[ad_1]

در طول روز ، چشمان هان کوئی یانگ از جاده به سمت آینه دید عقب شلیک می کرد ، که داخل یک اتوبوس 106-1 پوند را منعکس می کرد.

“بنشین!” او به طور دوره ای در باریتون خود پیچ ​​می خورد. “تا اتوبوس متوقف نشوید!” او استخوانهای شکننده شارژ خود را می داند. اورئوشین، یا بزرگان ، همانطور که معمولاً آنها را خطاب قرار می دهد ، خطراتی بیش از هر خطری در این جاده های کشور که بین مزارع برنج و مزارع ذرت ، توتون و فلفل می پیچد ، تهدید می کند.

روستاهای مسیر او کوچک و کوچکتر می شوند. ده خانوار در یکی ، تعداد انگشت شماری در خانوار دیگر ، که بیشتر آنها افراد مسن ساکن هستند و فرزندانشان مدتهاست که به شهر رفته اند. هر چند ماه یکبار شخصی در میان سواران عادی خود ناپدید می شود و خان ​​تصور می کند که آنها به یک خانه سالمندان نقل مکان کرده یا از دنیا رفته اند.

Goesan-gun ، جایی که خان سه سال پیش سوار اتوبوس شد ، در آستانه کاهش جمعیت کره جنوبی قرار گرفت. حتی در کشوری با کمترین میزان زاد و ولد در جهان ، که در سال گذشته تعداد مرگ و میر بیش از 33000 تولد وجود داشت ، Goesan یکی از مناطقی است که بیشترین خطر انقراض را دارد.

در این قسمتهای دور افتاده ، اتوبوس که هر چند ساعت یک بار می رسد ، محل ملاقات ، فرار ، مأمور نجات برای افراد مسنی است که قدم هایشان متزلزل است ، که بلیط را در صورت حساب های خرد شده پرداخت می کنند و همیشه نمی توانند دستورات خان را بشنوند – یا انتخاب کنید که نکنید.

خان پسر شهری در سئول ، پایتخت ، بزرگ شده و مسیر پر پیچ و خم خود را از فروش قاب های سربی تا پرورش قارچ شیاتاکه تا صندلی راننده این اتوبوس کشور دنبال می کند. او چیزی مانند تلاقی بین یک مددکار اجتماعی همراه و یک مردم شناس گاه به گاه را پیدا می کند که در یک نبرد سکوت وجودی به جامعه ای شهادت می دهد.

زنی با عصا به سمت اتوبوس کنار یک ساختمان می رود

در انبار اتوبوس Goesan-gun یک داروخانه ، یک متخصص ارتوپدی و یک فروشگاه لوازم پزشکی نیز وجود دارد که سمعک و پوشک بزرگسالان را تبلیغ می کند.

(ویکتوریا کیم / لس آنجلس تایمز)

انبار اتوبوس خان ساعت 7 صبح شروع به کار می کند ، در مورد کسانی که خدمت می کند چیزهای زیادی می گوید. این ساختمان دو طبقه که رنگ و رو رفته است ، داروخانه ، ارتوپدی و فروشگاه لوازم پزشکی را در خود جای داده است ، که با چاپ بزرگ تبلیغات خود را در مورد سمعک و پوشک بزرگسالان انجام می دهد.

خان یک مرد دقیق و با برنامه دقیق است ، اما در طول روز هوا ناگزیر حول ریتم سفر پیری او تحریف می شود. بسیاری برای صعود و پایین آمدن از سه پله داخل و خارج اتوبوس خود به وقت اضافی نیاز دارند و وقتی می بیند شخصی با عجله به ایستگاه می رود ، سرعت خود را کم می کند – از دست دادن اتوبوس می تواند به معنای چند ساعت انتظار باشد. بعداً کیسه هایی از محصولات وجود دارد که در نهایت به بارگیری و تخلیه کمک می کند ، مانند کیسه دانه کنجد که به فشار روغن احتیاج دارد ، که اخیراً مشخص شده است غیرمعمول سنگین است.

این تصویر از جمعیت خاکستری و در حال کاهش برای گوسان ، شهری کشاورزی که زمانی سعی در شکستن رکوردهای جهانی گینس داشت – بدون موفقیت – با ساخت یک ظرف آهنی 43.5 تنی با برنج که می تواند 40000 نفر را تغذیه کند ، دور از ذهن نیست. در دهه 1960 به دلیل فرسودگی و پیری ، و همچنین پس از تقسیم بخشی از آن به شهرداری دیگر ، جمعیت آن از بیش از 160،000 نفر کاهش یافت.

