[ad_1]

سوت مژه ها ، گریه مجروحان.

در حلقه گرد و خاکی نزدیک فرودگاه کابل ، جنگجویان تقویت شده طالبان صدها افغان غیر مسلح را جمع کرده بودند. در آنجا ، زیر آفتاب تنبیهی بعد از ظهر ، صحنه غم انگیز و آشفته دیگری از خروج آمریکا در روز سه شنبه رخ داد.

مردان یک زن را از خیابان بلند می کنند

پس از خشونت جنگجویان طالبان و هزاران نفر مقابل فرودگاه کابل ، این مردان در تلاش برای کمک به یک زن زخمی هستند.

(مارکوس یام / لس آنجلس تایمز)

فقط ده ها جوان با طالبان بودند ، اما جمعیت در مقابل آنها جمع شدند. مردان سلاح های خودکار را بی رویه به هوا شلیک می کردند و گاهی اوقات مردان ، زنان و کودکان جمع شده را هدف قرار می دادند.

برخی از رزمندگان ریش دار لباس سنتی بر تن داشتند shalwar cameo شلوارهای پهن و پیراهن بلند-اما دیگران لوازم جانبی ناسازگار را درک می کنند: کفشهای کتانی بلند ، ساعتهای طلایی ، جورابهای تا زانو.

به نظر می رسد که ضرب و شتم تقریباً به طور تصادفی ، اما با قصد خنک کننده انجام شده است. چوب ، طول شلنگ لاستیکی ، گره به گره ، ته تفنگ – مبارزان همه آنها را کنترل کردند.

برخی از کسانی که در پایان حملات قرار گرفتند سعی کردند از سوراخی در حصار برای ورود به محیط فرودگاه فرار کنند ، اما برخی دیگر به سادگی روی زمین نشسته و سعی کردند از خود دفاع کنند.

گروهی از مردان ، یکی از آنها گریه می کند

مردی گریه می کند در حالی که او و دیگران در حال تماشای حمله طالبان به هموطنان افغان در جمعیتی هستند که منتظر رسیدن به فرودگاه کابل بودند.

(مارکوس یام / لس آنجلس تایمز)

این عکاس هنگام تلاش برای گرفتن تصویری از جنگنده ای که اسلحه خود را به سمت جمعیت نشانه رفته بود از ناحیه پا مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

هر چند لحظه یکبار صدای تیراندازی در حلقه ترافیک شنیده می شد که با سقوط پایتخت توسط خودروهای ارتش افغانستان به فرماندهی رزمندگان مسدود شد. یک رزمنده ، پس از شلیک گلوله ، لبخندی را به سمت یکی از همرزمانش نشانه رفت.

دست کم دهها نفر زخمی شدند. یک زن و یک کودک در خون ماندند. چند مرد از جمعیت آنها را از خیابان به محل امن کشاندند و با یک تویوتا کرولا زرد رنگ سوار کردند و سپس حرکت کردند. پیرمردی با کت ورزشی خونین بچه ای لنگ به تن داشت که چشمانش باز بود تا فقط سفیدها را نشان دهد.

سپس ، انگار که صحنه به اندازه کافی دردناک نبود ، یک طوفان گرد و غبار خفه کننده منطقه را فرا گرفت. مردم چشم های خود را تنگ کرده و دهان خود را می پوشانند و از روسری به عنوان ماسک موقت استفاده می کنند.

جمعیت در اطراف در حال افزایش بود و برخی از مردان جوان با موش و گربه با طالبان بازی می کردند و سعی می کردند به صورت دسته جمعی از جاده عبور کرده و به فرودگاه نزدیک شوند. این مورد تیراندازی های جدیدی را به خود جلب کرد.

یکی از جوانانی که با رزمندگان مخالفت می کند ، دانشجوی سمیرولا اصیل است. او با پیراهن فلانل سیاه و سفید ، با موهای چرب در پهلو ، با پنج دوست بین 21 تا 25 سال سن داشت ، همه از یک روستا بودند.

مردم شروع به جدا شدن از جمعیت در خیابان می کنند

هنگامی که جنگجویان طالبان برای کنترل جمعیت مقابل فرودگاه کابل از خشونت استفاده کردند ، فرار افغانها آغاز شد.

(مارکوس یام / لس آنجلس تایمز)

دو هفته پیش ، با سقوط مناطق روستایی و روستایی به دست طالبان ، این شش جوان از غرب ، در آن سوی مرز به ایران فرار کردند. آنها سه روز ماندند تا اسیر شدند و به استان نیمروز در افغانستان فرستاده شدند.

از آنجا آنها شانس خود را در پایتخت امتحان کردند. اصیل ، که در زمینه مدیریت بازرگانی تحصیل می کند ، در فیس بوک دید که آمریکایی ها برخی از افغان ها را از کابل منفجر می کنند.

کودک گریه می کند در حالی که مرد بچه ای خون آلود را در خیابان حمل می کند

پس از حمله جنگجویان طالبان برای کنترل هزاران افغان که منتظر رسیدن به فرودگاه بودند ، یک کودک در حالی که مرد بچه ای خون آلود را حمل می کند ، گریه می کند.

(مارکوس یام / لس آنجلس تایمز)

قبل از ترک خانواده ، او قول داده بود که در صورت امکان پول را به خانه بفرستد. شاید بتواند زندگی بهتری بسازد.

این برای آرسیل و دوستانش یک رویا بود – اما تحت تأثیر ترس غالب قرار گرفت: اینکه آنها به طالبان دعوت شوند. همین مبارزان اکنون این جمعیت را شکنجه می کنند.

بازی گربه ها و موش های مردان جوان ادامه داشت. جنگنده ها به تیراندازی خود ادامه دادند. و گرد و غبار منفجر شد و وزید.



[ad_2]

منبع: play-news.ir

ایندکسر