[ad_1]

هنگامی که اهالی نیویورک در نوامبر 2013 برای انتخاب اولین شهردار دموکرات خود پس از بیش از 20 سال به پای صندوق های رای رفتند ، دیوید دینکینز مصمم بود که با وجود بستری شدن در بیمارستان ذات الریه در بیمارستان ، کاندیدا شود.

دینکینز ، که از سال 1990 تا 1994 عمارت شهردار را اشغال کرد ، از رختخواب او به یک بار دیگر به بیل دی بلازیو کمک کرد و زندگی کرد تا آنچه را که “موزاییک باشکوه” از تنوع نژادی و قومی خواند هر کجا که بخواهد ببیند: در دست یک لیبرال دموکرات با جذابیت گسترده در میان رنگین و طبقه کارگر در شهر.

به گزارش آسوشیتدپرس ، این انتقامی شیرین برای دینکینز ، تنها شهردار سیاه پوست در تاریخ طولانی این شهر بود که روز دوشنبه درگذشت.

وی اندکی قبل از انتخاب دبلاسیو گفت: “مدت ها پیش دموکرات ها بازگشته اند.”

دینکینس فقط یک دوره قبل از شکست ننگ آور خود در برابر رودولف جولیانی جمهوری خواه خدمت کرد و میراث پیچیده ای را پشت سر گذاشت.

دولت دینکینز با زشت ترین تصاویر در نیویورک در ارتباط است: شورش های بلندی های تاج کرون در سال 1991 که شامل سیاه پوستان و یهودیان حدیدی در بروکلین بود. زیرگذرهایی با زخم های دیواری؛ خیابان های جنایتکار؛ تلاش برای جدایی از جزیره استاتن تحت سلطه جمهوری خواهان.

آنها در ذهن بسیاری از نیویورکی ها نمادهای یک دولت فاجعه بار باقی مانده است.

اما این انجمنی است که دینکینز گفت بی انصافی است و او روزهای مرگ خود را به چالش می کشد ، زیرا تلاش می کند شهرت خود را به عنوان یک شهردار یک بار که با ناکامی هایش زمینه را برای حاکمیت جمهوری خواهان در این شهر عمدتا دموکراتیک فراهم آورد ، از بین ببرد.

دینكینس كه ظاهراً به سفارش حافظه ساخته شده است ، گفت: “باید به خاطر داشته باشید كه وقتی من در سال 1993 ضرر كردم ، تفاوت بسیار كمی بود.” “شاید اگر در رأی گیری درباره جدایی جزیره استاتن س questionالی وجود نداشت ، می توانستم برنده شوم. هرگز نباید آنجا بود. ”

دینکینز در خاطرات خود در سال 2013 ، زندگی شهردار: مدیریت موزاییک زیبا در نیویورک ، دلیل اصلی شکست در انتخابات را نژادپرستی دانست و مخالفان خود را به دامن زدن به ترس سفیدها از سپردن شهر به سیاه پوستان متهم کرد.

وقتی از من س whyال شد که چرا باختم ، گفتم: “چرا فکر می کنی؟ “دینكینز می نویسد. “من نمی خواستم آن را با صدای بلند بگویم ، اما وقت آن است. اکنون می گویم: “نژادپرستی ، روشن و ساده”.

اما دینکینز همچنین اعتراف کرد که او اشتباهات جدی انجام داده است که موفقیت او را تحت الشعاع قرار داده است – از جمله ابتکار عمل پلیس که نرخ جنایت را تعیین می کند – و این مهماتی را به مخالفان می دهد تا او را به عنوان یک رهبر ضعیف و بی اثر معرفی کنند.

مهمترین این اشتباهات عدم موفقیت در حرکت سریع او برای رفع نفرت نژادی پیرامون دو واقعه مهم تحت نظارت وی بود: شورشهای تاج کراون که چهار روز به طول انجامید. و به اصطلاح تحریم سیب سرخ 1990 ، که در آن رهبران سیاه پوست فروشگاه های مواد غذایی تحت مدیریت کره در بروکلین را تحریم کردند.