طبق سرویس اطلاعات استخدام کره ، که مناطق مختلف “در معرض خطر انقراض” را نسبت به جمعیت بالای 65 سال در مقایسه با زنان در سن باروری ردیابی می کند ، تقریبا نیمی از شهرداری های کره جنوبی در معرض سوختن هستند. بیش از یک سوم جمعیت گسان بالای 65 سال است. در سال 1990 ، این گروه سنی کمتر از 10 درصد بود.

ستون یک

ویترینی برای داستانی جذاب از لس آنجلس تایمز.

گرچه در سال های اخیر ده ها میلیارد دلار در سیاست های با هدف تشویق زنان و خانواده ها به تولید مثل ، ریخته شده است ، کره جنوبی نتوانسته است کاهش نرخ زاد و ولد را کند کند ، اما کمتر این موارد را وارونه می کند. سال گذشته ، جمعیت آن برای اولین بار در تاریخ کاهش یافت.

نرخ باروری این کشور در سال 2019 تنها 0.92 بود که بسیار خجالتی از “جایگزینی” 2.1 درصدی نوزادان یک زن است که برای حفظ ثبات جمعیت مورد نیاز است. سطح باروری ایالات متحده و چین حدود 1.7 است ، اما در حال کاهش است و این نگرانی را ایجاد می کند که چنین بحران های جمعیتی برای بزرگترین قدرت ها و اقتصادهای جهان دور نیست.

هان ، مرد 57 ساله استواری با مو و نمک و فلفل که حجم زیادی از ریچارد داوکینز را برای خواندن در تعطیلات خود می پوشد ، از جلو پنجره و نمای عقب خود نشانه هایی از آنچه در پیش دارد را می بیند.

وی گفت: “توقفی كه پنج نفر در آن سوار می شوند ، چهار نفر می شود و سپس سه نفر.”

اخیراً ، در یک صبح مه آلود ، زنان مسنی با چهره های مایل به زرد و مروارید برای چندین دهه در مزارع و یک سطل کاملاً خمیده به انتخاب نسل خود ، سوار اتوبوس خان شده و با هیجان هیجان زده کودکان در یک اتوبوس مدرسه گپ زدند. اکثر آنها اخیراً واکسن دوم خود را علیه COVID-19 دریافت کرده و در مورد اینکه چه زمانی بدون ماسک احساس صحیح است ، بحث کردند

بدون کودکان ، به یک روستای مرده تبدیل می شود ، یک دهکده کاملاً تنها

خان سوگ هو ، 63 ساله

“کجا میری؟” یک زن 84 ساله از دوستی از چندین روستای بین راهی که فقط هنگام ملاقات در اتوبوس او را می دید ، پرسید. آنها ماههاست که همدیگر را ندیده اند.

“بیمارستان ، کجای دیگر؟” دوست پاسخ داد ، در یک گردنبند مروارید.

محققان بهداشت عمومی در ایالات متحده و انگلستان دریافته اند که خدمات اتوبوسرانی می تواند بر خطر افسردگی افراد مسن ساکن در این جوامع تأثیر بگذارد. وقتی یک مسافر شروع به رد کردن گوش خود می کند ، هان سرش را تکان می دهد و می داند که این مرد احتمالاً تنها زندگی می کند و ممکن است روزها را بدون صحبت با انسان دیگری سپری کرده باشد.

وی گفت: “اتوبوس های اینجا مانند رگ های خونی است که مردم را به مردم متصل می کند.” بدون آنها ، روستاها از بین می روند ، “مانند گوشت قطع شده از گردش خون”.

افراد مسن با چند صندلی خالی سوار اتوبوس می شوند

بسیاری از موتورسواران خان ساکنان پیر Gossan هستند ، منطقه ای که در جهان با کمترین میزان زاد و ولد در معرض خطر انقراض است.

