بله، من آمریکایی مکزیکی هستم. اما نشت صوتی شورای شهر لس آنجلس به من یادآوری کرد که من هم اواکساکان هستم


به عنوان یک آمریکایی مکزیکی، دوست دارم از دو جهان باشم. من احساس خوشبختی می کنم که در فلوریدا به دنیا آمدم و در یک شهر ساحلی با شکوه مرطوب این ایالت بزرگ شدم. من احساس غرور می کنم که می دانم چگونه تامالس و انچیلادا درست کنم و در طول جام جهانی برای دو تیم فوتبال بازی کنم.

اما اخیراً به این فکر می‌کردم که آیا چیزی بیشتر از این که من هستم وجود دارد.

مادر من در Ñuu Snuviko، که با نام San Juan Mixtepec نیز شناخته می شود، یک پوبلو کوچک در کوه های Oaxaca، مکزیک، به دنیا آمد. این به «مکانی که ابرها فرود می‌آیند» در Mixteco، زبان مادری من ترجمه می‌شود. این شهر با حدود 7000 نفر که توسط مزارع کوچک در دره ای باریک احاطه شده است به جاده شنی که از پایه ارتفاعات تا میدان ال سنترو امتداد دارد چسبیده است. روزهای جمعه، ال سنترو با بازاری زنده می شود.

برای مدت طولانی، Mixtepec را بخشی از خودم نمی دانستم. وقتی مردم در مورد میراث من پرسیدند، من گفتم که آمریکایی مکزیکی هستم.

و سپس نشت صوتی منتشر شد که هنوز در لس آنجلس طنین انداز است: اعضای شورای شهر در صحبت کردن درباره چندین گروه اقلیت، از جمله Oaxacans ساکن کره‌تاون، اظهارات نژادپرستانه کرده بودند. نوری مارتینز، رئیس وقت شورای شهر، اواکساکان را به‌عنوان زشت، کوتاه‌قد و تاریک مورد تمسخر قرار داد. او گفت که نمی‌دانست آنها از چه روستایی آمده‌اند، گویی برای شهر خیلی ابتدایی هستند.

یک جاده اصلی از San Juan Mixtepec، مکزیک می گذرد.

یک جاده اصلی از San Juan Mixtepec، مکزیک می گذرد.

(ملیسا گومز/لس آنجلس تایمز)

ایالت اواکساکا یکی از فقیرترین ایالت های کشور است که عمدتاً از گردشگری در سواحل و پایتخت مکزیک دست نخورده است. اما اواکساکا از نظر فرهنگ و تاریخ غنی است، خانه خال های خوش طعم، مزکال دودی و ویرانه های باستانی است که از زمانی قبل از آمدن اروپایی ها خبر می دهد. دو سوم ایالت کوهستانی است و موزاییکی از روستاهای دورافتاده مانند روستای مادرم ایجاد کرده است. ده زبان اصلی بومی در اواکساکا صحبت می شود و اگر با دقت گوش دهید، می توانید آنها را در خیابان های لس آنجلس بشنوید.

یادم می آید که در خانه نشسته بودم وقتی نظرات مارتینز را در داستانی که همکارانم در روز یکشنبه منتشر کردند خواندم. لیست افرادی که او و سه نفر دیگر به آنها توهین کردند طولانی بود. اما Oaxacans؟

وقتی حرف‌هایشان را پردازش می‌کردم، احساس سبکی می‌کردم که انگار خیلی سریع از جایم بلند شده‌ام. “تان فئوس” او گفت. خیلی زشت. یک آمریکایی مکزیکی سرشناس درباره گروهی که برای مدت طولانی جزو حاشیه‌نشین‌ترین گروه‌ها بوده‌اند، به کلیشه‌هایی استناد کرده بود. مکزیک، کشوری که مدت‌هاست که رنگ‌گرایی و نژادپرستی سیستماتیک را به رسمیت نمی‌شناسد.

همانطور که در متن نشان داده شده است، گیل سدیلو، عضو شورا، اظهارات مارتینز را با این جمله دنبال کرد: “خوشحالم که آنها کفش می پوشند.” ران هررا، رئیس سابق فدراسیون کارگری شهرستان لس آنجلس، به طور اتفاقی به مادرش اشاره کرد که معمولاً اواکساکان ها را “ایندیوس” یا سرخپوستان صدا می کرد، کلمه ای که اغلب به عنوان شناسه استفاده نمی شود بلکه به عنوان توهین به دهان می اندازد.

