انتخابات میان‌دوره‌ای خشن، هیچ آرامشی را برای آمریکای مضطرب نوید نمی‌دهد


آمریکا روزهای سختی را می شناسد. جنگ. افسردگی.

مقایسه اضطراب های امروزی برای اکثر مردم بی ربط است. تنها چیزی که مهم است این است که ما در این دوران پر از تنش زندگی می کنیم، و اگر تاریخ نشان دهد که وضعیت کشور به مراتب بدتر شده است، آرامش کمی است.

تورم به حقوق ما ضربه می زند. ترس از جنایت خیلی ها را پر از پیش بینی می کند. حق سقط جنین که زمانی تحت قانون اساسی تضمین شده بود، ناگهان ناپدید شد و حقوق دیگر، مانند ازدواج همجنس‌گرایان، به تازگی قابل تفسیر به نظر می‌رسد.

زیر بار آن نگرانی ها، نظام سیاسی ما فرو می پاشد.

کاندیداها کمتر بر گسترش حمایت های خود تمرکز می کنند تا اینکه متعصب ترین پیروان خود را به پای صندوق های رای تشویق کنند. قبیله گرایی به قدری عمیق شده است که هر قدر هم که یک نامزد ناقص باشد، برخی زودتر دست و پای خود را از دست می دهند تا اینکه از یکی از اعضای حزب مخالف حمایت کنند.

مبالغ ناپسند پول رگبار بی وقفه ای از تبلیغات را تأمین می کند که حواس ما را خام می کند. آنچه مورد بحث قرار می گیرد، با سوء نیت شادی آور انجام می شود. برای برخی از جناح راست، تلاش برای ترور رئیس مجلس نمایندگان دموکرات و حمله وحشیانه به همسرش وحشتناک نبود، بلکه یک شوخی بود.

نگران‌کننده‌تر این است که اساس جمهوری دموکراتیک ما – برگزاری انتخابات آزاد و منصفانه و تمایل به پایبندی به نتیجه – دیگر نمی‌تواند بدیهی تلقی شود، زیرا بخش بزرگی از جمهوری‌خواهان عمداً از به رسمیت شناختن رئیس‌جمهور امتناع می‌کنند. پیروزی واضح 2020 برخی از بلندترین صداها در حزب – که بازتاب رهبر دروغگوی حزب در تبعید است – بی پروا در ایجاد تردیدهای بی اساس در مورد سیستم رای ما اصرار دارند.

آمریکا ناآرام

در یک کشور عمیقاً تقسیم شده، تنها چیزی که آمریکایی ها را متحد می کند، احساس مشترک ناراحتی است. اکثریت قریب به اتفاق احساس می‌کنند که کشور در مسیر اشتباهی پیش می‌رود، اما تعداد کمتری در مورد دلیل این امر – و مقصر کدام حزب سیاسی توافق دارند. این مجموعه گاه به گاه دلایل پیچیده تصمیمات رای دهندگان در این انتخابات میان دوره ای مهم و غیرقابل پیش بینی را بررسی می کند.

دیوید کندی، مورخ دانشگاه استنفورد، آثاری استادانه در مورد برخی از بدترین دوران سخت کشور، از جمله رکود بزرگ، نوشته است. او گفت که از جهاتی آنچه امروز اتفاق می افتد ناراحت کننده تر است.

او گفت که رکود یک شوک ناگهانی بود که رهبران کشور را جسور کرد و باعث ایجاد تغییرات خلاقانه و پایدار شد که زندگی میلیون‌ها نفر را بهبود بخشید. کندی گفت: «آنچه امروز با آن روبرو هستیم، آنقدر شوک نیست که اوج بسیاری از چیزهایی است که حداقل برای یک نسل، اگر نگوییم اندکی بیشتر، در حال چروکیدن و ساختن و جمع‌آوری حرکت و نیرو بوده‌اند.

از جمله، او به جهانی شدن اشاره کرد که از نظر اقتصادی تعداد زیادی از آمریکایی‌ها را آواره کرده است، و شکست یک سیستم سیاسی دو قطبی و برادرکش در پاسخگویی مناسب به از دست دادن معیشت و چیزی که برای بسیاری، شیوه زندگی اطمینان‌بخش بود.

بعید به نظر می رسد که نتیجه انتخابات روز سه شنبه تغییراتی را ایجاد کند – همکاری بیشتر، سازش بیشتر، فضای سیاسی کمتر سمی – که بسیاری از رای دهندگان ادعا می کنند که می خواهند.