(ویکتوریا کیم / لس آنجلس تایمز)

هان پس از شروع کار به عنوان یک راننده ، مهندس شد و به زودی دریافت که بسیاری از سرویس های اتوبوس های روستایی با قوانین اساسی کارایی یا اقتصاد مخالف هستند. بیشتر مسیرها کوتاهترین فاصله را از دو مکان طی نمی کنند ، اما در عوض مسیرهای انحرافی را طی می کنند و در داخل و خارج از روستاها بهم می پیوندند ، و به موهای پر پیچ و خم برای سرویس دهی به شهرهای بین کوهها و جویها احتیاج دارند.

او ریاضی خود را روی گاز انجام می دهد ، موتور 6000 سانتی متر مکعبی او می سوزد و 1500 اتوبوس بدست آمده – حدود 1.30 دلار – اتوبوس که هر سفر حمل می کند. او می تواند ساعت ها بدون مسافر و حتی گاهی اوقات یک روز کامل را سپری کند. بیشتر خدمات اتوبوسرانی روستایی بدون یارانه های سنگین دولت زنده نمی مانند.

وی گفت: “هیچ چیز غیر انسانی بیش از کارآیی نیست.”

روزهای او گذشته است مطالعه یک نسل در سالهای پایانی آن زنی که نمی توانست برنامه اتوبوس را بخواند زیرا وقتی برادرانش به مدرسه می رفتند او را در خانه نگهداری می کردند تا در مزارع کار کند. خواستگاری شرم آور غروب آقایانی که اصرار دارند پول بلیط اتوبوس را به مادربزرگ های زیبا بپردازند. و برخی اوقات حوادث ناشی از ترکیبی از سرعت کبودی و ضعیف شدن کنترل مثانه به او آموخته است که هیچ چیزی بهتر از اسپری اشکال به عنوان یک راه حل سریع برای پوشاندن بوی صندلی نیست.

پارک Ok-Yeol ، 88 ساله ، دوشنبه گذشته سه سفر اتوبوس را انجام داده و از خانه خود در چونگ کون میون به شهر چونگجو در نزدیکی سفر کرده است. او در مورد قیمت داروهایش در خدمات جانبازان محلی س hadالی داشت که از طریق آن مزایای بازماندگان را به دلیل جنگیدن همسرش در جنگ کره دریافت می کند.

از خانه اش ، جایی که بعد از 12 سال مرگ شوهرش تنها زندگی می کند ، اولین اتوبوسی را که کمی بعد از ساعت 7 عصر از شهرش عبور کرد ، گرفت. تا بعد از ظهر ، او هنوز به آرامی به خانه برمی گشت ، و از رانندگان اتوبوس که چه کسی می تواند او را برگرداند ، سوال می کرد و به جای ناهار ، یک جعبه شیر سویا از کوله پشتی گربه اش می نوشید.

قبلاً شش اتوبوس در روز وجود داشت. او گفت سه یا چهار است.

وی گفت: “وقتی جرات ملاقات با افرادی را دارم که می شناسم.” “بدون اتوبوس ، من هرگز بیرون نمی رفتم.”

زنی کوله پشتی روی نیمکت نشسته است

پاک اوک یل ، 88 ساله ، در انتظار چهارمین اتوبوس روز خود است. او ساعت 7 صبح از خانه بیرون رفت تا با سه اتوبوس به یک شهر نزدیک برود تا در دفتر جانبازان س aالی بپرسد.

(ویکتوریا کیم / لس آنجلس تایمز)

کودکان کمیاب هستند. زمین های بازی و حیاط مدرسه اغلب خالی می مانند. مدارس شاتل در این منطقه بیشتر از مدارس آزاد است. مسیر اتوبوس خان او را از دبیرستان موکدو عبور می دهد ، یکی از دو دبیرستان گوسان ، که پس از فارغ التحصیلی از یک کلاس 20 دانش آموز ، سال آینده تعطیل می شود.

در سال 2018 هیچ دانش آموز کلاس اولی در مدرسه ابتدایی Baekbong ثبت نام نکرده بود. او کاندید بسته شدن بود ، اما دانش آموختگان و ساکنان اطراف آن کمیسیون اضطراری را برای نجات مدرسه تشکیل دادند که عصرها در کافه جمع شده بود.

هان سوگ هو ، 63 ساله که ارتباطی با راننده اتوبوس ندارد ، گفت: “بدون فرزندان ، این روستا به یک روستای مرده تبدیل می شود ، به یک دهکده کاملاً تنها”. او در دهه 1960 با بیش از 1000 دانش آموز عازم Baekbong شد. “این بدان معناست که هیچ امیدی به آینده نیست.”