عضو شورا، کوین دی لئون، به توهین‌ها نپیوست، اما او نیز مخالفتی نکرد، سکوت او یک تایید ضمنی بود. مارتینز و سدیلو دیگر در شورا نیستند، اما دی لئون همچنان از استعفا خودداری می کند.

آیا آنها متوجه نشدند که Oaxacans فرهنگ و غذا را در گوشه و کنار لس آنجلس شکل داده و لمس کرده است؟ آیا آنها نمی دانستند که اواکساکان ها سهمی از کشاورزان در ایالات متحده را تشکیل می دهند؟ آیا آنها نمی‌دانستند که حتی زمانی که اواکساکانی‌ها کم دارند، همیشه تورتیلاهایی برای عرضه دارند؟ شاید. اما خسارت وارد شده بود.

اوا گومز منتظر شروع یک راهپیمایی به سمت کلیسایی در سان خوان میکستپک است

اوا گومز، مادر نویسنده، در حالی که منتظر شروع یک راهپیمایی به سمت کلیسایی در سن خوان میکستپک به عنوان بخشی از جشنواره سالانه قدیسان در ژوئن 2022 است، دامن سبز و ربوزو می پوشد.

(سوهاونه حسین)

پاپل پیکادو سن خوان میکستپک را در زمان فستیوال ها و جشن ها تزئین می کند.

پاپل پیکادو سن خوان میکستپک را در زمان فستیوال ها و جشن ها تزئین می کند.

(ملیسا گومز/لس آنجلس تایمز)

من با بومی‌های اواکساکانی صحبت کردم که آسیب دیده بودند و ناامید شده بودند، اما از آنچه که فایل صوتی فاش شد تعجب نکردم. اما آنها همچنین برای فرهنگ ما و مردم ما که سال ها برای دیده شدن جنگیده اند، غرور زیادی ابراز کردند. به آنها گفتم مادرم اهل اوخاکا است و احساس آنها را درک می کنم.

حتما بخوانید:
گفته می شود شهر مزار شریف افغانستان به دست طالبان سقوط می کند

من همچنین با Mireya Olivera، سردبیر Impulso، یک سایت رسانه ای Oaxacan مستقر در لس آنجلس، پس از این رسوایی صحبت کردم. به او گفتم مادرم اهل اواخاکا است. او از دانستن ریشه‌های خانواده‌ام شگفت‌زده شد و گفت که می‌خواهد روزی داستان چگونگی پایان یک اواکساکان در The Times را بشنود.

با تعمق به او گفتم: «اما من در فلوریدا به دنیا آمدم. این درجه ای از جدایی از ریشه های من بود که معتقد بودم وجود دارد.

او پاسخ داد: “تو هنوز اواکساکانی هستی.”

::

در مکزیک، برخی بر این باورند که آنها و هموطنانشان همگی یک نژاد هستند، مزیتزوهایی با ریشه های اسپانیایی و بومی. اما ناخودآگاه فهمیدم که آنها بومیان مکزیکی را اینگونه نمی بینند، مادرم را چگونه می بینند. هرچه پوست روشن‌تر باشد، جایگاه اجتماعی در مکزیک بالاتر است، جایی که تبلیغات معمولاً مدل‌های بلوند یا سبزه را نشان می‌دهند.

در تله‌نوول‌ها، ما مادران پر زرق و برق و دختران مجسمه‌ای نیستیم که در داستان‌های دراماتیک نمایش داده می‌شوند، بلکه خدمتکاران و کارگران و جنایتکاران هستیم – کوتاه‌قد، تیره‌پوست و اغلب فروتن. دیده شده، اما شنیده نشده است.

همکار من کیت لینتیکوم در مورد اسطوره mestizo در مکزیک و تلاش فعالان برای مطالعه بیشتر رنگ‌گرایی و نژادپرستی نوشت. یک مطالعه در سال 2017 توسط محققان دانشگاه وندربیلت نشان داد که هر چه شما در مکزیک سفیدتر باشید، احتمال بیشتری برای دریافت آموزش کامل دارید. هر چه تیره‌تر باشید، احتمال کسب درآمد کمتری نسبت به همتای سفید پوستتان بیشتر است.

با زندگی در لس آنجلس، احساس می کردم این موضوع به من دست نمی دهد. اما این صدا به من یادآوری کرد که قرن‌ها رنگ‌گرایی و طبقه‌گرایی در آمریکای لاتین به طرز موذیانه‌ای به فرهنگ آمریکایی نفوذ کرده است و به طور یکپارچه با نسخه‌های آمریکایی تلفیق شده است.