حتما بخوانید:
وزارت دادگستری سیاست رسمی را منتشر کرده است که دسترسی به بایگانی خبرنگاران را محدود می کند

کندی گفت: «ما در حال حفاری هستیم. «پلاریزاسیون به معنای فلج شدن است. فلج یعنی جلو نمیری.»

::

اگر تاریخ راهنما باشد، کنترل اسمی دموکرات ها بر کنگره در شرف پایان است.

جمهوری خواهان برای به دست آوردن اکثریت در مجلس باید تنها پنج کرسی را به دست آورند. در همه انتخابات میان دوره ای به جز سه دوره از زمان آغاز جنگ داخلی، حزب رئیس جمهور کرسی های خود را از دست داده است. میانگین در قرن گذشته 28 است.

به این دلیل که انتخابات میان دوره ای تقریباً همیشه یک رفراندوم برای رئیس فعلی است و محتمل ترین رأی دهندگان کسانی هستند که از وضعیت موجود ناراضی هستند.

با افزایش شدید تورم و افزایش ترس از رکود اقتصادی، محبوبیت پرزیدنت بایدن در محدوده متوسط ​​تا پایین 40 درصد فرو رفته است. این نشان دهنده ناراحتی زیادی است که به دنبال راه خروجی است.

مبارزه برای مجلس سنا، که 50-50 تقسیم شده است، کمتر قطعی به نظر می رسد. حزب در کاخ سفید از زمان آغاز انتخابات مستقیم سناتورها در سال 1914، در 19 کرسی از 26 کرسی میان دوره ای مجلس سنا را از دست داده است. میانگین از دست دادن در قرن گذشته چهار کرسی است.

از آنجایی که آنها در سراسر ایالت اداره می شوند، و نه در مناطقی که پر از رأی دهندگان یک حزب یا آن حزب است، نامزدهای سنا معمولاً بیشتر بر اساس شایستگی های فردی و از طریق کیفیت مبارزات انتخاباتی شان مورد قضاوت قرار می گیرند. اما این ممکن است در حال تغییر باشد.

چارلی کوک، که دهه ها را صرف ناتوانی در انتخابات برای راهنمای کمپین همنام و غیرحزبی خود کرده است، می گوید: “دموکرات ها همگی انگیزه دارند به دموکرات ها و جمهوری خواهان به جمهوری خواهان رای دهند.” “انتظار دارم که تعداد کمی از سربازان فرار کنند.”

از آنجایی که دو حزب تقریباً به طور مساوی با هم تطبیق داده شده اند، این بدان معناست که چندین رقابت می تواند به هر طرف و با آنها کنترل سنا را در پیش بگیرد. چه دموکرات ها و چه جمهوری خواهان در راس امور باشند، هیچ یک از احزاب به احتمال زیاد در هنگام ادای سوگند در کنگره بعدی اکثریت قاطع را به دست نمی آورند.

متخصصان سیاسی اصطلاحی برای پویایی دارند که انتخابات را در فضای تند امروز به پیش می‌برد. به این می گویند حزب گرایی منفی. به بیان ساده، بسیاری از رای دهندگان ممکن است از انتخاب های ارائه شده توسط حزب خود هیجان خاصی نداشته باشند، اما از نامزدهایی که در طرف مقابل شرکت می کنند بیشتر می ترسند یا از آنها متنفرند.

بنابراین، همان‌قدر که هرشل واکر کاملاً بی‌کفایت و حقیقت‌طلب به نظر می‌رسد، اکثریت قاطع جمهوری‌خواهان جورجیا احتمالاً به جای حمایت از سناتور دموکرات فعلی، به انتخاب او رأی خواهند داد. رافائل وارناک همانطور که سلامت جان فترمن نگران کننده به نظر می رسد – اثرات طولانی مدت سکته ای که او در ماه می متحمل شد به طرز دردناکی در بحث ماه گذشته آشکار شد – اکثریت قریب به اتفاق دموکرات های پنسیلوانیا او عملاً از او برای مجلس سنا در مقابل مهمت اوز جمهوری خواه حمایت می کنند. .

انتخاب گزینه ای که کمترین بدی به نظر می رسد – پیش فرضی که برای بسیاری از رای دهندگان آشنا شده است – باعث بی اعتمادی مداوم به رهبران منتخب ما شده است، احساساتی که از دوران جنگ ویتنام به طور پیوسته افزایش یافته است.

