور از بکارت هستیم ،

اما این بدان معنا نیست که ما در ایجاد اتحادی بی عیب و نقص تلاش نمی کنیم.

ما تلاش می کنیم اتحادی ایجاد کنیم تا بتوانیم

برای ایجاد یک دولت اختصاص داده شده به همه فرهنگ ها ، رنگ ها ، شخصیت ها و شرایط انسان.

و بنابراین ما به آنچه بین ما نگاه نمی کنیم ،

اما آنچه در پیش است.

ما در حال بستن بخش هستیم زیرا می دانیم چگونه آینده خود را در اولویت قرار دهیم ،

ابتدا باید اختلافات را کنار بگذاریم.

ما اسلحه هایمان را زمین می گذاریم

بنابراین می توانیم به یکدیگر نزدیک شویم.

ما برای هیچ کس آسیب نمی بینیم و برای همه هماهنگی داریم.

بگذارید کره زمین ، اگر هیچ چیز دیگری نیست ، بگوید که این درست است:

که حتی وقتی غصه خوردیم ، بزرگ شدیم ،

که حتی اگر صدمه ببینیم ، امیدوار بودیم

که حتی وقتی خسته شدیم ،

برندگان ما برای همیشه متصل خواهیم شد –

نه به این دلیل که دیگر هرگز شکست را نخواهیم شناخت

اما چون دیگر هرگز تفرقه نخواهیم کاشت.

کتاب مقدس به ما می گوید که تصور کنیم

که هرکسی زیر درخت انگور و انجیر خود بنشیند ،

و هیچ کس آنها را ترسان نخواهد کرد.

اگر مجبور شویم طبق زمان خودمان زندگی کنیم ،

پس پیروزی در تیغه پنهان نخواهد شد ، بلکه در تمام پل هایی که ساخته ایم.

این چمنزار موعود است ،

تپه ای که فقط اگر جرات داشته باشیم از آن بالا می رویم.

از آنجا که آمریکایی بودن بیش از غروری است که ما به ارث می بریم ،

این گذشته ای است که ما در آن گام برمی داریم و چگونه آن را برطرف می کنیم.

ما نیرویی را دیدیم که به جای تقسیم کردن ، ملت ما را خرد خواهد کرد ،

این به معنای کاهش سرعت دموکراسی است و کشور ما را نابود خواهد کرد.

و این تلاش ها تقریباً به موفقیت انجامید ،

اما در حالی که دموکراسی ممکن است به طور دوره ای کند شود

هرگز نمی توان آن را به طور کامل شکست داد.

به این حقیقت ، به این ایمان ما ایمان داریم ،

زیرا وقتی به آینده می نگریم ، تاریخ نیز به ما نگاه می کند.

این دوران بازخرید ساده است.

ما از ایجاد آن ترسیدیم.

ما احساس آمادگی نکردیم که وارث این ساعت وحشتناک باشیم ،

اما ما قدرت را در او یافتیم

برای ایجاد یک فصل جدید ،

برای ارائه امید و خنده ،

ما برای خودمان می کاریم. تا اینکه یکبار پرسیدیم:

چگونه می توانیم بر این فاجعه غلبه کنیم؟

اکنون می گوییم: چگونه ممکن است که فاجعه بر ما غلبه کند؟

ما قصد نداریم به آنچه که بود برویم ،

اما برو به آنچه خواهد بود ،

کشوری که آسیب دیده اما کل است ،

خیرخواه اما شجاع ،

خشن و آزاد.

با ارعاب معکوس یا قطع نخواهیم شد

زیرا می دانیم که بی عملی و سکون ما میراث نسل بعدی خواهد بود.

اشتباهات ما بار آنها می شود

اما یک چیز برای مطمعن شدن است:

اگر رحمت را با قدرت و قدرت را با حق متحد کنیم ،

سپس عشق میراث ما می شود

و حق تولد فرزندانمان را تغییر دهیم.

پس بیایید یک کشور را بهتر از کشوری که در آن مانده ایم ترک کنیم.

با هر نفس در پستانهای برنز من ،

ما این دنیای اولیه را به جهانی شگفت انگیز ارتقا خواهیم داد.

ما از تپه های طلایی غرب برخاسته ایم.

ما از باد ، شمال شرقی ، جایی که اجداد ما برای اولین بار انقلاب را تحقق بخشیدند ، بلند خواهیم شد.

ما از شهرهای دریاچه ای در ایالت های میانه غربی برخواهیم آمد.

ما از جنوب خورشید پخته خواهیم شد.

ما بازیابی ، آشتی و بازیابی خواهیم کرد

در هر گوشه معروف ملت ما ،

در هر گوشه ای به نام کشور ما ،

مردم ما ، متنوع و زیبا ،

ضرب و شتم و زیبا به نظر می رسد.

وقتی روز فرا می رسد ، از سایه بیرون می آییم ،

ملتهب و نترس.

طلوع جدید وقتی آن را آزاد می کنیم شکوفا می شود.

زیرا همیشه نور وجود دارد اگر ما آنقدر شجاع باشیم که آن را ببینیم ،

فقط به اندازه کافی شجاع بودن.




منبع: play-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>