جورج شولتز درگذشت: ارشد دیپلمات ریگان 100 ساله بود



جورج شولتز ، كه به عنوان وزیر امور خارجه در دهه 1980 سیاست خارجی آمریكا را در مرحله آخر جنگ سرد ، هنگامی كه بن بست هسته ای خطرناك جای خود را به روابط صلح آمیز – اگر نه كاملاً صمیمانه – بین ابرقدرت ها داد ، شكل داد ، روز شنبه درگذشت. او 100 ساله بود.

دوره شولتز به عنوان رئیس دیپلمات رئیس جمهور ریگان از 1989 تا 1982 پس از آن بود که وی سه کابینه در دولت نیکسون داشت: وزیر خزانه داری ، مدیر مدیریت و بودجه و وزیر کار.

جف مارشنر ، مدیر روابط رسانه ای در موسسه استنفورد هوور ، روز یکشنبه گفت ، شولتز در خانه خود در دانشگاه استنفورد درگذشت.

در سالهای بعد ، شولتز به عنوان یک مقام ارشد حزب جمهوری خواه در خلیج وقت گذراند و در دانشگاه استنفورد به تدریس اقتصاد پرداخت. وی یکی از برجسته ترین مدافعان کشور برای کاهش خطرات جنگ هسته ای بود.

شولتز همچنین در برابر تغییرات آب و هوایی باز بود. با شکستن از دولت ترامپ ، وی به وزیر خارجه سابق دیگر ، جیمز آ. بیکر پیوست و خواستار مالیات کربن بر نفت ، گاز طبیعی و زغال سنگ شد تا از سوختن سوخت های فسیلی جلوگیری کند.

شولتز ، مشاور اقتصادی آرنولد شوارتزنگر ، فرماندار سابق ، یکی از چهره های جمهوری خواه بود که با معرفی دونالد ترامپ برای پست ریاست جمهوری مخالفت کرد.

وی در راستای رفتارهای دیپلماتیک وزیر خارجه پیشین ، از انتقاد مستقیم به ترامپ اجتناب می کند ، اما طغیان چند ماه قبل از انتخابات 2016 نظر وی درباره رئیس جمهور آینده را روشن کرد: “خدا به ما کمک کند”.

شولتز به صداقت خود افتخار می کرد ، وقتی رسوایی واترگیت ریاست جمهوری ریچارد ام. نیکسون را در بر گرفت ، صدمه ای ندید. شولتز به عنوان وزیر دارایی درخواست کاخ سفید برای بازرسی اظهارنامه مالیاتی دشمنان نیکسون را رد کرد و باعث شد رئیس جمهور از وكیل خود جان دین بپرسد: “این الاغ آب نبات چه فكر می كند من او را به آنجا فرستاده ام؟”

شولتز شکم کوچکی برای تبلیغ خود داشت که باعث شهرت برخی دیگر از دبیران دولت شد. دستاوردهای وی در سیاست خارجی ، به ویژه با اتحاد جماهیر شوروی و متحدان آمریكا در اروپا ، در دوران تصدی وی چندان شناخته نشده بود.

هنگامی که شولتز در سال 1982 جایگزین وزیر امور خارجه الكساندر ام. سیاست “تخلیه” وزیر امور خارجه پیشین هنری آ. کیسینجر پس از حمله شوروی به افغانستان و واکنش خشمگین رئیس جمهور پیشین کارتر: تحریم های اقتصادی و تحریم بازی های المپیک تابستانی 1980 در مسکو ، مرده بود.

وقتی لهستان تحت سلطه اتحاد جماهیر شوروی برای سرکوب قیام مردمی حکومت نظامی وضع کرد ، روابط متاثر از ضد کمونیسم بی تردید ریگان بیشتر خراب شد. روابط واشنگتن با متحدان سنتی اروپا نیز آسیب دید وقتی تحریم ها با برنامه های خط لوله شوروی برای تأمین گاز طبیعی به اروپای غربی تداخل داشتند.

هنگامی که ریگان و شولتز در ژانویه 1989 کار خود را ترک کردند ، روابط با مسکو گرمتر بود و اصطکاک با اروپای غربی تقریباً فراموش شده بود.

صعود میخائیل گورباچف ​​به مقام عالی مسکو در سال 1985 نقشی اساسی در این تغییر داشت. اما ریگان با تشویق شولتز با کاهش سخنان ضد کمونیستی و از سرگیری گفتگوهای کنترل تسلیحات ، راه را برای سیاست آشتی گورباچف ​​روشن کرد.

اوج آن در سال 1987 بود که ریگان و گورباچف ​​پیمانی را منع کردند که تمام موشک های هسته ای میان برد را از اروپا منع می کند ، برای اولین بار در یک رقابت طولانی مدت بین یک ابرقدرت که کل کلاس اسلحه ممنوع بود.

تا زمانی که جورج دبلیو دبلیو بوش جانشین ریگان در کاخ سفید شد و جیمز بیکر سوم جایگزین شولتز در وزارت امور خارجه شد که سرانجام اتحاد جماهیر شوروی از هم پاشید و آخرین بازماندگان جنگ سرد را به عنوان یک پیروزی برای غرب پایان داد. اما ماتریس در زمان دولت شولتز در وزارت امور خارجه پرتاب شد.