حتما بخوانید:
اکنون دریابید، برای میز اسنوکر سریع چه کاری باید انجام دهید؟

نظرسنجی اخیر NBC نشان داد که کمتر از نیمی از افراد مورد بررسی گفتند که همیشه یا بیشتر به فرماندار خود اعتماد دارند و فقط کمی بیش از یک سوم گفتند که به رئیس جمهور یا نماینده خود در کنگره اعتماد دارند.

این نگرش تحقیرآمیز وقتی که تعداد زیادی از رای دهندگان رای خود را با یک دست در حالی که بینی خود را با دست دیگر گرفته بودند به صندوق انداختند تعجب آور نیست.

::

اگر، همانطور که محتمل به نظر می رسد، مجلس نمایندگان تغییر کند، به الگوی نوسانات سیاسی ادامه خواهد داد که مشخصه این قرن هنوز جوان بوده است.

از سال 1960، سه انتخابات در 18 سال برگزار شد که در آن کنترل کاخ سفید، سنا یا مجلس احزاب را تغییر داد. در 18 سال آینده چهار مورد وجود داشت. از سال 2000، 9 انتخابات وجود داشته است که در آن قدرت تغییر کرده است. رای گیری روز سه شنبه می تواند دهمین رای گیری باشد.

دلایل مختلفی برای افزایش سرعت گردش مالی وجود دارد.

اینترنت جمع آوری کمک های مالی را آسان تر از همیشه می کند و نامزدهای بادوام تری تولید می کند.

دو حزب بزرگ پس از به دست آوردن قدرت، تمایل دارند که بیش از حد خود را از دست بدهند و باعث واکنش شدید رأی دهندگان پشیمان شوند.

از همه مهمتر، برابری خشن بین احزاب و دسته بندی ایدئولوژیک – آبی های آبی تر، قرمزهای قرمزتر – است که دموکرات ها و جمهوری خواهان را از هم دورتر کرده است و باعث شده است که حزب های مربوطه به طور فزاینده ای در قفل رای دهند.

لین واورک، استاد علوم سیاسی دانشگاه کالیفرنیا، کتاب جدیدی نوشته است که در آن “کلسیفیکاسیون” سیاست ما را توصیف می کند. رویدادهای لرزه‌ای رخ می‌دهند – یک بیماری همه‌گیر در هر قرن، یک محاسبه تاریخی برای نسل‌های تبعیض نژادی، تلاش برای کودتا با هدف براندازی انتخابات 2020 – و آن‌ها کمک چندانی به تغییر تعادل سیاسی یک انشعاب نمی‌کنند. آمریکای میانه

با توجه به این توازن، یک تغییر کوچک در رای دهندگان هر دو سال یک بار منجر به قدرت گرفتن یک یا آن حزب در واشنگتن شده است.

واورک گفت: “کلسیفیکاسیون به این معنا نیست که ما در هر انتخاباتی یک حزب پیروز شده ایم.” “این بدان معناست که ما روی لبه چاقو گیر کرده ایم و فقط یک طرف، یک طرف، یک طرف، یک طرف دیگر کج می شویم.”

اگر تغییر چیزی است که رای دهندگان می خواهند – پایان دادن به ماهیت خونین سیاست امروز، احساس اطمینان بیشتر از ثبات در واشنگتن – در آینده به نظر نمی رسد.

اما همانطور که واورک پیشنهاد کرد، با پایان دادن به این فصل انتخاباتی تند، یک بارقه امیدبخش وجود دارد.

بیایید بگوییم نامزدهایی که شکست می‌خورند، هر که هستند، نتایج انتخابات خود را می‌پذیرند. آن‌ها کاری را انجام می‌دهند که ما به کاندیداها عادت کرده‌ایم، که این است… از حامیانشان به خاطر سخت‌کوشی تشکر می‌کنند و چیزی شبیه این می‌گویند: «بیایید به طرف مقابل ضربه بزنیم». او منصفانه برنده شد. این یک گام بزرگ و بزرگ در جهت درست است.”

واورک ادامه داد: “اگر این اتفاق نیفتد، خیلی بد است.”

و با نگاهی به گذشته، ممکن است این زمان ها را در مقایسه با آنچه در ادامه می آید، زمان های خوبی بدانیم.


منبع: play-news.ir