گزارش تند و شدید دولت 1993 در مورد خشونت در کراون هایتز ، که پس از برخورد اتومبیل با رانندگی یک کودک یهودی هاسیدی و کشته شدن یک کودک 7 ساله سیاه پوست صورت گرفت ، گفت که دینکینز “به موقع و قاطعانه عمل نکرد” پایان دادن به ناآرامی ها.

با این حال ، دینکینز گفت که او توسط پلیس برنج هدایت می شود تا باور کند همه چیز به اندازه گزارش شده در صحنه نیست ، و او سه روز منتظر شد تا پلیس را به محله بفرستد. وقتی خود دینكینز از كراون هایتز دیدن كرد ، ساكنان سیاه پوستان كه از اینكه راننده یهودی دستگیر نشده بود عصبانی شدند ، وی را سوت زدند. رهبران یهودی دینكینز را متهم كردند كه نتوانسته از آنها در برابر شورشیان محافظت كند كه ساعاتی پس از سركوب كودك ، یك یهودی مرگبار را به پیاده رو حمله كردند و چاقو زدند.

در یک کنفرانس مطبوعاتی پس از گزارش 600 صفحه ای بیرون آمد، Dinkins مسئولیت عواقب ادعا. دینكینس كه در كاندیدای انتخاب مجدد خود فقط چهار ماه از جولیانی گذشته بود ، گفت: “اشتباهاتی انجام شده است و من این را می پذیرم.”

Dinkins همچنین اعتراف کرد که او تا به حال نقل مکان کرد به اندازه کافی سریع اجازه می دهد تا تحریم سیب سرخ، که چند ماه به طول انجامید.

این حوادث دینکینز را که قول داده بود “شهردار همه” باشد ، هنگامی که در 1990 کار خود را آغاز کرد ، به طور جدی تضعیف کرد و برخی از کارشناسان سیاسی می گویند که آنها به طور ناعادلانه میراث او را پنهان می کنند.

“همه چیز بد بود ، اما همه جا بد بود. هر شهر بزرگی درگیر کوکائین بود. بچه های بومر در حال حرکت به سمت حومه شهر بودند. این فقط یک پرواز سفید نبود – یک پرواز از طبقه متوسط ​​بود و دینکین همه آن را به ارث برده است. ”

جولیانی توانست از گزارش Crown Heights و ترس مستمر از جنایت بهره ببرد ، اگرچه جنایات خشن در زمان دینکینس به طور مداوم رو به زوال بود. در دوران سلف دینکینز ، اد کوچ ، که سه دوره خدمت را تجربه کرد ، میزان قتل در نیویورک در سال 1990 به 2245 رسید.

دیوید نورمن دینکینز در 10 ژوئیه 1927 در ترنتون ، نیوجرسی متولد شد. پدر وی ویلیام آرایشگری بود که بعداً به املاک و مستغلات روی آورد. دینكینز در خاطرات خود نوشت: مادرش ، سارا ، یك خانه دار بود و “برای مردم سفیدپوست روزانه با یك دلار پول آشپزی و نظافت می كرد.” هنگامی که دیوید و خواهرش در مدرسه ابتدایی بودند ، همسرش را ترک کرد و با آنها به هارلم رفت ، جایی که دهه ها بعد دینکینس به حلقه رهبران سیاه پوستان پیوست ، از جمله چارلز رانگل ، که در سیاست نام خود را به دست آورد. .

دینکینز بعداً به ترنتون بازگشت تا با پدرش زندگی کند. جنگ دینامیک جهانی هنگامی که دینکینز از دبیرستان فارغ التحصیل شد ، شدت گرفت ، بنابراین تصمیم گرفت که در مارین ها ثبت نام کند.