او و دیگران طرحی را برای ساخت دوازده بلوک آپارتمانی در آن سوی خیابان مدرسه طراحی کردند و به آنها اجاره رایگان برای خانواده هایی با کودکان در سن دبستان ارائه دادند. از آن زمان به بعد ، ثبت نام تقریباً دو برابر شده است – 22 نفر از 37 دانش آموز مدرسه از خانواده هایی هستند که اخیراً ساکن شده اند. مقامات محلی قصد دارند مسکن مشابهی در منطقه ایجاد کنند تا خانواده های جوان را فریب دهند.

اینکه آیا آنها ریشه دوانده و سالها در مدرسه می مانند ، مشخص نیست. بسیاری از آنها مادر و فرزندشان هستند و پدران آنها برای کار در شهر می مانند. مسکن رایگان مشکلات اصلی کمبود کار ، فرصت های آموزشی یا امکانات فرهنگی را حل نمی کند.

معاون رئیس جمهور پارک گئونگ اوک ، که در مناطق مختلف استان بزرگ شده و در طول زندگی خود شاهد تغییرات بوده است ، گفت: “این خیلی سریع اتفاق می افتد.” “تالارهای عروسی و زنان و زایمان در حال از بین رفتن هستند و مراکز مراقبت روزانه برای سالمندان و خانه های سالمندان جای آنها را می گیرند.”

لی بونگتای 56 ساله خان در گاسان بزرگ شد و پس از 34 سال بازگشت تا روستای محل زندگی خود را اسکلتی از آنچه در کودکی بود پیدا کند.

وی گفت: “به هر كجا نگاه كنید خانه های خالی وجود دارد.” “همه چیز کم می شود”.

مسیر لی او را از یک مدرسه بسته عبور می دهد که مدتی است به عنوان خوابگاه دانشجویان بین المللی در دانشگاهی در این شهر مورد استفاده قرار می گیرد ، و این مشکلات خاص خود را دارد ، زیرا 448 دانش آموز از کلاس خود در سال جاری کوچکتر هستند. همه گیری ، دانش آموزان تبادل را دور نگه داشت و اکنون او به حیاط خالی مدرسه کنار جاده نگاه کرد تا ببیند که آنجا با علف های هرز به اندازه او بزرگ شده است.

یک زن در حالی که در اتوبوس نشسته است دسته چتر را نگه می دارد

لی سون بوک در سن 83 سالگی از ناحیه پا و کمر درد دارد. او برای دیدن دکتر با اولین اتوبوس خان به شهر رفت.

(ویکتوریا کیم / لس آنجلس تایمز)

لی سوک بوک 83 ساله سوار شد و چتری قوسی رنگ را که برای تقویت خود از آن استفاده می کرد بدلیل اینکه برای حمل عصا بسیار افتخار کرده بود ، چنگ انداخت. او با اولین اتوبوس خان به شهر رفت تا از ناحیه پا و کمر به دکتر مراجعه کند. چند ساعت بعد ، او در راه بازگشت دوباره به او سلام کرد.

او در میان همنوعان خود نادر است ، زیرا پسرش ، بزرگترین چهار فرزند ، در روستای خود ماند تا باغ سیب خانواده را تصاحب کند. پسرش نیز برای کار در مزرعه ماند.

مدتها بود که بچه ها از کلیسای او ناپدید شده بودند ، و این تعداد از 30 نفر به 40 نفر که تا کنون جمع شده بودند به 10 نفر کاهش یافت. هنوز هم او به روستای محقر خود خوش بین بود.

وی گفت: “شما اشکالات کوههای پشت سر ما را می شنوید و جریانی از آنها عبور می کند.” “و حمل و نقل عالی است.”

خان برای آخرین اجرای روز خود ، اغلب خود را سوار بر تنهایی می بیند. بیشتر مشتریان بزرگسال او زودتر سفارشات خود را انجام می دهند و این امر او را به فکر زندگی ، مرگ و میر و خانواده وا می دارد.

او ملکه یا پسران پت شاپ را منفجر خواهد کرد و در آفتاب در آفتاب سوار می شود ، اتوبوس جغجغه ای اش در میان ستون درختان جینکو بالا می رود.



[ad_2]

منبع: play-news.ir

ایندکسر