بی کفایتی تا چه حد؟ /تغییر رئیس کل بانک مرکزی و انتظارات بلندمدت/رابطه خشونت خانگی با افزایش سن ازدواج – تابناک



گزارش کردن “تابناک” روزنامه های امروز 10 دسامبر، شنبه ماه چاپ و منتشر شد رزمایش ذوالفقار 1401 در جنوب شرق، انتقاد شدید از قدرت عالی تکلید در خصوص وضعیت اداره کشور. کودتای امنیتی بانک آمریکایی علیه عراق؟ برنامه دولت برای مقابله با بحران ارزی، انتخاب یک اقتصاددان به ریاست بانک مرکزی است این در صفحه اول روزنامه های مدرن ظاهر می شود.

در ادامه به یادداشت ها و سرمقاله های منتشر شده در روزنامه های معاصر نگاه می کنیم:

تغییر رئیس بانک ملی و انتظارات بلند مدت

هادی هاکسون، اقتصاددان در یادداشتی در شماره امروز آرمان ملی نوشت: شکی نیست که رئیس بانک ملی باید عوض می شد. اصولاً کسانی که ریاست بانک مرکزی را بر عهده دارند باید حداقل ویژگی هایی داشته باشند، مثلاً یکی از اقتصاددانان برجسته کشور باشند و اگر برجسته نباشند، حداقل باید برجسته باشند. دوم اینکه باید سابقه مدیریتی در بانک داشته باشند و در رأس همه اینها، رئیس بانک مرکزی باید از چنان اعتباری برخوردار باشد که سیاست بانک مرکزی وقتی در دولت یا هیات پولی مطرح می شود شنیده شود. حداقل فرد جدید در بین اقتصاددانان چهره شناخته شده ای است و تجربه مدیریتی دارد، اما فرض بر این است که با آمدن او همه چیز درست می شود – نظم و ترتیب در بازار پول – البته انتظار در بازار پول غیرممکن است. کوتاه مدت. این یک معجزه بود. اما در اولین مصاحبه رئیس جمهور جدید به نحوی ارز نیمه تمام را روی 28500 تومان ثابت کرد که این تثبیت یادآور 4200 تومان در سال 97 است با این تفاوت که این 4200 تومان با نرخ ارز آزاد در حدود حدودا بوده است. 40 درصد در آن زمان. اختلاف داشت اما این 28500 تومان 50 درصد نرخ بازار آزاد است که حدود 42000 تومان است. این فاصله بین نرخ ثابت و آزاد احتمالاً همان انتقاد دولت فعلی از ارز 4200 تومانی را در پی خواهد داشت، بنابراین این اولین مصاحبه رئیس کل بانک مرکزی است که شاید بتوان گفت. آرامش نسبی بازار برای اولین و کوتاه مدت است، اما تصمیمی نخواهد بود و به نظر می رسد دیر یا زود از این سیاست فاصله بگیرند، مگر اینکه گشایش از سمت عرضه ارز ایجاد شود. واقعیت اقتصاد ایران این است که نرخ سود، نرخ رشد نقدینگی، حجم تجارت خارجی و سایر متغیرهای این چنینی به دلیل تحریم ها در شرایط عادی قرار ندارند. از آنجایی که حدود یک سوم از عمر دولت سیزدهم گذشته و حجم نقدینگی از سه میلیون و نهصد هزار میلیارد تومان به حدود پنج میلیون و نهصد هزار میلیارد تومان رسیده است و بیش از دو میلیون میلیارد تومان افزایش نقدینگی داشته ایم. کنترل این نقدینگی مستلزم آن است که تیم دولت همسوتر با برنامه ریزی، سیاست گذاری و تصمیم گیری اقتصادی باشد. یک رئیس این تیم اقتصادی جابجا شده، اگر در دو رئیس دیگر که سازمان برنامه و وزارت اقتصاد هستند تحولی ایجاد نشود، تغییر ساده رئیس بانک مرکزی نمی تواند چشم انداز روشنی ایجاد کند. با توجه به همه این موارد، اگر تحریم ها برداشته شود و چشم انداز احیای برجام و در نتیجه آزادسازی پول ایران و تقویت سمت عرضه ارز وجود داشته باشد، می تواند کمک موثری به برجام باشد. بهبود نرخ پولی و ارزی تغییر رئیس بانک ملی تنها می تواند از وخامت اوضاع فعلی جلوگیری کند، بعید به نظر می رسد که روی بهبود چشمگیر شاخص ها در کوتاه مدت حساب شود.