وقتی به سایر لاتین‌های لاتین می‌گفتم مادرم، اوا، اهل کجاست، آنها می‌گفتند، “تو اواکساکانی به نظر نمی‌رسی”، انگار که این یک تعارف بود. و مدتی آن را به عنوان یکی در نظر گرفتم. من پوست روشنی دارم، سبکتر از دو خواهرم. موهای من مجعد و ضخیم است، نه مانند ریون مشکی مستقیم اکثر Oaxacans.

اوا گومز، مادر نویسنده، در سن خوان میکستپک

ایوا گومز، پیش‌زمینه، در سن خوان میکستپک در طول جشنواره سالانه قدیسان در ژوئن 2022.

(ملیسا گومز/لس آنجلس تایمز)

با این حال، به عنوان یک کودک، متوجه شدم که چگونه پیشینه Mixtec مادرم بر زندگی ما تأثیر گذاشته است. احتمالاً به همین دلیل است که من کوتاه قد هستم و فقط در ارتفاع 5 فوتی ایستاده ام. این بدان معنا بود که مادر تا زمانی که به ایالات متحده نیامد اسپانیایی را یاد نگرفت و درک او از زبان ناقص بود. به این معنی بود که وقتی خرید می‌کردیم صورتم داغ می‌شد و مادرم در Mixteco به تماس‌های تلفنی پاسخ می‌داد و مردم خیره می‌شدند.

از اینکه مثل برخی از پسرعموهایم که در مکزیک به دنیا آمده‌اند، سه زبانه نیستم، بسیار متاسفم. از مادرم پرسیدم چرا زبان مادری خود را به من یاد ندادی؟ او به من می گفت: «تو از صحبت کردن به جز انگلیسی خودداری کردی. در واقع، منتظر بودم تا خواهران بزرگترم دستورات اسپانیایی او را به انگلیسی ترجمه کنند. از اینکه در نوجوانی اهمیت زبان اسپانیایی را درک کردم و به آن پایبند بودم سپاسگزارم.

وقتی مادرم انگلیسی را برای آزمون شهروندی ایالات متحده یاد گرفت، ما با هم نوشتن اعداد را به زبان انگلیسی تمرین می‌کردیم و صفحات ردیف‌شده را با ردیف‌ها و ردیف‌ها به صدها پر می‌کردیم. من هوس جذب برای هر دوی ما را داشتم، زیرا به این معنی بود که ما با بقیه فرق نخواهیم داشت.

مدت ها فقط زادگاه مادرم را تحمل می کردم. ما تابستان ها را در Mixtepec می گذراندیم، و من همیشه از 13 ساعتی که برای رسیدن به آنجا طول می کشید می ترسیدم. کتاب ها و نینتندویم را داخل چمدانم انباشتم. حضور در جشنواره سالانه ای که شامل مردان سوار بر اسب با خشونت سرهای خروس هایی که آویزان شده و مانند پینیاتا تزئین شده اند را جدا می کنند، هنوز احساس غریبی می کند.

حتما بخوانید:
GOP به کتاب بازی نگاه می کند که کالیفرنیا برای اطمینان بخشیدن به ترامپ استفاده کرده است

اما اکنون احساس خوشبختی می‌کنم که زمانی را در خانه مادرم گذراندم، از رسانه‌های اجتماعی جدا شدم و در تاریکی که شهر را پس از غروب آفتاب پوشانده بود، مونوپولی و شکار انسان را بازی کردم. هوا صاف و آرام است، با سکوتی که دلم برایش تنگ شده است.

مادربزرگ من که در سال 2012 بر اثر سرطان درگذشت، فقط Mixteco صحبت می کرد. ما هرگز حتی یک گفتگو با هم انجام ندادیم. اما لبخندش را به یاد دارم. یک بار با حرکت دستش از من یک قیچی خواست.

امروز Mixtepec تغییر کرده است. کسانی که برای فرصت اقتصادی به شمال سفر کردند، مثل من تیاس و tíos، بازگشته اند تا خانه بسازند. آنها به Mixteco چسبیده اند، اما برخی می گویند که نسل جوان زبان را از دست می دهد. کافه های اینترنتی وجود دارند که Mixtepec را به گونه ای به دنیا متصل می کنند که قبلاً امکان پذیر نبود. سطل هایی که برای دوش گرفتن استفاده می کردیم با آب جاری جایگزین شده است.