“من بهترین راه مجهز شدن را برای زنده ماندن پیدا کردم [in the war] شما باید به خوبی آموزش دیده باشید ، و من فکر کردم که شما باید به خوبی آموزش دیده باشید ، شما باید یک تفنگدار دریایی باشید. “

دینکینز گفت: “من حدود 130 پوند خیس و 17 ساله بودم.”

جنگ در حالی که وی در حال تحصیل بود پایان یافت و دینکینز در دانشگاه هوارد در واشنگتن دی سی ادامه داد و در آنجا ریاضیات را کسب کرد و با همسرش جویس باروز دیدار کرد. این زوج به بروکلین نقل مکان کردند ، جایی که دینکینز از دانشکده حقوق بروکلین فارغ التحصیل شد و به تمرین خصوصی پرداخت.

صعود دینکینز به رأس سیاست های شهر ، با آغاز انتخاب وی در سال 1965 به شورای ملی ، کند و روشمند بود. تا سال 1975 ، وی به عنوان کارمند شهری در نیویورک منصوب شد که وی را در تلاش برای ریاست محله منهتن راه اندازی کرد. سه تلاش برای وی طول کشید تا سرانجام در سال 1985 ، این مقام را بدست آورد. در همین حال ، وی رئیس کمیسیون انتخابات شهر بود.

اگر عدم توانایی در ارائه اظهارنامه مالیاتی از سال 1969 تا 72 ، پیشرفت او ممکن بود سریعتر باشد ، واقعیتی که برای شهردار وقت آبراهام بیم ، که به عنوان برنامه ریزی برای معاون شهردار دینکینز منصوب شده بود ، آشکار نشد. دینکینز مجبور به استعفا شد پس از بررسی پیش زمینه مشکل مالیات.

دینکین اشک آور در آن زمان گفت: “من سعی نکردم از پرداخت مالیات اجتناب کنم ، اما آنها را نادیده گرفتم.”

دینکینز همیشه می گفت که تصمیم وی برای کاندیداتوری در مقام شهردار چندان راحت ظاهر نشده است. کوچ در دوره سوم ریاست جمهوری خود بود و نام خانوادگی شهردار محبوب سابق مدت هاست که از بین رفته است. کوچ یک گوه ساینده و محرک فزاینده بین ساکنان سیاه و سفید در نظر گرفته شد.

در همین حال ، دینکینز به خاطر ادب ، لباس ظریف و گرامر دقیق و سبک گفتار معروف بود ، که برای بسیاری از نیویورکی ها تغییر تازه کننده ای بود. دوستان و متحدان سیاسی او تصمیم گرفتند که زمان آن رسیده است که کخ را بپذیرند ، بنابراین دینکینز پذیرفت که نامزد شود.

دینکینز هنگام اعلام نامزدی خود گفت: “من درخواست می دهم زیرا شهر ما به شدت قطبی شده است.” دینکینز با وعده هدایت نیویورک “در مسیر جدیدی که شدیداً به آن نیاز داریم” افزود: شهروندان نیویورکی از سیاستمداران خسته شده اند که محکم صحبت می کنند اما تنها پس از رسیدن مشکلات به بحران های گسترده اقدام می کنند.

اینها کلماتی بودند که پس از اپیزودهای نژادپرستانه پس از انتخاب وی ، او را آزار خواهند داد و دینکینز با پیش بینی خود اظهار داشت که بر مطبوعات وی غلبه خواهد کرد.

بند اول ، وی در مصاحبه رادیویی در سال 2010 گفت ، مرگ او را ذکر می کند. دینکینز گفت: “و درست پس از آن ، کرون هایتس.”

دینکینز پس از ترک دفتر ، استاد دانشکده سیاست بین الملل و روابط عمومی دانشگاه کلمبیا شد.

از وی همسر و دو فرزندش به نام های دیوید جونیور و دونا جان سالم به در بردند.



[ad_2]

منبع: play-news.ir