حتما بخوانید:
نیرا تاندن به احساسات مجلس سنا صدمه زد. این می تواند هزینه یک کار برای او را داشته باشد

بی کفایتی تا چه حد؟

محمدعلی وکیلی در یادداشت سرمقاله شماره امروز شماره امروز نوآوری نوشت: Lahr ترمز می زند و ساعت به ساعت ضبط می کند. این وضعیت خود بزرگترین انحراف است. با این اقتصاد پر رونق، نیازی به دشمنان خارجی یا مخالفان داخلی نیست. کمتر کسی می داند که امثال نازنین فنادی و دیگر رهبران سیاسی را نمی توان سرنگون کرد و نه ملت حاضر است با چنین افرادی از گودال فعلی به چاه خود بدود. اما جمهوری اسلامی با چنین نظم اقتصادی به بزرگترین دشمن خود تبدیل شد. نیازی به خرابکار نیست، استراتژی های فعلی کشور خرابکارانه است. تحریم ها دروغی بیش نیستند، در واقع خودشان یک تجارت هستند. دولت های کشورهای مختلف از جمله ترکیه، امارات و آمریکا بزرگترین تاجران تحریم ها هستند. در داخل فقط سخنان، وعده ها و ادعاهای مسئولان از جمله رئیس جمهور و رئیس مجلس را می شنویم. راستش کشور به دلیل عدم بازسازی زیرساخت ها و تمام شدن منابع دیگر فقیر شده است. در استراتژی های فعلی هیچ شانسی برای رستگاری وجود ندارد. ادامه این روند ممکن است نه به سقوط حکومت، بلکه به سقوط تمدن منجر شود. تمام هنر حکومت، اداره روزمره کشور به بدترین شکل ممکن انجام می شود. هر بار که ما این صحنه را تماشا می کنیم، مملو از سردرگم مسئولان و صحبت های پر سر و صدا آنهاست. این روزها هیچ تصمیم دلگرم کننده ای گرفته نمی شود. او حتی با وعده حاکمیت جدید رئیس مجلس آبی هم گرم نشد. هفته گذشته همزمان با افزایش قیمت دلار، شاهد نشست غیرعلنی مجلس با مسئولان اقتصادی بودیم. میدونی نتیجه چی شد؟ در واقع هیچی! آمدند گفتند و رفتند. این مهم ترین دستاورد جلسات دولت و مجلس است. هیچکس تنبیه نمی شود، کسی توبیخ نمی شود، توافق و برنامه ای وجود ندارد، تصمیم و راه حلی وجود ندارد. تنها اقدام تغییر رئیس بانک مرکزی است. او تنها یک حلقه در زنجیره ناکارآمدی است. او فقط پازل تیم تجاری است. تغییر آن قطعا تغییر زیادی نخواهد کرد. بدون تغییر در سیاست های کلی و روندهای مالی و بانکی نباید انتظار معجزه داشت. طنز تلخی است که در این شرایط که مردم تحت فشار زمان و مکان هستند، بزرگترین برنامه مجلس کنونی وضع مالیات بر ارزش سرمایه مردم است. آنها انتقام کاهش ارزش پول ملی در نتیجه بی کفایتی خود را با مالیات بر عایدی سرمایه مردم خواهند گرفت. مردم نباید تاوان شکست راهبردهای دولت را بدهند. یعنی اگر شخصی خودروی 400 میلیونی خرید و در اثر تورم (که مالیات پنهان است) و کاهش ارزش پول ملی قیمت آن به بیش از 1 میلیارد رسید، باید مالیات بر درآمد بدهد. یعنی به جای مجازات آغازگران تورم، مردم جریمه و توبیخ می شوند. فکر می‌کنید این روش‌ها چه نتیجه‌ای جز بدتر کردن اوضاع خواهند داشت؟