اما ما هنوز ظروف را بیرون در یک حوضچه سیمانی می شوییم. یک اورندا زیرا پدربزرگ و مادربزرگ من هر ماه اکتبر برای Día de Muertos بالا می رود، با انبوهی از تابه dulce و pollo con mole به عنوان پیشکش. مادرم دوست دارد قبل از اینکه برای خنک شدن بپرد، خاطرات تمیز کردن لباس هایش را در آب های سرد یخی ریو میکستکو به یاد بیاورد. او وقتی به یاد روزهای پرافتخار خود در دویدن در مدرسه قبل از ترک کلاس ششم برای کار می‌افتد، لبخند می‌زند.

زمانی که یالیتزا آپاریسیو، ستاره فیلم برنده اسکار «روما»، اواکساکان ها را به رسانه های جریان اصلی ایالات متحده آورد، من – مانند بسیاری در اوآخاکا – در شگفتی بودم. یادم می‌آید که با هیجان آن را با مادرم تماشا می‌کردم، در حالی که یالیتزا یک گویش Mixteco، متفاوت از لهجه مادرم را به هالیوود آورد. سینه ام از غرور متورم شد که می دانستم او اهل تلاکسیاکو است، شهر کوچکی که برای دیدن عمه ها و عموهایم از آن بازدید کرده ام. حتی زمانی که من از عصبانیت فرو می‌رفتم، او سرش را بالا گرفته بود در حالی که شخصیت‌های مکزیکی رنگ پوست، بینی و بومی بودن او را مسخره می‌کردند. او با ادامه موفقیت پاسخ داد.

::

هویت ما ما را تعریف نمی کند. آنها می توانند احساس ناراحتی و درد داشته باشند، مانند شکستن یک جفت چکمه جدید. اما گاهی اوقات، آنها می توانند مانند یک شلوار جین قدیمی باشند که در پشت کمد نشسته اند و انواع خاطره ها را در خود جای می دهند.

در حد کمی، من متشکرم که مارتینز در حال توهین به اواکساکان دستگیر شد. رهبران از آن به عنوان فرصتی برای برجسته کردن رفتار ضعیف اواکساکان ها در شهری به مترقی مانند لس آنجلس استفاده کرده اند. Oaxacans هنرمندان، دانشجویان حقوق، پرستاران، مهندسان هستند. ما هم روزنامه نگاریم

تابستان گذشته یک هفته را در Mixtepec گذراندم و به مادرم کمک کردم برای یک جشنواره سه روزه، جشن مقدسین آماده شود. او نامگذاری شده بود ماوردوما، مسئولیتی به قدری بزرگ که بیش از یک سال پیش، او آپارتمان یک خوابه خود را جمع و جور کرد و دو شغل تمام وقت خود را در ناپل رها کرد و تمام وقت در آنجا زندگی کرد.

ستون یک

ویترینی برای داستان سرایی جذاب از لس آنجلس تایمز.

در ابتدا برای من سخت بود که جشنواره را چیزی جز بیهودگی ببینم، روزهای رقصیدن، افرادی که لباس‌های نقاب‌دار به تن دارند و از صبح تا نیمه‌شب مشروب می‌نوشند. مادرم، 54 ساله، گفت: “مهمانی هرگز به همین جا ختم نمی شود.” اما این یک بازگشت به خانه برای کسانی مانند مادر من است، که اگر او فرصت ایجاد یک زندگی مرفه در Mixtepec را داشت، ممکن بود ترک نمی‌کردند.

خاله های من در شهر بودند و در Mixteco درباره اینکه چه کسی داوطلبانه به اندازه کافی برای کمک به غذا کمک نمی کند غیبت می کردند و برنامه های پشتیبان را در صورت آمدن باران لیست می کردند. بوی تورتیلا و خال فضا را پر کرده بود.

مادرم سبک تر به نظر می رسید. او دیگر تحت فشار خانه داری پر زحمت یا وظایف آماده سازی غذای هتل نبود. در عوض، او با دامن‌های رنگارنگ که هر روز تغییر می‌کردند، موهایش را بافته‌شده، ربوزویی دور شانه‌هایش می‌چرخید.

او خانه بود. و برای یک بار هم که شده، نخواستم بروم.


منبع: play-news.ir

دیدگاهتان را بنویسید

hacklink al hd film izle php shell indir siber güvenlik android rat duşakabin fiyatları hack forum fethiye escort bayan escort - vip elit escort html nullednulled themeskürtçe aşk sözleriMobil Ödeme Bozdurmarekorbetgenco bahis