رویکرد شولتز به اتحاد جماهیر شوروی عملی بود. وی از سیاست تعامل طرفداری کرد زیرا معتقد بود این سیاست منافع ایالات متحده را ارتقا می بخشد. ریگان به همین دلیل از این سیاست حمایت کرد. ایدئولوگ های راست ، که در بیشتر رده های بالای دولت ریگان زندگی می کنند ، هرگز به شولتز اعتماد کامل نداشته و به طور مداوم با سیاست های او مخالفت کرده اند. اما ریگان معمولاً از او حمایت می کرد.

رابرت د. تاکر ، استاد افتخاری دانشکده مطالعات بین المللی پیشرفته دانشگاه هاپکینز ، نوشت: “موفقیت بزرگ شولتز به عنوان وزیر امور خارجه این بود که او توسعه و پالایش کرد و در نتیجه موفقیت سیاست اصلی رونالد ریگان را تضمین کرد.”

تاکر استدلال می کند که شولتز ، تقریباً تنها در میان مقامات ارشد ریگان ، تنها درک می کرد که روندهای تاریخی برای ایالات متحده مطلوب است و باید مورد تشویق قرار گیرد.

تاکر گفت: “او دست خوبی ایجاد کرد ، آن را خوب بازی کرد.”

شولتز با وزیر دفاع کاسپار وینبرگر ، رئیس سیا ویلیام کیسی ، مشاور امنیت ملی کاخ سفید و جان پواندکستر و دیگران درگیر است. محافظه کارانی مانند سفیر سابق سازمان ملل ، ژان کرک پاتریک ، کارمند پنتاگون ، ریچارد پرل و دیگران شولتز را به ملایمت بیش از حد با نیروهای کمونیست متهم کردند.

شولتز مردی ثابت قدم ، از نظر ظاهری بی احساس بود و در واقع سیاست هایش کاملاً محافظه کارانه بود. علاوه بر این ، او صریح ترین شاهین در دولتی شد که از سختی برایش ارزش قائل بود و استفاده از قدرت نظامی را برای حمایت از دیپلماسی آمریکا در شرایطی که حتی پنتاگون سعی در جلوگیری از آن داشت ، ارتقا داد. وی پس از بمباران پادگان نیروی دریایی آمریکا در لبنان در سال 1983 که منجر به کشته شدن 241 سرباز شد ، خواستار نشان دادن نیرو شد ، اما ریگان این ایده را رد کرد.

شولتز اغلب اصرار داشت: “قدرت و دیپلماسی باید همیشه با هم باشند ، در غیر این صورت در جهان به دستاورد بسیار کمی خواهیم رسید.” وی از دیدگاه وی رویکرد ترسناک وزارت دفاع در مبارزه با تروریسم مطرود بود.

شولتز در خاطرات خود در سال 1993 ، آشفتگی و پیروزی: سالهای من به عنوان وزیر امور خارجه ، با کنایه اظهار داشت: “برای وینبرگر ، همانطور که شنیدم ، نیروهای ما باید دائماً ساخته شوند ، اما از آنها استفاده نمی شد.”

سوابق شولتز در خاورمیانه و آمریکای مرکزی متفاوت است.

او بیشتر وقت خود را به حل درگیری اعراب و اسرائیل اختصاص داد ، اما بی فایده بود.

وی در آخرین هفته ریاست جمهوری خود ، موافقت کرد که مذاکرات با سازمان آزادیبخش فلسطین را رهبری کند ، و سیاست دیرینه منع تماس دیپلماتیک با آنچه ایالات متحده و اسرائیل را یک سازمان تروریستی می دانند ، شکست.

به رسمیت شناختن سازمان آزادیبخش فلسطین توسط شولتز زمینه ایجاد تشکیلات خودگردان فلسطین در کرانه باختری و نوار غزه و یک سری گفتگوهای صلح مستقیم بین اسرائیل و فلسطینیان را فراهم کرد.

در آمریکای مرکزی ، دولت ریگان – با حمایت کامل شولتز – سعی در براندازی دولت تحت کنترل کمونیست نیکاراگوئه داشت. واشنگتن از گروه شورشی ضد کمونیست کنترا پشتیبانی کرده است. شورای امنیت ملی کاخ سفید با فروش سلاح های مخفی به ایران در ازای آزادی گروگان های آمریکایی در خاورمیانه سعی در حمایت از شورشیان داشت و سپس پول را به کنترا هدایت کرد. وقتی این طرح ظاهراً غیرقانونی در سال 1986 نمایان شد ، رسوایی ریاست جمهوری ریگان را به خطر انداخت.

شولتز از ایران-کنترا آسیب ندیده است زیرا ، همانطور که به بازرسان در کنگره گفت ، از این طرح مطلع نشده است – و وقتی این موضوع را فهمید به شدت مخالفت کرد.

