[ad_1]

آمریکا کشوری تقسیم شده است – و مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری فقط وضعیت را بدتر کرده است.

حزب گرایی پریده است. شبه نظامیان مسلح در تجمعات انتخاباتی ظاهر شدند. فروش اسلحه افزایش یافته است.

در نیویورک ، لس آنجلس ، واشنگتن و سایر شهرها ، صاحبان فروشگاه ها تخته سه لا را به ویترین خود میخ زدند. در نظرسنجی ماه گذشته گالوپ ، یک رکورد 64٪ از مردم گفتند که “در صورت پیروزی نامزد مورد نظر خود” از آنچه اتفاق می افتد نمی ترسند.

مری جو دالریمپل ، بازنشسته 56 ساله در گرینسبورگ ، پنسیلوانیا ، به من گفت: “شما فقط دیگر نمی خواهید با مردم صحبت کنید.” “شما می ترسید که ناخوشایند باشد.”

این طبیعی نیست – نه بعد از دهه ها ، شاید نه بعد از جنگ داخلی.

حتی با تقریباً یک چهارم میلیون مرگ و 100000 عفونت در روز ، پایدارترین مشکل ما همه گیر COVID-19 نیست. واکسن می تواند این را حل کند. نه رکود اقتصادی است. با خاموش شدن ویروس ، اقتصاد احتمالاً بهبود خواهد یافت.

بزرگترین چالش ما دو قطبی سیاسی است که باعث شده است کشور فارغ از پیروزی ، به طور فزاینده ای غیرقابل کنترل شود.

قطب بندی بخشی از سیاست ما برای دهه ها بوده است. اما در زمان رئیس جمهور ترامپ ، این به چیزی بدتر تبدیل شده است: مشروعیت زدایی ، محکوم کردن مخالفان خود به عنوان غیرآمریکایی ، غیر دموکراتیک و غیر قابل احترام.

ترامپ با زیر سوال بردن حقانیت رئیس جمهور اوباما ، به دروغ گفته است که وی ممکن است شهروند ایالات متحده نباشد ، وارد سیاست شده است. در این سال ، وی – بار دیگر بدون مدرک – متهم کرد که نامزد دموکرات جو بایدن از نظر روحی و جسمی ضعیف است و دست نشانده “سوسیالیست های رادیکال” است که “از کشور ما متنفرند”.

از سوی دیگر ، بسیاری از دموکرات ها معتقدند که ترامپ یک اقتدارگر بالقوه است که با کمال میل قانون اساسی را از بین می برد.

بایدن در اولین مناظره خود ترامپ را “یکی از نژادپرست ترین رئیس جمهورهایی که ما تاکنون داشته ایم” خواند و این واقعیت را نادیده گرفت که 12 رئیس جمهور از 18 رئیس جمهور اول صاحب بردگان هستند.

بسیاری از دموکرات ها و جمهوری خواهان طرف مقابل را نه تنها به عنوان رقبای سیاسی بلکه تهدیدی وجودی می دانند. این یک معضل ایجاد می کند: اگر فکر می کنید مخالفان شما تعهد اساسی در زمینه حاکمیت قانون اساسی ندارند ، چرا با آنها کار می کنید؟

با پایان انتخابات این مشکل از بین نخواهد رفت. اگر یک حزب هر دو مجلس کنگره و کاخ سفید را تصاحب نکند ، از دستیابی رئیس جمهور بعدی به چیزی جلوگیری می کند.

من فکر می کنم این چیزی است که باید اتفاق بیفتد.

اولین قدم اطمینان از قانونی بودن انتخابات است. چریک های هر دو طرف معتقدند مخالفانشان در تلاش برای تقلب هستند – البته خلق و خوی ناشی از اعلامیه های مداوم ترامپ درباره “جعلی بودن” روند رای گیری و امتناع وی از وعده انتقال مسالمت آمیز در صورت از دست دادن.

رئیس جمهوری که با وسایل نامطلوب پیروز شود به حق نامشروع به نظر می رسد. او می تواند ادعا کند که یک مأموریت دارد ، اما فاقد آن خواهد بود.

نایب قهرمان باید واقعیت را بپذیرد و سخنرانی امتیاز را ارائه دهد – هرچه برازنده تر ، بهتر باشد. اینگونه است که طرف بازنده قانونی بودن برنده را تصدیق می کند. اگر نامزد بازنده از این کار امتناع ورزد ، در عوض دیگر رهبران حزب وی باید این کار را انجام دهند.

گام دو برای نزدیک کردن کشور به هم کاری انجام می شود ، همانطور که روسای جمهور قبلی پس از مبارزات جدایی انجام داده اند.

این به معنای تلاش جدی برای احیای معاملات دو جانبه در کنگره است ، از جایی که دو طرف اهداف مشابهی دارند – به عنوان مثال یک لایحه تسکین اقتصادی دیگر برای کمک به کشور در هنگام همه گیری.

همچنین از شما می خواهد که فرقی از مشروعیت به مخالفان خود بدهید ، هر چقدر هم که از سیاست های آنها بیزار باشید.

بایدن که 36 سال را در سنا گذرانده است ، قبلاً گفته است که در صورت انتخاب تلاش خواهد کرد با جمهوری خواهان در کنگره همکاری کند. دموکرات های مترقی استشمام می کردند که دلتنگی او برای دوران دیرین کمونیسم ساده لوحانه است.

اما بایدن می داند که سنا مدرن چگونه کار می کند. او معاون رئیس جمهور بود زمانی که اوباما تلاش کرد و موفق به جلب حمایت CSO برای لایحه محرک اقتصادی در سال 2009 و بسته اصلاحات مهاجرت در سال 2013 نشد.

صحبت های او درمورد دو حزب ممکن است یک کارزار انتخاباتی باشد. آنها رای دهندگان را به عنوان ایده همکاری دو حزب انتخاب می کنند. حتی ممکن است هدف این باشد که جمهوریخواهان میانه رو را از وفاداران ترامپ جدا کند. با این حال ، ارزش امتحان کردن را دارد.

اکنون تقریباً فراموش شده است ، اما ترامپ در سال 2016 به طور جزئی انتخاب شد زیرا قول داد که به عنوان یک تاجر با هر دو حزب کار کند.

در سال اول خود ، او سعی کرد با دموکرات ها در مورد اصلاحات مهاجرت و هزینه های زیرساخت معامله کند. اوایل هفته گذشته ، او در حال مذاکره با رئیس مجلس نانسی پلوسی بود – برای اطمینان از یک طرف – برای لایحه محرک احتمالی.

حتی اگر نتایج متوسط ​​باشد ، تلاش های دو جانبه می تواند انحرافی باشد. رئیس جمهوری که کارهایی را انجام می دهد – به جای توهین به منتقدان خود – می تواند حقانیت و محبوبیت وی را در حال افزایش ببیند.

این کار قبلاً انجام شده بود: رونالد ریگان این کار را در دهه 80 انجام داد. بیل کلینتون این کار را در دهه 1990 انجام داد. جورج دبلیو بوش این کار را در اوایل دهه 2000 پس از انتخاب یک مسابقه که در دادگاه عالی تصمیم گیری شد ، انجام داد.

اگر رئیس جمهور بعدی امیدوار است که میراث قابل توجهی برجای بگذارد ، باید از این روسای جمهور پیروی کند ، برای مهار روند قطبی که سیاست های ما را مسموم کرده است ، تلاش کند و دولت آمریکا را دوباره به کار بیندازد.



[ad_2]

منبع: play-news.ir