حتما بخوانید:
ترامپ در فرجام خواهی از نماینده رسمی جورجیا اصرار کرد که "رای خود را" پیدا کنید

رابطه خشونت خانگی با سن ازدواج

حسین فصیحی در یادداشتی در شماره امروز روزنامه جوان وی با عنوان ارتباط خشونت خانگی با بالا رفتن سن ازدواج نوشت: یکی از موضوعات پرونده هایی که همواره در محاکم قضایی مطرح می شود، وقوع خشونت خانگی به ویژه پرونده های قتل است که با انگیزه های مختلفی برای وقوع آن انجام می شود. شاخه ای از این موارد شامل قتل هایی است که کودکان در آن نقش دارند. یا به عنوان قربانی حضور دارند یا به انگیزه های خود سایر اعضای خانواده را قربانی می کنند. موضوع مورد بحث در این رابطه شامل محدوده سنی فرزندان مذکور می شود. رویکرد سنتی در جامعه ما در سه دهه پیش، تمایل والدین به جمع مجدد فرزندان پس از رسیدن به سن ازدواج بود. آموزه های دینی و اخلاقی جامعه ما همواره بر تحکیم بنیان خانواده تاکید دارد، از این رو سنت سنتی تکریم آداب و سنن پس از رسیدن به سن ازدواج تا بحران های اقتصادی دو دهه اخیر، پیوند فرزندان را دنبال کرد. به ویژه در سال‌های اخیر، کانون‌های خانواده را تسخیر و تحت تأثیر قرار داده و زمینه‌های لازم را برای ناتوانی والدین در ایجاد شرایط برای ازدواج فرزندان ایجاد کرده است. در چنین شرایطی با وجود اینکه فرزندان به میانسالی رسیده اند، شرایط تشکیل خانواده را ندارند، بنابراین نبود آینده روشن و نبود حمایت های مادی به مهم ترین ابزار مقاومت برای فرزندان تبدیل شده است. تشکیل خانواده هزینه هنگفت تهیه بدیهی ترین وسایل اولیه تشکیل خانواده از جمله هزینه اجاره خانه، مانع بزرگی است که در مواجهه با هر متقاضی زندگی مشترک، قادر به رفع چنین مانع بزرگی با این راه نیست. در اینجا چرا این گروه سنی ترجیح می دهند به زندگی مجرد ادامه دهند. نگرانی از شیوع طلاق در کشور نیز یکی از موانع پیش روی این گروه سنی است و ترجیح می دهند در خانه والدین خود بمانند. طبق آمار، هر سوم ازدواج منجر به طلاق می شود، به طوری که از سال 1390 تا 1399 تعداد طلاق ها 28 درصد افزایش یافته است و سه عامل بی احتیاطی، بی مهری و بی احترامی از مهم ترین عوامل هستند. بنابراین، زندگی مختل شده توسط طلاق با کانون خانواده مشکل‌سازتر همراه است و میزان خشونت خانوادگی را افزایش می‌دهد.

همزیستی این گروه سنی که افراد میانسال را شامل می شود با والدین عواقب ناگواری دارد. در جمع های خانوادگی همیشه دلیل مجردی از آنها سوال می شود، بنابراین یک اتفاق کوچک در خانواده منجر به بحثی می شود که به خشونت کشیده می شود و برخی از خشونت ها نتیجه خونینی دارد. انگیزه هایی که منجر به شکل گیری این خشونت می شود، گاهی بسیار کودکانه است، مانند دعوا بر سر شستن ظروف، یا گاهی، مانند اعتیاد یکی از اعضای خانواده یا مشکل غیراخلاقی، اینها انگیزه های مخربی است. با این حال، خروج ساختار خانواده از رویه‌ای که قرن‌ها پشتیبان بنیان خانواده بود، منجر به ظهور خشونت خانگی و گسترش آن از خانواده به جامعه شد.

دیدگاهتان را بنویسید

hacklink al hd film izle php shell indir siber güvenlik android rat duşakabin fiyatları hack forum fethiye escort bayan escort - vip elit escort html nullednulled themeskürtçe aşk sözleriMobil Ödeme Bozdurmarekorbetgenco bahisdeneme bonusu veren siteler