جورج پرات شولتز در 13 دسامبر 1920 در شهر نیویورک متولد شد. وی در حومه مرفه انگلوود ، نیوجرسی بزرگ شد. در سال 1942 وی از دانشگاه پرینستون فارغ التحصیل شد و در آنجا فوتبال کالج و بسکتبال بازی کرد. او بعداً در ماریني ها ثبت نام كرد و تا پايان جنگ جهاني دوم در اقيانوس آرام خدمت كرد.

شولتز هنگامی که در مرخصی جنگ بود ، در هاوایی ، با هلنا ماری (اوبی) اوبراین ، پرستار ارتش که در سال 1946 با او ازدواج کرد ، ملاقات کرد. آنها پنج فرزند دارند.

در سال 1949 ، شولتز دکترای اقتصاد صنعتی را از انستیتوی فناوری ماساچوست دریافت کرد و در آنجا تا سال 1957 به تدریس پرداخت. وی در شورای مشاوران اقتصادی رئیس جمهور آیزنهاور خدمت کرد و بعداً به عضو هیئت علمی دانشکده بازرگانی شیکاگو درآمد. وی در سال 1962 در آنجا رئیس دانشگاه شد.

شولتز به عنوان یک آکادمیک در زمینه روابط صنعتی تخصص داشت و اغلب به عنوان واسطه ای بین مدیریت و اتحادیه ها فعالیت می کرد و مهارت های خود را به عنوان مذاکره کننده تیز می کرد.

شولتز به عنوان دبیر کار نیکسون ، اتحادیه های ساختمانی را در منطقه فیلادلفیا سفیدپوست آن زمان تحت فشار قرار داد تا اعضای اقلیت ها را به عنوان شرط کار در دولت بپذیرند. این یکی از اولین کسانی بود که از سهمیه های نژادی برای استخدام مقامات فدرال استفاده کرد.

در سال 1970 ، شولتز دستور تحقیق در مورد ترور جوزف ا. این تحقیق منجر به سقوط رئیس اتحادیه تونی بویل شد.

نیکسون بعداً به عنوان رئیس دفتر مدیریت و بودجه ، شولتز را شنود کرد و در آنجا با وینبرگر جایگزین شد.

شولتز یکی از بازیگران اصلی تلاش های نیکسون برای مبارزه با تورم شدید بود. دولت 90 روز دستمزد و قیمت را مسدود کرد ، استاندارد طلای پول آمریکا را خاتمه داد ، برای واردات 10٪ اضافه هزینه کرد و بودجه فدرال را کاهش داد. شولتز در مورد بخشهایی از برنامه دارای رزرو بود ، اما موافقت کرد.

در سال 1972 ، نیکسون به عنوان وزیر دارایی شولتز منصوب شد. تورم پس از پایان مسدود شدن قیمت دستمزد افزایش یافت. نیکسون منحل شد ، و 60 روز دیگر یخ زدگی ایجاد کرد. شولتز بعداً به واشنگتن پست گفت كه قصد دارد در دومین یخبندان استعفا دهد ، اما نزدیك به یك سال منتظر اعلام عزیمت خود به “دلایل شخصی” بود. در آن زمان ، واترگیت دولت را ویران کرد. نیکسون چند ماه بعد استعفا داد.

در خارج از دولت ، در سال 1974 شولتز معاون اجرایی شرکت Bechtel Corp. ، یک شرکت ساخت و مهندسی مستقر در سانفرانسیسکو شد. وی بعداً رئیس گروه بختل شد. وی در حالی که برای بچل کار می کرد ، یک استاد نیمه وقت در دانشگاه استنفورد و یک عضو معتبر در موسسه هوور در دانشگاه بود.

برای چند دهه ، شولتز زمان خود را بین خانه خود در دانشگاه استنفورد و آپارتمان خود در سانفرانسیسکو تقسیم کرد. همسر اول وی در سال 1995 درگذشت و دو سال بعد شولتز با شارلوت مایلیارد سوئگ ، سوسیالیست برجسته سکولار در سانفرانسیسکو ازدواج کرد.

در زمان بازنشستگی ، شولتز هم در دانشگاه و هم در سیاست همچنان فعال بود. در سال 2003 ، وی ریاست مشترک وارن بافت از شورای بهبود اقتصادی کالیفرنیا ، یک گروه مشاوره در مورد مبارزات انتخاباتی شوارتزنگر را داشت.

اخیراً ، او در کارزارهای کاهش ذخایر سلاح های هسته ای ، مقابله با گرم شدن کره زمین و غیرقانونی دانستن دارایی شخصی برای ارتقا treatment اقدامات درمانی متمرکز شده است.

همسر شولتز ، شارلوت مایلیارد شولتز زنده مانده است. پنج فرزند وی ، مارگارت آن تیلسورث ، کتلی پرات شولتس یورگنسن ، پیتر میلتون شولتز ، باربارا لنوکس شولتس وایت و الکساندر جورج شولتز. 11 نوه؛ و نه نوه

کمپستر نویسنده سابق تایمز است.




منبع: play-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>